تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره نساء آیه 157

(157) وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیْسَی ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُواْ فِیهِ لَفِی شَکٍّ مِّنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ یَقِیناً
و (عذاب ولعنت ما آنان را فرا گرفت، به خاطر) سخنی که (مغرورانه) می گفتند: «ما عیسی بن مریم، فرستاده ی خدا را کشتیم» در حالی که آنان عیسی را نه کشتند و نه به دار آویختند، بلکه کار بر آنان مشتبه شد (و کسی شبیه به او را کشتند) و کسانی که درباره ی عیسی اختلاف کردند خود در شک بودند و جز پیروی از گمان، هیچ یک به گفته ی خود علم نداشتند و به یقین او را نکشته اند.

سوره نساء آیه 158

(158) بَلْ رَّفَعَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ وَکَانَ اللَّهُ عَزِیزاً حَکِیماً
بلکه خداوند او را به سوی خود بالا برد و خداوند عزیز و حکیم است.
نکته ها:
امام صادق علیه السلام در پیرامون جمله ی «و ما قتلوه و ما صلبوه و لکن شبّه» فرمودند: غیبت حضرت قائم علیه السلام نیز همین طور است، همانا امّت آن را به خاطر طولانی شدن انکار می کنند، برخی می گویند: قائم متولّد نشده است، برخی می گویند: متولّد شده ومرده است، وبرخی دیگر می گویند: یازدهمین ما عقیم بوده و...**الغیبة طوسی، ص 170.***
عوامل و نشانه های مشتبه شدن امر و به دار آویختن شخصی دیگر به جای حضرت عیسی به این صورت بود:
1- مأموران دستگیر کننده، رومی وغریب بودند وعیسی علیه السلام را نمی شناختند.**احتمالاً کسی که بنای خیانت داشت و با گرفتن پول، عیسی را به مخالفان معرفی کرد، خود به شکل حضرت تبدیل شد و گرفتار گشت. تفسیر فرقان.***
2- اقدام برای دستگیری عیسی، شبانه بود.
3- شخص دستگیر شده، از خداوند شکایت کرد. که این شکایت با مقام نبوّت سازگار نیست.
4- همه انجیل های مسیحیان که فدا شدن عیسی وبه دارآویختن او را با آب وتاب نقل کرده اند، سالها پس از عیسی نوشته شده وامکان خطا در آنها بسیار است.
5 - گروه هایی از مسیحیان مسأله صلیب را قبول ندارند و در اناجیل هم تناقضاتی است که موضوع را مبهم می کند.
پیام ها:
1- گاهی سقوط اخلاقی انسان تا آنجاست که به پیامبر کشی افتخار می کند. (انا قتلنا المسیح)
2- در برابر ادعاهای باطل، صراحت لازم است. (و ما قتلوه و ماصلبوه)
3- حضرت عیسی هم تولّدش، هم رفتنش از این جهان بطور غیر طبیعی بود. عروج کرد تا ذخیره ای برای آینده باشد. (بل رَفعه اللّه الیه)
4- معراج، برای غیر از پیامبر اسلام هم بوده است. (بل رَفعه اللّه الیه)
5 - عیسی، مهمان خداست. (رفعه الله الیه)
6- در آسمان ها امکان زیستن انسان وجود دارد. (بل رفعه الله)
7- اراده ی الهی همه ی توطئه ها را خنثی می کند. (کان الله عزیزاً حکیماً)

سوره نساء آیه 159

(159) وَإِنْ مِّنْ أَهْلِ الْکِتَبِ إِلَّا لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَیَوْمَ الْقِیَمَةِ یَکُونُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً
و هیچ کس از اهل کتاب نیست مگر آنکه پیش از مرگش به او (مسیح) ایمان می آورد و او روز قیامت، بر آنان گواه خواهد بود.
نکته ها:
شاید معنا این باشد: قبل از مرگ مسیح علیه السلام، تمام اهل کتاب به او ایمان می آورند. چون طبق روایات شیعه وسنّی، عیسی علیه السلام در آخرالزمان از آسمان فرود آمده و پشت سر امام زمان علیه السلام نماز می خواند و مدّت ها زیسته، سپس از دنیا می رود. آن روز، مسیحیان به او ایمان صحیح می آورند، نه ایمانی که او را پسر خدا بدانند.**تفسیر المیزان.***
پیام ها:
1- همه ی کافران و منحرفان، در آستانه ی مرگ که پرده ها کنار می رود، به هوش می آیند و ایمان می آورند، ولی سودی ندارد. (و ان من اهل الکتاب...)
2- مرگ، یک سنّت قطعی برای همه است. حتّی برای عیسی که قرنها در بهترین شرایط مهمان خدا و فرشتگان بوده است.**اگر مراد از «قبل موته» مرگ حضرت عیسی باشد.*** (قبل موته)
3- انبیا، گواهان و شاهدان بر انسان هایند. (یکون علیهم شهیدا)