تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره نساء آیه 156

(156) وَبِکُفْرِهِمْ وَقَوْلِهِمْ عَلَی مَرْیَمَ بُهْتَناً عَظِیماً
و به خاطر کفرشان وسخنانشان که تهمت بزرگی به مریم زدند وگناه عظیمی مرتکب شدند، (قهر ما آنان را فراگرفت.)
نکته ها:
تهمت به حضرت مریم، در آیه ی 27 سوره ی مریم نیز مطرح شده است.
نسبت زنا به حضرت مریم، در واقع نسبت زنازادگی به حضرت عیسی و ناشایستگی او برای هدایت و رهبری هم بود و همین تهمت، دلیل کفرشان به عیسی علیه السلام بود.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود: تو مثل عیسی علیه السلام هستی. گروهی نسبت ناروا به مادر عیسی دادند. گروهی هم او را خدا پنداشتند.**دّرالمنثور، ج 2 ص 238.***
شاید از آن جهت به تهمت، بهتان گفته می شود که افراد پاکدامن، با شنیدن آن نسبت ها، بهتشان می زند.
بهتان عظیم، عذاب عظیم دارد. در سوره ی نور، آیه 23 آمده است: آنان که به زنان پاکدامن نسبت ناروا می دهند، عذاب عظیم دارند.
پیام ها:
1- بهتان، در ردیف کفر قرار دارد. (بکفرهم و قولهم... بهتانا)
2- در جامعه ی فاسد، گاهی به پاک ترین افراد، زشت ترین نسبت ها را می دهند. (قولهم علی مریم بهتانا)

سوره نساء آیه 157

(157) وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیْسَی ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُواْ فِیهِ لَفِی شَکٍّ مِّنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ یَقِیناً
و (عذاب ولعنت ما آنان را فرا گرفت، به خاطر) سخنی که (مغرورانه) می گفتند: «ما عیسی بن مریم، فرستاده ی خدا را کشتیم» در حالی که آنان عیسی را نه کشتند و نه به دار آویختند، بلکه کار بر آنان مشتبه شد (و کسی شبیه به او را کشتند) و کسانی که درباره ی عیسی اختلاف کردند خود در شک بودند و جز پیروی از گمان، هیچ یک به گفته ی خود علم نداشتند و به یقین او را نکشته اند.

سوره نساء آیه 158

(158) بَلْ رَّفَعَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ وَکَانَ اللَّهُ عَزِیزاً حَکِیماً
بلکه خداوند او را به سوی خود بالا برد و خداوند عزیز و حکیم است.
نکته ها:
امام صادق علیه السلام در پیرامون جمله ی «و ما قتلوه و ما صلبوه و لکن شبّه» فرمودند: غیبت حضرت قائم علیه السلام نیز همین طور است، همانا امّت آن را به خاطر طولانی شدن انکار می کنند، برخی می گویند: قائم متولّد نشده است، برخی می گویند: متولّد شده ومرده است، وبرخی دیگر می گویند: یازدهمین ما عقیم بوده و...**الغیبة طوسی، ص 170.***
عوامل و نشانه های مشتبه شدن امر و به دار آویختن شخصی دیگر به جای حضرت عیسی به این صورت بود:
1- مأموران دستگیر کننده، رومی وغریب بودند وعیسی علیه السلام را نمی شناختند.**احتمالاً کسی که بنای خیانت داشت و با گرفتن پول، عیسی را به مخالفان معرفی کرد، خود به شکل حضرت تبدیل شد و گرفتار گشت. تفسیر فرقان.***
2- اقدام برای دستگیری عیسی، شبانه بود.
3- شخص دستگیر شده، از خداوند شکایت کرد. که این شکایت با مقام نبوّت سازگار نیست.
4- همه انجیل های مسیحیان که فدا شدن عیسی وبه دارآویختن او را با آب وتاب نقل کرده اند، سالها پس از عیسی نوشته شده وامکان خطا در آنها بسیار است.
5 - گروه هایی از مسیحیان مسأله صلیب را قبول ندارند و در اناجیل هم تناقضاتی است که موضوع را مبهم می کند.
پیام ها:
1- گاهی سقوط اخلاقی انسان تا آنجاست که به پیامبر کشی افتخار می کند. (انا قتلنا المسیح)
2- در برابر ادعاهای باطل، صراحت لازم است. (و ما قتلوه و ماصلبوه)
3- حضرت عیسی هم تولّدش، هم رفتنش از این جهان بطور غیر طبیعی بود. عروج کرد تا ذخیره ای برای آینده باشد. (بل رَفعه اللّه الیه)
4- معراج، برای غیر از پیامبر اسلام هم بوده است. (بل رَفعه اللّه الیه)
5 - عیسی، مهمان خداست. (رفعه الله الیه)
6- در آسمان ها امکان زیستن انسان وجود دارد. (بل رفعه الله)
7- اراده ی الهی همه ی توطئه ها را خنثی می کند. (کان الله عزیزاً حکیماً)