تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره نساء آیه 100

(100) وَمَنْ یُهَاجِرْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یَجِدْ فِی الْأَرْضِ مُرَ غَماً کَثِیراً وَ سَعَةً وَمَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهَاجِراً إِلَی اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَی اللَّهِ وَکَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِیماً
و هر که در راه خداوند هجرت کند، اقامتگاه های بسیار همراه با گشایش خواهد یافت و هر که از خانه اش هجرت کنان به سوی خدا و پیامبرش خارج شود، سپس مرگ، او را دریابد حتماً پاداش او بر خداوند است و خداوند آمرزنده ی مهربان است.
نکته ها:
یکی از مسلمانان مکّه بیمار شد گفت مرا از مکّه بیرون ببرید تا جزء مهاجران باشم. همین که او را بیرون بردند، در راه درگذشت. سپس این آیه نازل شد.
همه ی هجرت های مقدّس، مثل هجرت برای جهاد، تحصیل علم، تبلیغ و ... مصداق این آیه است.
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که برای معرفت امام زمان خود از خانه و شهر خود خارج شود، ولی اجل به او مهلت ندهد، از مصادیق این آیه است.**کافی، ج 1، ص 378.***
پیام ها:
1- هجرت، زمینه ساز گشایش و توسعه است. (من یهاجر... یجد فی الارض مراغماً) نابرده رنج، گنج میسّر نمی شود.
2- ما مکلّف به وظیفه ایم، نه نتیجه. مهم خروج از منزل است، نه وصول به مقصد. (و من یخرج من بیته)
3- راه خدا و رسول را بروید، نگران مرگ و حیات نباشید. (ثم یدرکه الموت)
4- پاداش «مهاجر» با خداست و بالاتر از بهشت است. (وقع اجره علی اللّه)

سوره نساء آیه 101

(101) وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُواْ مِنَ الصَّلَوةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ یَفْتِنَکُمُ الَّذِینَ کَفَرُواْ إِنَّ الْکَفِرینَ کَانُواْ لَکُمْ عَدُوَّاً مُّبِیناً
و هرگاه که در زمین سفر کنید، گناهی بر شما نیست که نماز را کوتاه کنید، اگر بیم دارید که کافران به شما آزار و ضرر رسانند. همانا کافران همواره دشمن آشکار شمایند.
نکته ها:
پس از سخن درباره ی جهاد وهجرت، این آیه حکم نماز مسافر را بیان می کند.
«ضرب فی الارض» کنایه از سفر است، چون مسافر هنگام سفر، زمین را زیر پای خود می کوبد.**مفردات راغب، ماده «ضرب».***
در قرآن، گاهی به جای «وجوب» تعبیر «مانعی ندارد» به کار رفته، که این آیه نیز یکی از آن موارد است. گویا مسلمانان صدر اسلام به قدری به نماز علاقمند بودند که کوتاه کردن آن را گناه می پنداشتند.
نماز قصر، مخصوص موارد ترس از دشمن نیست. ولی چون معمولاً در سفرها، بیم و نگرانی هست، یا اینکه چون قانون نماز قصر، ابتدا در موارد ترس بوده و بعدها نسبت به هر سفر تعمیم یافته، قید (ان خفتم) آمده است.
در روایات مقدار سفری که در آن نماز کوتاه و شکسته می شود، مسیر یک روز (هشت فرسخ) مشخّص شده است.**تهذیب الاحکام، ج 3، ص 207.***
تمام نمازهای مسافر جز نماز مغرب دو رکعتی است.**من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 279.*** و مراد از کوتاه کردن نماز، دو رکعتی شدن نمازهای چهار رکعتی است.
پیام ها:
1- واقع بینی و انعطاف پذیری، یک اصل در قوانین الهی است. (تَقصروا من الصّلوة ان خفتم...)
2- در حال نماز هم از دشمن غافل نباشید. سیاست و دیانت، عبادت و فطانت از هم جدا نیست. (إن خفتم أن یفتنکم)
3- در مواردی یقین لازم نیست. احتمال توطئه و فتنه برای تصمیم و تغییر برنامه کافی است. (إن خفتم أن یفتنکم)
4- حتّی به هنگام احتمال خطر، اقامه نماز واجب است. (إن خفتم أن یفتنکم...)
5 - کفر و ایمان با هم در تضادّند. (ان الکافرین کانوا لکم عدوّا)
6- کفّار، در دشمنی با شما متّحدند. (عدوّ) بجای «اعداء»
7- دشمنی کفّار با شما ریشه دار و پرسابقه و دائمی است. (کانوا لکم عدوا)

