تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره نساء آیه 153

(153) یَسئلُکَ أَهلُ الْکِتَبِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَیْهِمْ کِتَباً مِنَ السَّمَآء فَقَدْ سَأَلُواْ مُوسَی أَکْبَرَ مِنْ ذَلِکَ فَقَالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُواْ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ مَا جَآءَتْهُمُ الْبَیِّنَتُ فَعَفَونَا عَنْ ذَلِکَ وَءاتَیْنَا مُوسَی سُلْطَناً مُّبِیناً
اهل کتاب از تو می خواهند که کتاب ونوشته ای از آسمان برایشان فرود آوری، بی گمان از موسی بزرگ تر از آن را خواستند که گفتند: خدا را آشکارا به ما نشان بده! پس به سزای ظلمشان صاعقه آنان را فراگرفت، سپس بعد از آنکه معجزه های روشن برای آنان آمد، گوساله پرستی را پیش گرفتند، پس (بعد از توبه) ما از آن (گناه) هم درگذشتیم و عفو کردیم و به موسی حجّتی آشکار دادیم.
نکته ها:
خواسته ی یهود از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آن بود که قرآن هم مانند تورات یکجا نازل شود و این بهانه ای بیش نبود. خداوند در پاسخ آنان می فرماید: حتّی اگر قرآن را یکجا در نامه ای قابل لمس فرود آوریم، کافران آن را جادو می پندارند، (ولو نزّلنا علیک کتاباً فی قِرطاس فلمسوه بایدیهم لقال الّذین کفروا انْ هذا الاّ سحرٌ مبین)**انعام، 7.***
بهانه های کفّار، برای ایمان نیاوردن، شبیه به هم است. مشرکان نیز همین تقاضا را از رسول خدا داشتند و می گفتند: (لن نؤمن لرقیّک حتّی تنزّل علینا کتاباً نقرؤه)**اسراء، 93.***
پیام ها:
1- اعمال و افکار و اخلاق ناپسند نیاکان، برای آیندگان، سوء سابقه می شود. (فقد سألوا...)
2- بنی اسرائیل در پی حقّ نبودند. وگرنه پس از آن همه معجزات، چرا گوساله پرست شدند؟ (اتخذوا العجل من بعد ما جائتهم البینات)
3- از ایمان نیاوردن کفّار، نگران وناراحت نباشید، چون در برابر همه انبیا افراد لجوج بوده اند. (سألوا موسی اکبر من ذلک)
4- خداوند با چشم دیده نمی شود و درخواست دیدن او بدین صورت ظلم و ستمگری است. (ارنا اللّه جهرة فاخذتهم الصاعقة بظلمهم)
5 - انکار حقّ و انحراف فکری، قهر خداوند را در همین دنیا به دنبال دارد. (اخذتهم الصاعقة بظلمهم)
6- رحمت الهی حتّی گناه گوساله پرستی را هم می بخشاید. (فعفونا)
7- انبیا مورد حمایت پروردگارند. (و آتینا موسی سلطاناً مبیناً)

سوره نساء آیه 154

(154) وَرَفَعْنَا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِیثَقِهِمْ وَقُلْنَا لَهُمْ ادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّداً وَ قُلْنَا لَهُمْ لَا تَعْدُواْ فِی السَّبْتِ وَأَخَذْنَا مِنْهُمْ مِیثَقاً غَلِیظاً
ما کوه طور را به خاطر پیمان گرفتن از آنان (بنی اسرائیل) بالای سرشان قرار دادیم و به ایشان گفتیم: سجده کنان از آن در وارد شوید و به آنان گفتیم: در روز شنبه (به احکام خدا) تعدّی نکنید و از آنان پیمانی محکم گرفتیم.
نکته ها:
مشابه این آیه، در سوره ی بقره آیات 63 و93 ونیز اعراف آیه ی 171 آمده است.
منظور از پیمان خدا با بنی اسرائیل، همان است که در آیات 40 و 84 سوره ی بقره و 12 مائده آمده است.
مکان های مقدّس، آداب ویژه ای دارد: (ادخلوا الباب سجّدا)
نسبت به کوه طور، در قرآن آمده است: (فاخلع نعلیک)**طه، 12.***
در مورد خانه های پیامبر: (لاتدخلوا بیوت النبی حتّی یؤذن لکم)**احزاب، 53.***
درباره ی مساجد: (خذوا زینتکم عند کل مسجد)**اعراف، 31.***
درباره ی مسجد الحرام: (فلایقربوا المسجد الحرام)**توبه، 28.***
درباره ی کعبه: (طهّرا بیتی)**بقره، 125.***
و آداب دیگری که نسبت به مساجد در کتب فقهی و منابع حدیثی آمده است.
پیام ها:
1- در تربیت گاهی لازم است از اهرم ترس وارعاب استفاده شود. (و رفعنا فوقهم الطور)
2- اشتغال به کار هنگام تعطیلی وعبادت، نوعی تعدّی از مرز است. (لاتعدوا فی السّبت)

سوره نساء آیه 155

(155) فَبَِما نَقْضِهِمْ مِّیثَقَهُمْ وَکُفْرِهِمْ بِایَتِ اللَّهِ وَقَتْلِهِم الْأَنْبِیَآءَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَیْهَا بِکُفْرِهِمْ فَلَایُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِیلاً
و به خاطر پیمان شکنی، و کفر آنان به آیات خدا و کشتن پیامبران به ناحقّ، و گفتن این سخن که بر دلهای ما پرده افتاده است (آنان را عقوبت کردیم) بلکه خداوند بر دل های آنان به خاطر کفرشان مهر زد و جز اندکی، ایمان نمی آورند.
نکته ها:
بنی اسرائیل زمان پیامبرصلی الله علیه و آله انبیا را نکشته بودند، ولی پدران و اجداد آنان مرتکب چنین جنایتی شده بودند. امّا بدان جهت که فرزندان به کار اجداد خود راضی بودند، جنایات به آنان نیز نسبت داده شده است.**تفسیر قمّی، ج 1، ص 157.***
پیام ها:
1- پیمان شکنی، گناهی در ردیف کفر، بلکه زمینه ساز آن است. (نقضهم میثاقهم و کفرهم)
2- ناسپاسی نعمت تا جایی است که آزاد شدگان به دست انبیا، قاتل انبیا می شوند. (قتلهم الانبیاء بغیر حقّ)
3- انسان با کفر ولجاجت، زمینه ی سقوط خود را فراهم می کند. (طبع... بکفرهم)
4- ایمان آوردن افراد اندک در برابر کفر اکثر مردم، دلیل بر آن است که انسان، قدرت انتخاب و تصمیم دارد. پس دوستان، محیط و نظام فاسد، نباید اراده ی انسان را در راه حقّ عوض کنند. (فلا یؤمنون الا قلیلا)