فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره یوسف آیه 23

(23) وَرَ وَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْتِهَا عَن نَّفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَ بَ وَقَالَتْ هَیْتَ لَکَ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ إِنَّهُ لَا یُفْلِحُ الظَّلِمُونَ
ترجمه: و زنی که یوسف در خانه او بود از یوسف از طریق مراوده و ملایمت، تمنای کام گیری کرد و درها را (برای انجام مقصودش) محکم بست و گفت: بیا که برای تو آماده ام. یوسف گفت: پناه به خدا که او پروردگار من است و مقام مرا گرامی داشته، قطعاً ستمگران رستگار نمی شوند.
نکته ها:
در تفسیر (انّه ربّی احسن مثوای) دو احتمال داده اند: الف: خداوند پرودگار من است که مقام مرا گرامی داشته و من به او پناه می برم. ب: عزیز مصر ربّ من است و من سر سفره او هستم و درباره ی من به تو گفت: «اکرمی مثواه» و من به او خیانت نمی کنم.
هر دو احتمال طرفدارانی دارد که بر اساس شواهدی بدان استناد می جویند. ولی به نظر ما، احتمال اوّل بهتر است. زیرا یوسف به خاطر تقوای الهی مرتکب گناه نشد، نه به خاطر اینکه چون من در خانه عزیز مصر هستم و او حقی بر من دارد، من به همسرش تعرض و سوء قصد نمی کنم. چون ارزش این کار کمتر از تقوی است. البته در چند جای این سوره، کلمه ی «ربّک» که اشاره به «عزیز مصر» است، به چشم می خورد ولی کلمه «ربّی» که در این سوره استعمال شده است، مراد خداوند است. و از طرفی دور از شأن یوسف است که خود را چنان تحقیر کند که به عزیز مصر «ربّی» بگوید.
پیام ها:
1- پسران جوان را در خانه هایی که زنان کم تقوی و نامحرم هستند، تنها نگذارید. زیرا باب مراوده باز می شود.(و راودته... فی بیتها)
2- گناهان بزرگ، با نرمش و مراوده شروع می شود. (راودته)
3- سعی کنیم نام خلافکار را نبریم و با اشاره از او یاد کنیم. (التّی )
4- پاک بودن مرد کافی نیست، زیرا گاهی زنها مزاحم مردان هستند.(و راودته)
5- حضور مرد و زن نامحرم در یک محیط در بسته، زمینه را برای گناه فراهم می کند. (غلقت الابواب و قالت هیت لک)
6- گناه زنا، در طول تاریخ یک جرم ثابت شده است و به همین دلیل، همه ی درها را محکم بست.(غلّقت الابواب )
7- برای جلوگیری از رسوایی، شخصاً اقداماتی انجام داد. (غلقت)
8- عشق در اثر مراوده و به تدریج پیدا می شود، نه به صورت دفعی و یکباره. وجود دایمی یوسف در خانه کم کم سبب عشق شد.(فی بیتها)
9- قدرت شهوت، به اندازه ای است که همسر پادشاه را نیز اسیر برده خود می کند. (و راودته الّتی)
10- بهترین نوع تقوی آن است که به خاطر لطف ومحبت وحق خداوندی گناه نکنیم، نه از ترس رسوایی در دنیا یا آتش در آخرت. (معاذ اللَّه انّه ربّی احسن مثوای)
11- همه ی درها بسته، امّا درِ پناهندگی به خدا باز است.(غلّقت الابواب...معاذاللَّه)
12- یاد عاقبت گناه، مانع از ارتکاب آن است. (انّه لایفلح الظالمون )
13- تقوی واراده ی انسان، می تواند بر زمینه های انحراف وخطا غالب شود. (معاذاللَّه)
14- توجه به خداوند، عامل بازدارنده از گناه و لغزش است. (معاذاللَّه)
15- زنا یا توطئه نسبت به جوانان پاک، ظلم به خود، همسر، جامعه و افراد است. (لایفلح الظالمون)
16- اگر رئیس یا بزرگ ما دستور گناه داد، نباید از او اطاعت کنیم.(هیت لک قال معاذ اللَّه) («لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق»**بحار، ج 10، ص 227. ***به خاطر اطاعت از مردم نباید نافرمانی خدا نمود.)
17- یک لحظه گناه، انسان را از رستگاری ابدی دور می کند. (لایفلح الظالمون)
18- ارتکاب گناه، ناسپاسی و کفران نعمت هاست. (لایفلح الظالمون)
19- به جای گفتن: «اعوذباللَّه» یک سره به سراغ پناه دادن خدا رفت وگفت: «معاذاللَّه» تا پناهندگی خود را مطرح نکند. در واقع برای خود ارزشی قائل نشد.

