تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره نساء آیه 104

(104) وَلَا تَهِنُواْ فِی ابْتِغَآءِ الْقَومِ إِنْ تَکُونُواْ تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یَرْجُونَ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیماً حَکِیماً
و در تعقیب دشمن سستی نکنید، اگر شما رنج می کشید، همانا آنان نیز همان گونه که شما رنج می برید رنج می برند، در حالی که شما چیزی (امدادهای غیبی و بهشت) از خداوند امید دارید که آنان امید ندارند، و خداوند دانا و حکیم است.
نکته ها:
پس از جنگ اُحد، ابوسفیان بالای کوه اُحد رفت و شعار داد که پیروزی ما در مقابل شکست سال گذشته در جنگ بدر بود. یاران پیامبر صلی الله علیه و آله گفتند: شهدای ما در بهشتند و کشته های شما در دوزخ.
آنان شعار دادند: «انّ لنا العزّی و لاعزّی لکم» ما بت عُزّی داریم ولی شما ندارید، مسلمانان پاسخ دادند: «اللّه مولانا و لامولی لکم» خداوند مولای ماست ولی شما مولی ندارید.
آنگاه کفّار به نام بت هُبَل شعار دادند: «اُعلُ هُبَل» سر بلند باد بت هُبَل. مسلمانان در پاسخ فریاد زدند: «اللّه اعلی و اَجلّ» خداوند بالاتر و جلیل تر است. پس از نزول این آیه، پیامبر فرمان بسیج عمومی (حتّی زخمیان) را صادر کرد، تا با این حرکت، فکر بازگشت کفّار از سرشان بیرون رود.
پیام ها:
1- مسلمانان باید روحیّه ی قوی داشته باشند و شکست های موردی (مثل اُحد) آنان را سست نکند. (ولا تهنوا)
2- به جای موضع تدافعی، در تعقیب دشمن و در حالت تهاجمی باشید. (لاتهنوا فی ابتغاء القوم)
3- از عوامل روحیّه گرفتن مؤمنان، مقایسه ی دردهای خود با رنج دیگران و امید و توجّه به امدادهای الهی و آگاهی اوست. (فانهم یألمون کماتألمون)
4- با همه ی آسیب ها و تلخی های جنگ، شما پیروزید، چون امید به الطاف الهی دارید. (ترجون من الله)
5 - مسلمانان، امیدهای گونه گون از خدا دارند. امید به امدادهای غیبی، پیروزی، مرعوب شدن دشمن، پاداش های معنوی و امثال آن. (مورد امید در آیه ذکر نشده و هر امیدی را شامل می شود). (ترجون من الله)
6- امید، بزرگ ترین اهرم حرکت و سرمایه ی روحی رزمنده است. یا شهادت و سعادت، یا پیروزی. (ترجون من الله ما لا یرجون)
7- رنج و مشقّت مؤمنان در جنگ ها، در مدار علم و حکمت خداوند است و لذا از آن جلوگیری نمی کند. (علیماً حکیماً)

سوره نساء آیه 105

(105) إِنَّآ أَنْزَلْنَآ إِلَیْکَ الْکِتَبَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِمَآ أَرَیکَ اللَّهُ وَلَا تَکُنْ لِلْخَآئِنِینَ خَصیماً
همانا ما این کتاب را بحقّ بر تو فروفرستادیم تا میان مردم به آنچه خدا (از طریق وحی) تو را آموخته ونشان داده، داوری کنی وبه نفع خیانت کاران به مخاصمت برنخیز.