سوره نساء آیه 102

(102) وَإِذَا کُنْتَ فِیْهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلَوةَ فَلْتَقُمْ طَآئِفَةٌ مِّنْهُمْ مَّعَکَ وَلْیَأْخُذُواْ أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذا سَجَدُواْ فَلْیَکُونُواْ مِنْ وَرَآئِکُمْ وَلْتَأْتِ طَآئِفَةٌ أُخْرَی لَمْ یُصَلُّواْ فَلْیُصَلُّواْ مَعَکَ وَلْیَأْخُذُواْ حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِکُمْ وَ أَمْتِعَتِکُمْ فَیَمِیلُونَ عَلَیْکُمْ مَّیْلَةً وَحِدةً وَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ إِنْ کَانَ بِکُمْ أَذیً مِّنْ مَّطَرٍ أَوْ کُنتُمْ مَّرْضَی أَنْ تَضَعُواْ أَسْلِحَتَکُمْ وَخُذُواْ حِذْرَکُمْ إِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْکَفِرینَ عَذَاباً مُّهِیناً
(ای پیامبر!) هرگاه (در سفرهای جهادی) در میان سپاه اسلام بودی و برای آنان نماز برپا داشتی، پس گروهی از آنان با تو (به نماز) بایستند و سلاحهای خود را همراه داشته باشند، پس چون سجده کردند (قیام نمایند و رکعت دوّم را فرادی انجام داده پس بروند و) پشت سر شما (نگهبان) باشند، و گروه دیگر که نماز نخوانده اند (از رکعت دوّم) با تو نماز بخوانند و وسایل دفاع و سلاحهای خود را با خود داشته باشند، کافران دوست دارند که شما از سلاح و ساز و برگ خود غافل شوید تا یکباره بر شما حمله آورند، و اگر از باران رنجی به شما رسید یا بیمار و مجروح بودید، گناهی بر شما نیست که سلاحهایتان را بر زمین بگذارید و (فقط) وسایل دفاع با خود داشته باشید. همانا خداوند برای کافران عذابی خوارکننده فراهم کرده است.
نکته ها:
در سال ششم هجری، پیامبر با گروهی به سوی مکّه عزیمت کردند. در منطقه ی حدیبیّه، با خالدبن ولید و دویست نفر همراه او مواجه شدند که برای جلوگیری از ورود آن حضرت، سنگر گرفته بودند. پس از اذانِ بلال و برپایی نماز جماعت، خالدبن ولید فرصت را مناسب دید که هنگام نماز عصر یکباره حمله کند. آیه نازل شد و از توطئه خبرداد. خالد پس از دیدن این معجزه ی وحی، مسلمان شد.**تفسیر مجمع البیان.***
در این نماز، گروه اوّل پس از پایان رکعت اوّل، برخاسته بقیه نماز را خود تمام می کنند و امام جماعت صبر می کند تا گروه دیگر به رکعت دوّم برسند و با سلاح، به نماز جماعت بپیوندند.
پیام ها:
1- نماز، حتّی در صحنه ی جنگ تعطیل نمی شود و رزمنده، بی نماز نیست. (اقمت لهم الصلوة....و لیأخذوا اسلحتهم)
2- در اهمیّت نماز جماعت همین بس که در جبهه ی جنگ با دشمن، حتّی با یک رکعت هم برپا می شود. (و لتأت طائفة اُخری لم یُصلّوا فلیُصلّوا)
3- در هنگام پیش آمدن دو وظیفه (جهاد و نماز)، نباید یکی فدای دیگری شود. (فلتقم... ولیأخذوا)
