فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره یوسف آیه 2

(2) إِنَّآ أَنْزَلْنَهُ قُرْءَناً عَرَبِیّاً لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ
ترجمه: همانا ما آن را قرآنی عربی نازل کردیم، باشد که بیاندیشید.
نکته ها:
قرآن به هر زبانی که نازل می شد، دیگران باید با آن زبان آشنا می شدند. امّا نزول قرآن به زبان عربی دارای مزایایی است، از جمله:
الف: زبان عربی دارای چنان گستردگی لغات و استواری قواعد دستوری است که در زبان های دیگر یافت نمی شود.
ب: طبق روایات زبان اهل بهشت، عربی است.
ج: مردم منطقه ای که قرآن در آن نازل شد، عرب زبان بودند و امکان نداشت که کتابِ آسمانی آنها به زبان دیگری باشد.
خداوند در مورد نحوه ی فرستادنِ قرآن تعبیر به «نزول» نموده است، همچنانکه در مورد باران نیز «نزول» استفاده شده است. بین قرآن و باران، مشابهت هایی است که ذکر می کنیم:
الف: هر دو از آسمان نازل می شوند.(انزلنا)**ق، 9.***
ب: هر دو طاهر و مطهرند.(لیطهرکم)**انفال، 11.***، (یزکیهم)**بقره، 129.***
ج: هر دو وسیله حیاتند. (دعاکم لِما یحیکم)**انفال، 24.***، (لنحیی به بلدة میتا)**فرقان، 49.***
د: هر دو مبارک و مایه برکت اند. (مبارکاً)**(هذا کتاب انزلناه مبارک...). انعام 92. (انزلنا من السماء ماء مبارکاً). ق 9.***
ه: قرآن چون باران، قطره قطره و آیه آیه نازل شده است.(نزول تدریجی قرآن)
شاید تأکید بر عربی بودن قرآن، ردّ کسانی باشد که می گفتند: قرآن را فردی عجمی به پیامبر آموخته است.**(انهم یقولون انّما یعلّمه بشر لسان الذی یلحدون الیه اعجمی وهذا لسان عربی مبین)نحل، 103.***
پیام ها:
1- قرآن که خود معجزه و انواع معجزات علمی، عینی و تاریخی در آن آمده، از همین الفبای عادی است که در گفتگوی شما بکار می رود.(الر)
2- قرآن دارای مقامی بس والا است.(تلک)
3- قرآن تنها کتابی برای تلاوت، تبّرک و حفظ نیست، بلکه وسیله ی تعقل و رشد بشر است. (لعلّکم تعقلون )
4- قرآن، عربی است و ترجمه آن به زبان های دیگر نمی تواند جایگزین آن در نماز شود. (قراناً عربیاً)
5- نزول قرآن به زبان عربی از یک سو و فرمان تدّبر در آن از سوی دیگر، نشانه ی آن است که همه ی مسلمانان لازم است با زبان عربی آشنا شوند. (قرآناً عربیاً)

