تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره نساء آیه 99

(99) فَأُوْلَِکَ عَسَی اللَّهُ أَنْ یَعْفُوَ عَنْهُمْ وَکَانَ اللَّهُ عَفُوَّاً غَفُوراً
پس آنانند که امید است خداوند از آنان درگذرد و خداوند همواره آمرزنده و بخشاینده است.
نکته ها:
آنان که نه تدبیری برای دفع کفر دارند و نه راهی برای تسلیم حقّ، مستضعفند و تکلیف از آنان برداشته شده است.**تفسیر صافی.***
امام باقر علیه السلام: مردان و زنانی که عقلشان مثل کودکان است، مستضعف هستند.**نورالثقلین، ج 1، ص 537 ؛ معانی الاخبار، ص 201.***
پیام ها:
1- قدرت، شرط تکلیف است. (الاّ المستضعفین...)
2- هجرت حتّی بر زنان و کودکانی که در سیطره کفرند و توان هجرت دارند، واجب است. (و النساء والولدان لا یستطعیون)
3- مستضعف واقعی کسی است که توانایی هجرت و گریز از سیطره کفّار و مشرکین را نداشته باشد. (لایستطیعون حیلة و لایهتدون)
4- نا آگاهی از معارف دینی با وجود امکان یادگیری، گناه و ظلم به خویشتن است. (ظالمی انفسهم.... الاّ المستضعفین.... لا یهتدون سبیلاً)
5 - عذرهای واقعی پذیرفته است، نه عذرتراشی ها و بهانه جویی ها. (لایستطیعون... لایهتدون)
6- ترک هجرت، به قدری مهم است که بخشوده شدن این گونه افراد گرفتار و عاجز، با «شاید» مطرح شده است، نه به صورت قطعی. (عسی اللّه)

سوره نساء آیه 100

(100) وَمَنْ یُهَاجِرْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یَجِدْ فِی الْأَرْضِ مُرَ غَماً کَثِیراً وَ سَعَةً وَمَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهَاجِراً إِلَی اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَی اللَّهِ وَکَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِیماً
و هر که در راه خداوند هجرت کند، اقامتگاه های بسیار همراه با گشایش خواهد یافت و هر که از خانه اش هجرت کنان به سوی خدا و پیامبرش خارج شود، سپس مرگ، او را دریابد حتماً پاداش او بر خداوند است و خداوند آمرزنده ی مهربان است.
نکته ها:
یکی از مسلمانان مکّه بیمار شد گفت مرا از مکّه بیرون ببرید تا جزء مهاجران باشم. همین که او را بیرون بردند، در راه درگذشت. سپس این آیه نازل شد.
همه ی هجرت های مقدّس، مثل هجرت برای جهاد، تحصیل علم، تبلیغ و ... مصداق این آیه است.
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که برای معرفت امام زمان خود از خانه و شهر خود خارج شود، ولی اجل به او مهلت ندهد، از مصادیق این آیه است.**کافی، ج 1، ص 378.***
پیام ها:
1- هجرت، زمینه ساز گشایش و توسعه است. (من یهاجر... یجد فی الارض مراغماً) نابرده رنج، گنج میسّر نمی شود.
2- ما مکلّف به وظیفه ایم، نه نتیجه. مهم خروج از منزل است، نه وصول به مقصد. (و من یخرج من بیته)
3- راه خدا و رسول را بروید، نگران مرگ و حیات نباشید. (ثم یدرکه الموت)
4- پاداش «مهاجر» با خداست و بالاتر از بهشت است. (وقع اجره علی اللّه)

سوره نساء آیه 101

(101) وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُواْ مِنَ الصَّلَوةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ یَفْتِنَکُمُ الَّذِینَ کَفَرُواْ إِنَّ الْکَفِرینَ کَانُواْ لَکُمْ عَدُوَّاً مُّبِیناً
و هرگاه که در زمین سفر کنید، گناهی بر شما نیست که نماز را کوتاه کنید، اگر بیم دارید که کافران به شما آزار و ضرر رسانند. همانا کافران همواره دشمن آشکار شمایند.
نکته ها:
پس از سخن درباره ی جهاد وهجرت، این آیه حکم نماز مسافر را بیان می کند.
«ضرب فی الارض» کنایه از سفر است، چون مسافر هنگام سفر، زمین را زیر پای خود می کوبد.**مفردات راغب، ماده «ضرب».***
در قرآن، گاهی به جای «وجوب» تعبیر «مانعی ندارد» به کار رفته، که این آیه نیز یکی از آن موارد است. گویا مسلمانان صدر اسلام به قدری به نماز علاقمند بودند که کوتاه کردن آن را گناه می پنداشتند.
نماز قصر، مخصوص موارد ترس از دشمن نیست. ولی چون معمولاً در سفرها، بیم و نگرانی هست، یا اینکه چون قانون نماز قصر، ابتدا در موارد ترس بوده و بعدها نسبت به هر سفر تعمیم یافته، قید (ان خفتم) آمده است.
در روایات مقدار سفری که در آن نماز کوتاه و شکسته می شود، مسیر یک روز (هشت فرسخ) مشخّص شده است.**تهذیب الاحکام، ج 3، ص 207.***
تمام نمازهای مسافر جز نماز مغرب دو رکعتی است.**من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 279.*** و مراد از کوتاه کردن نماز، دو رکعتی شدن نمازهای چهار رکعتی است.
پیام ها:
1- واقع بینی و انعطاف پذیری، یک اصل در قوانین الهی است. (تَقصروا من الصّلوة ان خفتم...)
2- در حال نماز هم از دشمن غافل نباشید. سیاست و دیانت، عبادت و فطانت از هم جدا نیست. (إن خفتم أن یفتنکم)
3- در مواردی یقین لازم نیست. احتمال توطئه و فتنه برای تصمیم و تغییر برنامه کافی است. (إن خفتم أن یفتنکم)
4- حتّی به هنگام احتمال خطر، اقامه نماز واجب است. (إن خفتم أن یفتنکم...)
5 - کفر و ایمان با هم در تضادّند. (ان الکافرین کانوا لکم عدوّا)
6- کفّار، در دشمنی با شما متّحدند. (عدوّ) بجای «اعداء»
7- دشمنی کفّار با شما ریشه دار و پرسابقه و دائمی است. (کانوا لکم عدوا)