سوره یوسف آیه 24

(24) وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَن رَّءَا بُرْهَنَ رَبِّهِ کَذَ لِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَآءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ
ترجمه: و همانا (همسر عزیز مصر) قصد او (یوسف) را کرد و او نیز اگر برهان پروردگارش را نمی دید (بر اساس غریزه) قصد او را می کرد. اینگونه (ما او را با برهان کمک کردیم) تا بدی و فحشاء را از او دور کنیم، چرا که او از بندگان برگزیده ما است.
نکته ها:
امام صادق علیه السلام فرمود: «برهان رب» همان نور علم و یقین و حکمت بود که خدا در آیات قبل فرمود: (و اتیناه علماً و حکماً)**تفسیر کشف الاسرار. ***و آنچه در بعضی از روایات آمده که مراد از برهان، مشاهده قیافه پدر یا جبرئیل است، سند محکمی ندارد.
پیام ها:
1- اگر امداد الهی نباشد، پای هر کسی می لغزد.(همّ بها لولا ان رَا برهان ربّه)
2- خداوند بندگان مخلص را حفظ می کند. (لنصرف عنه... انّه من عبادنا المخلصین)
3- انبیا نیز در غرایز، مانند سایر انسان ها هستند ولی به دلیل ایمان به حضور خداوند، گناه نمی کنند.**یوسف معصوم و پاکدامن بود به دلیل گفتار همه کسانی که به نحوی با یوسف رابطه داشته اند. که ما نمونه هایی از آن را بیان می کنیم:
1- خداوند می فرماید: (لنصرف عنه السوء و الفحشاء انّه من عبادنا المخلصین)
2- یوسف می گفت: (رب السجن احبّ الیّ مما یدعوننی الیه) پرودگارا زندان برای من از گناهی که مرا به آن دعوت می کنند بهتر است.
در جای دیگر گفت: (انّی لم اخنه بالغیب) من به صاحبخانه ام در غیاب او خیانت نکردم.
3- زلیخا گفت: (لقد راودته عن نفسه فاستعصم) من با یوسف مراوده کردم و او معصوم بود.
4- عزیز مصر گفت: (یوسف اعرض عن هذا و استغفری لذنبک ) ای یوسف تو این ماجرا رامسکوت بگذار و به زلیخا گفت از گناهت استغفار کن.
5- شاهدی که گواهی داد و گفت اگر پیراهن از عقب پاره شده معلوم می شود که یوسف پاکدامن است (ان کان قمیصه...)
6- زنان مصر که گفتند: (ما علمنا علیه من سوء) ما هیچ گناه و بدی درباره او سراغ نداریم.
7- ابلیس که وعده فریب همه را داده، مخلَصین را استثنا کرده: (الاّ عبادک منهم المخلصین) و این آیه یوسف را مخلَص نامیده است. (انّه من عبادنا المخلصین)*** (همّ بها لولا ان رآ برهان ربّه)

سوره یوسف آیه 25

(25) وَاسْتَبَقَا الْبَابَ وَقَدَّتْ قَمِیصَهُ مِن دُبُرٍ وَأَلْفَیَا سَیِّدَهَا لَدَا الْبَابِ قَالَتْ مَا جَزَآءُ مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِکَ سُوءاً إِلَّا أَن یُسْجَنَ أَوْ عَذَابٌ أَلِیمٌ
ترجمه: و هر دو به سوی در سبقت گرفتند و آن زن پیراهن یوسف را از پشت درید. ناگهان شوهرش را نزد در یافتند. زن (با چهره حق به جانبی برای انتقام از یوسف یا تبرئه خویش) گفت: کیفر کسی که به همسر تو قصد بد داشته جز زندان و یا شکنجه دردناک چیست؟
نکته ها:
«استباق» به معنای سبقت و پیشی گرفتن دو یا چند نفر از یکدیگر است. و «قدّ» به معنای پاره شدن از طرف طول است.و «لفاء» به یافتن ناگهانی گفته می شود.
پیام ها:
1- گفتن «معاذاللَّه» به تنهایی کفایت نمی کند، باید از گناه فرار کرد.(استبقا)
2- گاهی ظاهر عمل یکی است، ولی هدفها مختلف است. (یکی می دود تا آلوده نشود، دیگری می دود تا آلوده بکند.) (استبقا)
3- هجرت و فرار از منطقه ی گناه، لازم است.(استبقا الباب)
4- بهانه ی بسته بودن درها کافی نیست، باید به سوی درهای بسته حرکت کرد شاید باز شود. (استبقا الباب)
5- همسر عزیز از عواطف واحساس شوهر استمداد کرد. (اهلک)
6- مجرم به دنبال توجیه یا تبرئه خود، به دیگران اتهام می بندد.(اراد باهلک سوء)
7- گاهی شاکی، خود مُجرم است.(قالت ما جزاء...)
8- تجاوز به زن شوهردار، در طول تاریخ جُرم محسوب می شده است.(سوءً)
9- زندان و زندانی نمودن مجرمان، سابقه تاریخی دارد. (لیسجن)
10- اعلام کیفر، نشانه ی قدرت همسر عزیز بود. (لیسجن او عذاب الیم)
11- عشق هوس آلود، عاشق را در یک لحظه قاتل می کند. (لیسجن او عذاب الیم)