سوره نساء آیه 106

(106) وَاسْتَغْفِرِ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ غَفُوراً رَّحِیماً
و از خداوند طلب آمرزش کن که همانا خداوند آمرزنده مهربان است.
نکته ها:
شخصی از یک قبیله ی معروف، مرتکب سرقتی شد. چون موضوع به اطلاع پیامبرصلی الله علیه و آله رسید، آن سارق، گناه را به گردن شخص دیگری انداخت که در خانه ی او زندگی می کرد. متّهم، با شمشیر به او حمله کرد و خواستار اثبات این ادّعا شد. او را آرام کردند ولی یکی از سخنوران قبیله را همراه جمعی برای تبرئه ی خود خدمت پیامبر فرستاد. پیامبر، طبق ظاهر و بر اساس گواهی آنان، سارق واقعی را تبرئه کرد و خبر دهنده ی سرقت را (به نام قتاده) سرزنش نمود، ولی قتاده که می دانست گواهی آنان دروغ است به شدّت ناراحت بود. این آیه نازل شد و مظلومیّت قتاده و صحنه سازی وگواهی دروغ آنان را روشن ساخت.
نقل دیگر در شأن نزول آن است که در یکی از جنگ ها، یکی از مسلمانان زرهی سرقت کرد. چون در آستانه ی رسوایی قرار گرفت، زره را به خانه ی یک یهودی انداخت و افرادی را مأمور کرد که بگویند: یهودی سارق است، نه فلانی. پیامبر، طبق ظاهر، حکم به تبرئه آن مسلمان کرد. امّا نزول این آیه، آن یهودی را تبرئه کرد.
«خَصیم» به کسی گفته می شود که از ادّعایی طرفداری می کند و خائن به کسی گفته می شود که در محضر قاضی ادعای امری باطل می کند.**تفسیر راهنما ذیل آیه.***
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: من طبق ظاهر حکم می کنم، امّا چنانچه حقّ با شما نیست به اتکای قضاوت من چیزی از کسی نگیرید که قطعه ای از دوزخ است.
امام صادق علیه السلام فرمود: جانشینان بر حقّ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله همانند خود آن حضرت باید بر اساس قرآن قضاوت نمایند.**کافی، ج 1، ص 268.***
پیام ها:
1- قرآن، پایه ی قضاوت و عدالت میان مردم است. (انا انزلنا الیک الکتاب)
2- قاضی باید از قانونِ قرآن، آگاهی کامل داشته باشد. (انزلنا الیک الکتاب لتحکم)
3- فراگیری قرآن و سنّت شرط قاضی شدن است. (انزلنا الیک الکتاب... لتحکم... اراک اللَّه)
4- چون نزول قرآن بر اساس حقّ است، قضاوت ها هم باید بر مبنای حقّ باشد، نه وابستگی های حزبی، گروهی، منطقه ای و نژادی. (بما اریک اللَّه)
5 - رفتار به عدالت، حتّی نسبت به غیر مسلمانان هم ضروری است. (با توجّه به شأن نزول دوّم) (لتحکم... بما اریک اللّه)
6- قضاوت، از شئون انبیاست. تنها ابلاغ احکام کافی نیست، اجرای احکام نیز وظیفه است. (لتحکم بین النّاس)
7- کفر اشخاص، دلیل تهمت به آنان نمی شود. (با توجّه به شأن نزول)
8 - پیامبر، علاوه بر قانون و کتاب، از امدادهای الهی برخوردار است. (اراک الله)
9- خداوند علاوه بر قرآن برنامه های دیگری به پیامبرش نشان داد. (اراک اللَّه) و نفرمود: «لتحکم بین الناس به»
10- خداوند، پیامبرش راحفظ می کند و توطئه ها و صحنه سازی ها را فاش می سازد. (اراک اللَّه)
11- قانون محترم است، ولی برای جلوگیری از سوء استفاده ها باید چاره ای جست. در اینجا، امداد الهی چاره ی کار شد. (بما اراک اللَّه)
12- دفاع و حمایت از خائن ممنوع است. (و لا تکن للخائنین خصیماً)
13- خائنان نباید امیدی به حمایت رهبران دینی داشته باشند. (و لاتکن للخائنین خصیماً)
14- قضاوت، مقامی است که متصدی آن، اگر معصوم هم باشد باز استغفار می طلبد. (واستغفرالله)
15- از افتخارات اسلام این است که حتّی اگر به یک یهودی ظلم شود، شخص اوّل اسلام برای مسلمانانی که سوء قصدی داشته اند باید استغفار کند. (واستغفرالله)
16- اگر قرآن، ساخته و پرداخته ی خود پیامبر بود، هرگز آیاتش فرمان استغفار به رسول خدا نمی داد. (و استغفر اللَّه)
17- قاضی باید همواره برای دوری از هوای نفس استغفار کند. (استغفر اللَّه)
18- استغفار، مایه ی بهره گیری از مغفرت و رحمت پروردگار است. (غفوراً رحیماً)
19- خداوند علاوه بر بخشیدن گناه مهربان است. (غفوراً رحیماً)