فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره یوسف آیه 31

(31) فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَکْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَیْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّکَاً وَءَاتَتْ کُلَّ وَ حِدَةٍ مِّنْهُنَّ سِکِّیناً وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَیْهِنَّ فَلَمَّا رَأَیْنَهُ أَکْبَرْنَهُ وَ قَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ وَقُلْنَ حَشَ لِلَّهِ مَا هَذَا بَشَراً إِنْ هَذَآ إِلَّا مَلَکٌ کَرِیمٌ
ترجمه: پس چون (همسر عزیز) نیرنگ (وبدگویی) زنان (مصر) را شنید، (کسی را برای دعوت) به سراغ آنها فرستاد و برای آنان (محفل و) تکیه گاهی آماده کرد و به (دست) هر یک چاقویی داد (تا میوه میل کنند) و به یوسف گفت: بر زنان وارد شو. همینکه زنان او را دیدند (از زیبایی) بزرگش یافتند و دست های خود را (به جای میوه) عمیقاً بریدند و گفتند منزه است خداوند، این بشر نیست، این نیست جز فرشته ای بزرگوار.
نکته ها:
کلمه «حاشا» و«تحاشی» به معنی کنار بودن است. رسم بوده که هرگاه می خواستند شخصی را از عیبی منزه بدانند، اوّل خدا را تنزیه می کردند بعد آن شخص را.**تفسیرالمیزان.***
همسر عزیز مصر زن سیاستمداری بود، با مهمانی دادن توانست مشت رقبا را باز کند. و آنان را غافلگیر نماید.
پیام ها:
1- گاهی هدف از بازگو کردن مسایل دیگران، دلسوزی نیست، بلکه حسادت و توطئه و نقشه علیه آنان است. (مکرهن)
2- عشق که آمد انسان بریدن دست را نمی فهمد. (قطعن ایدیهنّ)
(اگر شنیده اید که حضرت علی علیه السلام به هنگام نماز، از پایش تیر را کشیدند و متوجّه نشد، تعجب نکنید. زیرا اگر عشق سطحی و زیبایی ظاهری، تا بریدن دست پیش می رود، عشق معنوی و عمیق به جمال واقعی، چه خواهد کرد!.)
3- زود انتقاد نکنید، شاید شما هم اگر به جای او بودید مثل او می شدید. (قطعن ایدیهنّ) (انتقاد کنندگان وقتی برای یک لحظه یوسف را دیدند، همه مثل زن عزیز مصر گرفتار شدند.)
4- پاسخ مکر را باید با مکر داد. (زنان با بازگوکردن راز همسر عزیز مصر، نقشه کشیدند و او با یک میهمانی، نقشه آنان را پاسخ داد). (ارسلت الیهنّ)
5- انسان به طور فطری در برابر بزرگی و بزرگواری، تواضع می کند.(اکبرنه)
6- مردم مصر در آن زمان، ایمان به خدا وفرشتگان داشتند.(حاش للّه... ملک کریم)