4- در همه حال، هشیاری لازم است، حتّی نماز نباید مسلمانان را از خطر دشمن غافل کند. (و لیأخذوا اسلحتهم)
5 - رهبر، محور وحدت و عبادت است. (کنت فیهم ... اقمت لهم الصلوة)
6- تقسیم کار، تعاون و شریک کردن دیگران در کارهای خیر، حتّی در حسّاس ترین موارد، از عوامل الفت جامعه است. در این آیه، دو رکعت نماز جماعت میان دو گروه تقسیم شده، تا تبعیضی پیش نیاید و همه در خیر شریک باشند. (و لتأت طائفة اُخری...)
7- فرمان های الهی به تناسب شرایط، متفاوت است. (این آیه مربوط به نماز خوف در برابر دشمن است.) (فلتقم طائفة منهم)
8 - نماز جماعت در جبهه، نشان عشق به هدف و خدا و رهبر و پایبندی به ارزشهاست. (اذا کنت فیهم فاقمت لهم الصلوة)
9- در جبهه باید جابه جایی نیروها در فاصله ی یک رکعت نماز، امکان پذیر بوده باشد. (و لتأت طائفة اُخری لم یُصلّوا فلیُصلّوا)
10- هر چه مدّت نماز در جبهه بیشتر شود، فرصت دشمن برای حمله افزایش می یابد. پس باید حفاظت بیشتری داشت. در رکعت اوّل، داشتن اسلحه کافی است ولی در رکعت دوّم، هم اسلحه و هم ابزار دفاع. (ولیأخذوا اسلحتهم... ولیأخذوا حذرهم و اسلحتهم)
11- خداوند، پیامبرش را از توطئه ها و نقشه های پنهانی دشمن آگاه می کند. (با توجّه به شأن نزول که ولید قصد کرد تا هنگام نماز جماعت حمله کند و با این آیه طرح او لغو شد.)
12- حرکت با اخلاص شما، سبب امدادهای الهی در وقت خود است. (نزول این آیه و فرمان نماز خوف، یک امداد الهی در مقابل آن توطئه بود.)
13- در جبهه، مراسم عبادی نباید طولانی شود و کارهای مانع هوشیاری، ممنوع است. (ودّ الذین کفروا لو تغفلون)
14- از آرزوهای دشمن، آگاه باشید. (ودّالذین)
15- عبادت، وسیله ی غفلت از دشمن نشود. (تغفلون)
16- احتمال غفلت در مسلمانان واقعی ضعیف است. (کلمه (لو) در جمله (لو تغفلون) نشانه ی این معناست.)
17- با هوشیاری، باید از امکانات نظامی و اقتصادی حفاظت کرد. (اسلحتکم و امتعتکم)
18- غفلت امّت اسلامی، شبیخون کفّار را در پی خواهد داشت. (میلة واحدة)
19- هر سخن و برنامه و حرکتی که مسلمانان را غافل کند، گامی است در جهت اهداف و خواسته های دشمن. (ودّ الذین کفروا لو تغفلون)
20- ملاک و مجوّز معافیّت از جبهه و سربازی، مرض و ضرر است. (بکم أذیً... او کنتم مرضی )
21- بارانی مجوّز زمین گذاشتن اسلحه است که با ضرر و آزار همراه باشد. در باران بی ضرر رزمنده سلاح بر زمین نمی گذارد. (بکم أذیً من مطرٍ)
22- در هیچ حالی، رزمنده نباید از وسائل حفاظتی دور باشد. حتّی اگر اسلحه ندارد، زره بر تن داشته باشد. (خذوا حذرکم)
23- تهدید کفّار و امید و دلگرمی دادن به مؤمنان، از شیوه های قرآن است. (أعدّ للکافرین عذاباً مهیناً)
24- در آینده، ذلّت از آنِ کافران است. (للکافرین عذاباً مهیناً)