فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره یوسف آیه 14

(14) قَالُواْ لَئِنْ أَکَلَهُ الذِّئْبُ وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّا إِذاً لَّخَسِرُونَ
ترجمه: (فرزندان یعقوب) گفتند: اگر گرگ او را بخورد، با آنکه ما گروهی قوی هستیم، در آن صورت ما زیانکار (و بی کفایت) خواهیم بود.
نکته ها:
«عصبة» به گروه متحد و قوی می گویند زیرا با وحدت و همبستگی همچون «اعصاب» یک بدن از همدیگر حمایت می کنند.
پیام ها:
1- گاهی بزرگترها از روی تجربه و آگاهی احساس خطر می کنند، امّا جوان ها به قدرت خود مغرورند و خطر را شوخی می گیرند. (ونحن عصبة) (پدر نگران، ولی فرزندان مغرور قدرت خود بودند)
2- اگر کسی مسئولیتی را بپذیرد و خوب انجام ندهد، سرمایه، شخصیت، آبرو و وجدان خود را در معرض خطر قرار داده وزیانکار خواهد بود. (لخاسرون)
3- ظاهر فریبی و ابراز احساسات دروغین، از دسیسه های دیگر برادران یوسف بود. (در حضور پدر گفتند:) (انا اذاً لخاسرون)

سوره یوسف آیه 15

(15) فَلَمَّا ذَهَبُواْ بِهِ وَأَجْمَعُواْ أَن یَجْعَلُوهُ فِی غَیَبَتِ الْجُبِّ وَ أَوْحَیْنَآ إِلَیْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هَذا وَ هُمْ لَا یَشْعُرُونَ
ترجمه: پس چون او را با خود بردند وهمگی تصمیم گرفتند که او را در مخفی گاه چاه قرار دهند (تصمیم خود را عملی کردند) وما به او (در همان چاه) وحی کردیم که در آینده آنها را از این کارشان خبر خواهی داد در حالی که آنها (تو را) نشناسند.
پیام ها:
1- بهترین وسیله ی آرامش برای یوسف در دل چاه، الهام خدا نسبت به آینده روشن و نجات است. (اوحینا الیه)
2- اتفاق نظر و اجتماع مخالفان، همه جا کارساز و نشانه ی حقانیت نیست، بلکه قانون خداوند نشانه ی حق است. (اجمعوا... اوحینا الیه )
3- امداد الهی، در لحظه های حساس به سراغ اولیای خدا می آید.(فی غیابت الجُبّ و اوحینا الیه )
4- یوسف در نوجوانی، شایستگی دریافت وحی الهی را دارا بود.(اوحینا الیه)
5- میان طرح و نقشه تا عمل، فاصله است. (طرح برادران؛ پرتاب در چاه بود، (القوه) ولی در عمل، قرار دادن در چاه شد. (یجعلوه))

سوره یوسف آیه 16

(16) وَ جَآءُو أَبَاهُمْ عِشَآءً یَبْکُونَ
ترجمه: و (بعد از انجام نقشه خود) شب هنگام گریه کنان نزد پدرشان آمدند.
پیام ها:
1- گریه، همیشه نشانه صداقت نیست. به هر گریه ای اطمینان نکیند.(یبکون)**در قرآن چهار نوع گریه و اشک داریم؛
1- اشک شوق: گروهی از مسیحیان با شنیدن آیات قرآن اشک می ریختند. (تری اعینهم تفیض من الدمْع ممّا عرفوا من الحقّ) مائده، 83.
2- اشک حزن و حسرت : مسلمانان عاشق همینکه از رسول اکرم صلی الله علیه و آله می شنیدند که امکانات برای جبهه رفتن نیست گریه می کردند.(تفیض من الدمع حزناً الا یجدوا ما ینفقون) توبه، 92.
3- اشک خوف: همین که آیات الهی برای اولیا تلاوت می شد گریه کنان به سجده می افتادند، (خرّوا سُجدا وبُکیّاً) مریم، 58، (ویخِرّون للأذقان یبکون ویزیدهم خشوعاً) اسراء، 109.
4- اشک قلابی و ساختگی: همین آیه که برادران یوسف گریه کنان نزد یعقوب آمدند که گرگ یوسف را درید. (یبکون )***
2- توطئه گران از نقش احساسات و زمان، غفلت نمی کنند. (عشاءً)