فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره یوسف آیه 20

(20) وَشَروْهُ بِثَمَنِ بَخْسٍ دَرَهِمَ مَعْدُودَةٍ وَکَانُواْ فِیهِ مِنَ الزَّ هِدِینَ
ترجمه: و (کاروانیان) یوسف را به بهایی اندک چند درهمی فروختند و درباره او بی رغبت بودند.
پیام ها:
1- مالی که آسان به دست آید، آسان از دست می رود.(شروه)
2- هر کس ارزش چیزی را نداند، آنرا ارزان از دست می دهد. (بِثَمن بخس) (کاروانیان، ارزش یوسف را نمی شناختند.)
3- انسان اول ساقط، بعد برده و سپس ارزان به فروش می رسد.
4- تاریخ پول، به صدها سال قبل از اسلام می رسد.(دراهم)
5- نظام برده داری و برده فروشی، سابقه ای دراز دارد. (شروه بثمن بخس)
6- قانون عرضه و تقاضا، تعیین کننده ی نرخ است. (چون قافله تمایل و تقاضایی در خود نمی دید، به ارزانی یوسف رابه دیگران عرضه کرد.)
7- مردان بی شناخت، یوسف را به بهای کم فروختند. ولی زنان با شناخت، او را به ملک کریم توصیف نمودند. در روایت آمده است: «رب امرئة افقه من رجل» چه بسا زنی که از مرد فهیم تر باشد.

سوره یوسف آیه 21

(21) وَ قَالَ الَّذِی اشْتَرَیَهُ مِن مِّصْرَ لِامْرَأَتِهِ أَکْرِمِی مَثْوَیَهُ عَسَی أَن یَنْفَعَنآ أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَکَذَلِکَ مَکَّنَّا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِن تَأْوِیلِ الْأَحَادِیثِ وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَی أَمْرِهِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ
ترجمه: و کسی از مردم مصر که یوسف را خرید به همسرش گفت: مقام او را گرامی دار (او را به دید برده نگاه مکن) امید است که در آینده ما را سود برساند یا او را به فرزندی بگیریم. و اینگونه ما به یوسف در آن سرزمین جایگاه و مکنت دادیم (تا اراده ما تحقق یابد) و تا او را از تعبیر خواب ها بیاموزیم و خداوند بر کار خویش تواناست ولی اکثر مردم نمی دانند.
پیام ها:
1- بزرگواری، در سیمای یوسف نمایان بود. تا آنجا که سفارش او را به همسر می کند. (اکرمی مثواه)
2- دلها به دست خداست. مهر یوسف، در دل خریدار نشست. (عسی ان ینفعنا او نتخذه ولداً)
3- با احترام به مردم، می توان انتظار کمک ویاری از آنان داشت. (اکرمی... ینفعنا)
4- فرزندخواندگی، سابقه تاریخی دارد. (نتخذه ولداً)
5- علم وقدرت دو شرط ونعمت الهی ،برای مسئولیت پذیری است. (مکّنّا... لنعلمه)
6- پایان تحمل تلخی ها، شیرینی هاست. (ثمن بخسٍ - مکّنّا لیوسف )
7- اراده غالب خداوند، یوسف را از چاه به جاه کشاند. (مکّنّا لیوسف)
8- آنچه را ما حادثه می پنداریم، در حقیقت طراحی های الهی برای انجام یافتن اراده ی اوست. (غالب علی امره)
9- مردم ظاهر حوادث را می بینند، ولی از اهداف الهی بی خبرند. (لایعلمون)

سوره یوسف آیه 22

(22) وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ ءَاتَیْنَهُ حُکْماً وَ عِلْماً وَ کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ
ترجمه: و چون (یوسف) به رشد و قوت خود رسید به او علم و حُکم (نبوت یا حکمت) دادیم و ما اینگونه نیکوکاران را پاداش می دهیم.
نکته ها:
کلمه ی «اشدّ» از «شدّ» به معنای «گِره محکم»، اشاره به استحکام جسمی و روحی است. این کلمه در قرآن؛ گاهی به معنای «بلوغ» استعمال شده است، چنانچه در آیه 34 سوره اسراء آمده: (حتّی یبلغ اَشدّه) یعنی به مال یتیم نزدیک نشوید تا زمانی که به سن بلوغ برسد. گاهی مراد از «اشدّ» سن چهل سالگی است. نظیر آیه ی 15 سوره ی احقاف که می فرماید: (بلغ اشدّه و بلغ اربعین سنة) و گاهی به سن قبل از پیری گفته می شود، مانند آیه ی 67 سوره ی غافر: (ثم یخرجکم طفلا ثم لتبلغوا اشدکم ثم لتکونوا شیوخا)
پیام ها:
1- برای رهبری جامعه، علم و حکمت کافی نیست، توانایی جسمی نیز ضرورت دارد. (بلغ اشدّه)
2- علوم انبیا، اکتسابی نیست. (اتیناه علماً)
3- الطاف الهی، بر اساس قانون و لیاقت افراد است. (و کذلک نجزی المحسنین)
4- اوّل باید احسان کنیم تا لایق دریافت پاداش الهی باشیم. (نجزی المحسنین)
5- نیکوکاران در همین دنیا نیز کامیاب می شوند. (کذلک نجزی)
6- هر کس که توان علمی و جسمی داشته باشد، مشمول لطف الهی نمی شود، بلکه محسن بودن نیز لازم است. (نجزی المحسنین)