سوره یوسف آیه 32

(32) قَالَتْ فَذَ لِکُنَّ الَّذِی لُمْتُنَّنِی فِیهِ وَلَقَدْ رَ وَدتُّهُ عَن نَّفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ وَ لَئِنْ لَّمْ یَفْعَلْ مَآ ءَامُرُهُ لَیُسْجَنَنَّ وَلَیَکُوناً مِّنَ الصَّغِرِینَ
ترجمه: (همسر عزیز مصر به زنانی که دست خود را بریده بودند) گفت: این همان کسی است که مرا درباره او ملامت می کردید. و البته من از او کام خواستم ولی او پاکی ورزید. و اگر آنچه را به او دستور می دهم انجام ندهد، حتماً زندانی خواهد شد و قطعاً از خوارشدگان خواهد بود.
نکته ها:
شرایط اجتماعی و روانی، در نوع عکس العمل افراد تأثیر دارد. همسر عزیز آنگاه که از افشای کار زشت خود می ترسد، «غلقّت الابواب» درها را می بندد، امّا هنگامی که زنان مصر را همراه و همداستان خود می بیند، علناً می گوید: «أنا راودته» من او را فرا خواندم. در جامعه نیز وقتی حساسیت به زشتی از بین برود، گناه آسان می شود. شاید برای جلوگیری از همین اخلاق است که در دعای کمیل می خوانیم: «اللّهم اغفر لی الذنوب التی تهتک العصم» خداوندا؛ گناهانی که پرده حیا را پاره می کند برایم بیامرز. زیرا گناه در ابتدا انجامش برای انسان سنگین است، امّا همینکه پرده ها برافتاد آسان می شود.
پیام ها:
1- دیگران را ملامت نکنید که خود گرفتار می شوید.(فذالک الذی لمتننّی فیه)
2- عشق گناه آلود، سبب رسوائی می شود.(لقد راودته)
3- دروغگو رسوا می شود. کسی که دیروز گفت: یوسف قصد سوء داشته (اراد باهلک سوء) امروز می گوید: (أنا راودته) من قصد کام گرفتن از او را داشتم.
4- گاهی دشمن هم به پاکی شخص مقابل، گواهی می دهد.(فاستعصم)
(وجدان مجرم نیز گاهی بیدار می شود.)
5- سوء استفاده از قدرت، حربه ی طاغوتیان است. (لیسجننّ)
6- تهدید به حبس وتحقیر، حربه وشیوه ی طاغوتیان است. (لیسجنن،...الصاغرین)
7- عاشقِ شکست خورده، دشمن می شود. (لیسجنّن و لیکوناً من الصاغرین)
8- روحیه کاخ نشینی، غیرت را می میراند. (با آنکه عزیز خیانت همسر را فهمید و از او خواست که توبه کند، ولی باز هم میان او و یوسف فاصله نیانداخت.)
9- پاکی لازمه ی نبوت است. (فاستعصم ...)
10- چه پاکانی که به خاطر خودکامگان به زندان می روند.(فاستعصم ... لیسجنن)
«یوسف از دامان پاک خود به زندان می رود»

سوره یوسف آیه 33

(33) قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنِی إِلَیْهِ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّی کَیْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَیْهِنَّ وَأَکُن مِّنَ الْجَهِلِینَ
ترجمه: (یوسف) گفت: پرودگارا؛ زندان برای من از آنچه مرا به سوی آن می خوانند محبوب تر است. و اگر حیله آنها را از من باز نگردانی من به سوی آنها تمایل می کنم و از جاهلان می گردم.
پیام ها:
1- توجه به ربوبیت خدا، از آداب دعا می باشد. (ربّ)
2- اولیای خدا، فشار زندگی شرافتمندانه را، از رفاه در گناه بهتر می دانند. (ربّ السجن احبّ الیّ)
3- هر آزادبودنی ارزش نیست وهر زندان بودنی عیب نیست.(رب السجن احبّ)
4- انسان با استمداد از خداوند، می تواند در هر شرایطی از گناه فاصله بگیرد. (ربّ السجن احبّ) (هجرت از محیط گناه لازم است)
5- رنج و سختی نمی تواند مجوز ارتکاب گناه باشد. (رب السجن...)
6- دعا و نیایش و استمداد از خداوند، راه مصون ماندن از گناه و انحرافات جنسی است. (رب السجن...)
7- شخصیت انسان به روح اوبستگی دارد، نه جسم او. اگر روح آزاد باشد، زندان بهشت است واگر روح در فشار باشد، کاخ هم زندان می شود.(السجن احبّ)
8- یا همه زنان عاشق یوسف شدند و پیغام دادند و یا او را برای پذیرش درخواست همسر عزیز تشویق کردند.(کیدهن ، یدعوننی)
9- راضی کردن مردم به قیمت ناخشنود کردن خدا، جهل است. (ربّ... یدعوننی)
10- هیچ کس بدون لطف خداوند، محفوظ نمی ماند. (الاّتصرف عنی...) در شرایط بحرانی تنها راه نجات، اتکا به خداوند است.
11- آزمایش های الهی هر لحظه سخت تر میشود. (یوسف قبلاً گرفتار یک زن بود، حال گرفتار چندین زن شده است.)( کیدهنّ) (الیهنّ)
12- گناه، موجب سلب علوم خدادادی و موهبتی است. (اتیناه علما و حکما... اکن من الجاهلین)
13- جهل تنها بیسوادی نیست، انتخاب لذت آنی و چشم پوشی از رضای خداوند، جهل محض است.(اکن من الجاهلین)