فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره یوسف آیه 13

(13) قَالَ إِنِّی لَیَحْزُنُنِی أَن تَذْهَبُواْ بِهِ وَأَخَافُ أَنْ یَأْکُلَهُ الذِّئْبُ وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غَفِلُونَ
ترجمه: (یعقوب) گفت: همانا اینکه او را ببرید حتماً مرا غمگین می سازد و از این می ترسم که گرگ او را بخورد و شما از او غافل باشید.
پیام ها:
1- پرده دری نکنید. (اخاف ان یاکله الذئب)
(پدر از حسادت فرزندان آگاه بود و به همین دلیل فرمود: خوابی را که دیده ای به برادرانت بازگو مکن. ولی در اینجا سخن از حسادت آنان نمی گوید، بلکه گرگ و غفلت آنان را بهانه می آورد).
2- تعهد و سوز داشتن نسبت به فرزند، یکی از خصلت های پیامبران است. (لیحزننی... اخاف)
3- به فرزند خود، استقلال بدهید.
(عشق پدری به فرزند و دفاع از او در برابر احتمال خطر، دو اصل است ولی استقلال فرزند نیز اصل دیگری است. یعقوب، یوسف را به همراه سایر برادران فرستاد. زیرا نوجوان باید کم کم از پدر جدا شود، برای خود دوست انتخاب کند، فکر کند و روی پای خود بایستد، هر چند به قیمت تحمل مشکلات و اندوه باشد.)
4- به دروغگو، تلقین نکنید.
(در روایات آمده است که موضوع گرگ به ذهن برادران یوسف نرسیده بود و پدر با القای این فکر، آنان را به این ادّعا سوق داد.)**تفسیر نورالثقلین.***

سوره یوسف آیه 14

(14) قَالُواْ لَئِنْ أَکَلَهُ الذِّئْبُ وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّا إِذاً لَّخَسِرُونَ
ترجمه: (فرزندان یعقوب) گفتند: اگر گرگ او را بخورد، با آنکه ما گروهی قوی هستیم، در آن صورت ما زیانکار (و بی کفایت) خواهیم بود.
نکته ها:
«عصبة» به گروه متحد و قوی می گویند زیرا با وحدت و همبستگی همچون «اعصاب» یک بدن از همدیگر حمایت می کنند.
پیام ها:
1- گاهی بزرگترها از روی تجربه و آگاهی احساس خطر می کنند، امّا جوان ها به قدرت خود مغرورند و خطر را شوخی می گیرند. (ونحن عصبة) (پدر نگران، ولی فرزندان مغرور قدرت خود بودند)
2- اگر کسی مسئولیتی را بپذیرد و خوب انجام ندهد، سرمایه، شخصیت، آبرو و وجدان خود را در معرض خطر قرار داده وزیانکار خواهد بود. (لخاسرون)
3- ظاهر فریبی و ابراز احساسات دروغین، از دسیسه های دیگر برادران یوسف بود. (در حضور پدر گفتند:) (انا اذاً لخاسرون)

سوره یوسف آیه 15

(15) فَلَمَّا ذَهَبُواْ بِهِ وَأَجْمَعُواْ أَن یَجْعَلُوهُ فِی غَیَبَتِ الْجُبِّ وَ أَوْحَیْنَآ إِلَیْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هَذا وَ هُمْ لَا یَشْعُرُونَ
ترجمه: پس چون او را با خود بردند وهمگی تصمیم گرفتند که او را در مخفی گاه چاه قرار دهند (تصمیم خود را عملی کردند) وما به او (در همان چاه) وحی کردیم که در آینده آنها را از این کارشان خبر خواهی داد در حالی که آنها (تو را) نشناسند.
پیام ها:
1- بهترین وسیله ی آرامش برای یوسف در دل چاه، الهام خدا نسبت به آینده روشن و نجات است. (اوحینا الیه)
2- اتفاق نظر و اجتماع مخالفان، همه جا کارساز و نشانه ی حقانیت نیست، بلکه قانون خداوند نشانه ی حق است. (اجمعوا... اوحینا الیه )
3- امداد الهی، در لحظه های حساس به سراغ اولیای خدا می آید.(فی غیابت الجُبّ و اوحینا الیه )
4- یوسف در نوجوانی، شایستگی دریافت وحی الهی را دارا بود.(اوحینا الیه)
5- میان طرح و نقشه تا عمل، فاصله است. (طرح برادران؛ پرتاب در چاه بود، (القوه) ولی در عمل، قرار دادن در چاه شد. (یجعلوه))