فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره یوسف آیه 29

(29) یُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا وَاسْتَغْفِرِی لِذَنبِکَ إِنَّکِ کُنتِ مِنَ الْخَاطِئِینَ
ترجمه: (عزیز مصر به یوسف گفت:) یوسف از این مسئله صرف نظر کن (و آن را بازگو نکن و به همسرش نیز خطاب کرد:) و تو برای گناهت استغفار کن چون قطعاً از خطاکاران بوده ای.
پیام ها:
1- عزیز مصر خواست مسئله مخفی بماند، ولی مردم دنیا در تمام قرن ها از ماجرا با خبر شدند، تا پاکی یوسف ثابت شود.(یوسف اعرض عن هذا)
2- عزیز مصر نیز همچون سایر کاخ نشینان، نسبت به مسئله ی ناموس وغیرت تساهل کرد و از توبیخ همسر به صورت جدّی خودداری نمود!.(و استغفری)
3- رهبران غیرالهی، قدرت برخورد قاطع نسبت به همسر متخلف خودشان را ندارند. (و استغفری)
4- رابطه زناشویی زن با غیر همسر خویش، رابطه ای ناروا و نامشروع است. (واستغفری لذنبک)

سوره یوسف آیه 30

(30) وَ قَالَ نِسْوَةٌ فِی الْمَدِینَةِ امْرَأَتُ الْعَزِیزِ تُرَ وِدُ فَتَهَا عَن نَّفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبّاً إِنَّا لَنَرَیَهَا فِی ضَلَلٍ مُّبِینٍ
ترجمه: زنانی در شهر (زبان به ملامت گشودند) و گفتند: همسر عزیز با غلامش مراوده داشته و از او کام خواسته است. همانا یوسف او را شیفته خود کرده است. به راستی ما او را در گمراهی آشکار می بینیم.
نکته ها:
کلمه ی «شغاف» به پیچیدگی بالای قلب یا پوسته نازک روی قلب، که همچون غلاف آنرا در برمی گیرد، گفته شده است. و جمله ی «شَغَفها حُبّاً» یعنی علاقه به قلب گره خورده و عشق شدید شده است.**تفسیر نمونه.***
پیام ها:
1- اخبار مربوط به خانواده های مسئولان زودتر شایع می گردد.(اِمرأت العزیز)
2- آنجا که خدا بخواهد، بستن درها نیز مانع رسوایی نمی شود.(قال نسوة...)

سوره یوسف آیه 31

(31) فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَکْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَیْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّکَاً وَءَاتَتْ کُلَّ وَ حِدَةٍ مِّنْهُنَّ سِکِّیناً وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَیْهِنَّ فَلَمَّا رَأَیْنَهُ أَکْبَرْنَهُ وَ قَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ وَقُلْنَ حَشَ لِلَّهِ مَا هَذَا بَشَراً إِنْ هَذَآ إِلَّا مَلَکٌ کَرِیمٌ
ترجمه: پس چون (همسر عزیز) نیرنگ (وبدگویی) زنان (مصر) را شنید، (کسی را برای دعوت) به سراغ آنها فرستاد و برای آنان (محفل و) تکیه گاهی آماده کرد و به (دست) هر یک چاقویی داد (تا میوه میل کنند) و به یوسف گفت: بر زنان وارد شو. همینکه زنان او را دیدند (از زیبایی) بزرگش یافتند و دست های خود را (به جای میوه) عمیقاً بریدند و گفتند منزه است خداوند، این بشر نیست، این نیست جز فرشته ای بزرگوار.
نکته ها:
کلمه «حاشا» و«تحاشی» به معنی کنار بودن است. رسم بوده که هرگاه می خواستند شخصی را از عیبی منزه بدانند، اوّل خدا را تنزیه می کردند بعد آن شخص را.**تفسیرالمیزان.***
همسر عزیز مصر زن سیاستمداری بود، با مهمانی دادن توانست مشت رقبا را باز کند. و آنان را غافلگیر نماید.
پیام ها:
1- گاهی هدف از بازگو کردن مسایل دیگران، دلسوزی نیست، بلکه حسادت و توطئه و نقشه علیه آنان است. (مکرهن)
2- عشق که آمد انسان بریدن دست را نمی فهمد. (قطعن ایدیهنّ)
(اگر شنیده اید که حضرت علی علیه السلام به هنگام نماز، از پایش تیر را کشیدند و متوجّه نشد، تعجب نکنید. زیرا اگر عشق سطحی و زیبایی ظاهری، تا بریدن دست پیش می رود، عشق معنوی و عمیق به جمال واقعی، چه خواهد کرد!.)
3- زود انتقاد نکنید، شاید شما هم اگر به جای او بودید مثل او می شدید. (قطعن ایدیهنّ) (انتقاد کنندگان وقتی برای یک لحظه یوسف را دیدند، همه مثل زن عزیز مصر گرفتار شدند.)
4- پاسخ مکر را باید با مکر داد. (زنان با بازگوکردن راز همسر عزیز مصر، نقشه کشیدند و او با یک میهمانی، نقشه آنان را پاسخ داد). (ارسلت الیهنّ)
5- انسان به طور فطری در برابر بزرگی و بزرگواری، تواضع می کند.(اکبرنه)
6- مردم مصر در آن زمان، ایمان به خدا وفرشتگان داشتند.(حاش للّه... ملک کریم)