سوره یوسف آیه 3

(3) نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَآ أَوْحَیْنَآ إِلَیْکَ هَذَا الْقُرْءَانَ وَ إِن کُنتَ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَفِلِینَ
ترجمه: ما با این قرآن که به تو وحی کردیم بهترین داستان را بر تو بازگو می کنیم، در حالی که تو پیش از آن، از بی خبران بودی.
نکته ها:
کلمه «قصص» هم به معنای داستان و هم به معنای نقل داستان است.
قصّه و داستان در تربیت انسان سهم بسزایی دارد. زیرا داستان، تجسم عینی زندگی یک اُمت و تجربه عملی یک ملّت است. تاریخ آئینه ی ملّت هاست و هر چه با تاریخ و سرگذشت پیشینیان آشنا باشیم، گویا به اندازه عمر آن مردم زندگی کرده ایم. حضرت علی علیه السلام در نامه سی ویکم نهج البلاغه خطاب به فرزندش امام حسن مجتبی علیه السلام جمله ای دارند به این مضمون که فرزندم؛ من در سرگذشت گذشتگان چنان مطالعه کرده ام و به آنها آگاهم، که گویا با آنان زیسته ام و به اندازه ی آنها عمر کرده ام.
شاید یکی از دلایل اثرگذاری قصّه و داستان بر روی انسان، تمایل قلبی او به داستان باشد. معمولاً کتاب های تاریخی و آثار داستانی در طول تاریخ فرهنگ بشری رونق خاصی داشته و قابل فهم و درک برای اکثر مردم بوده است، در حالی که مباحث استدلالی و عقلانی را گروه اندکی پیگیری می کرده اند.
قرآن، داستان حضرت یوسف را به عنوان (احسن القصص) نام می برد. ولی در روایات به کل قرآن «احسن القصص» اطلاق شده است و البته منافاتی ندارد که در میان تمام کتب آسمانی، تمام قرآن «احسن القصص» باشد و در میان سوره های قرآن، این سوره «احسن القصص» باشد.**تفسیر کنزالدقائق.***
تفاوت داستان های قرآن با سایر داستان ها:
1- قصّه گو خداوند است. (نحن نقص)
2- هدفدار است. (نقص علیک من ابناء الرّسل ما نثبت به فؤادک)**هود، 120.***
3- حق است نه خیال. (نقصّ علیک نبأهم بالحق)**کهف، 13.***
4- بر اساس علم است نه گمان. (فلنقصنّ علیهم بعلمٍ)**اعراف، 7.***
5- وسیله تفکر است نه تخدیر. (فاقصص القصص لعلهم یتفکّرون)**اعراف، 176.***
6- وسیله عبرت است نه تفریح و سرگرمی. (لقد کان فی قصصهم عبرة)**یوسف، 111.***
داستان حضرت یوسف (احسن القصص) است، زیرا:
1- معتبرترین داستان هاست. (بما اوحینا)
2- در این داستان، جهاد با نفس که بزرگترین جهاد است، مطرح می شود.
3- قهرمان داستان، نوجوانی است که تمام کمالات انسانی را در خود دارد. (صبر و ایمان، تقوی، عفاف، امانت، حکمت، عفو و احسان)
4- تمام چهره های داستان خوش عاقبت می شوند. مثلا یوسف به حکومت می رسد، برادران توبه می کنند، پدر بینایی خود را بدست می آورد، کشور قحطی زده نجات می یابد و دلتنگی ها و حسادت ها به وصال و محبت تبدیل می شود.
5- در این داستان مجموعه ای از اضداد در کنار هم طرح شده اند: فراق و وصال، غم و شادی، قحطی و پرمحصولی، وفاداری و جفاکاری، مالک و مملوک، چاه و کاخ، فقر و غنا، بردگی و سلطنت، کوری و بینایی، پاکدامنی و اتهام ناروا بستن.
نه فقط داستان های الهی، بلکه تمام کارهای خداوند «اَحسن» است زیرا:
بهترین آفریدگار است. (احسن الخالقین)**مؤمنون، 4.***
بهترین کتاب را دارد. (انزل احسن الحدیث)**زمر، 23.***
بهترین صورت گر است. (فاحسن صورکم)**غافر، 64.***
بهترین دین را دارد. (و من احسن دیناً ممّن اسلم وجهه لله)**نساء، 125.***
بهترین پاداش را می دهد. (لیجزیهم اللَّه احسن ما عملوا)**نور، 38.***
و در برابر آن بهترین ها، خداوند بهترین عمل را از انسان خواسته است. (لیبلوکم ایّکم احسن عملاً)**هود، 7.***
غفلت در قرآن به سه معنی مطرح شده است:
الف: غفلت بد، نظیر آیه ی (انّ کثیراً من الناس عن آیاتنا لغافلون)**یونس، 92. ***همانا بسیاری مردم از آیات ما به شدت غافلند.
ب: غفلت خوب، نظیر آیه ی (الذین یرمون المحصنات الغافلات المؤمنات لعنوا فی الدنیا و الآخرة)**نور، 23.*** کسانی که بر زنان پاکدامن و بی خبر از فحشا تهمت زنا می زنند در دنیا و آخرت لعنت شده اند.
ج: غفلتِ طبیعی به معنای بی اطلاعی، نظیر همین آیه ی مورد بحث (و ان کنت من قبله لمن الغافلین)
پیام ها:
1- در داستان های قرآن، قصّه گو خداوند است. (نحن نقصّ)
2- برای الگو دادن به دیگران، بهترین ها را انتخاب ومعرفی کنیم.(احسن..)
3- قرآن احسن الحدیث وسوره ی یوسف احسن القصص است. (احسن القصص)
4- بهترین داستان، آن است که بر اساس وحی باشد. (احسن القصص بما اوحینا)
5- قرآن بازگوکننده ی داستان ها، با بهترین وزیباترین بیان است.(احسن القصص)
6- پیامبر امّی قبل از نزول وحی نسبت به تاریخِ گذشته، بی خبر و ناآشنا بود. (...لمن الغافلین)

سوره یوسف آیه 4

(4) إِذْ قَالَ یُوسُفُ لِأَبِیهِ یَأَبَتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لِی سَجِدِینَ
ترجمه: آنگاه که یوسف به پدر خویش گفت ای پدر همانا من (در خواب) یازده ستاره با خورشید و ماه دیدم، آنها را در برابر خود سجده کنان دیدم.
نکته ها:
داستان حضرت یوسف با رؤیا شروع می شود. به گفته علامه ی طباطبایی در تفسیرالمیزان، داستان یوسف با خوابی شروع می شود که او را بشارت می دهد و نسبت به آینده روشن وامیدوار می سازد، تا او را در مسیر تربیت الهی صابر و بردبار گرداند.
یوسف، یازدهمین فرزند حضرت یعقوب است که بعد از بنیامین متولد شده است. به جز بنیامین، دیگر برادران او از مادر جدا بوده اند. حضرت یعقوب نیز فرزند حضرت اسحاق و او فرزند حضرت ابراهیم است.**تفسیر مجمع البیان.***
خواب اولیای الهی، متفاوت است؛ گاهی نیازمند تعبیر است، مثل خوابِ حضرت یوسف و گاهی به تعبیر نیاز ندارد، بلکه عین واقع است. مانند خواب حضرت ابراهیم که مأمور می شود تا اسماعیل را ذبح کند.