تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره نساء آیه 95

(95) لَا یَسْتَوِی الْقَعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُوْلِی الضَّرَرِ وَ الْمُجَهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَلِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَهِدِینَ بِأَمْوَ لِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَی الْقَعِدِینَ دَرَجَةً وَکُلّاً وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَی وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَهِدِینَ عَلَی الْقَعِدِینَ أَجْراً عَظِیماً
مؤمنانی که بدون عذر و ضرر (مثل بیماری و معلولیّت) از جهاد بازنشسته اند، با مجاهدانی که با اموال و جانهای خویش در راه خدا جهاد می کنند، یکسان نیستند. خداوند، جهادگران با اموال و جانشان را بر وانشستگان (از جنگ) به درجه ای برتری داده است. خداوند همه مؤمنان را وعده ی (پاداش) نیک تر داده است، ولی خداوند مجاهدان را بر وانشستگان، با پاداش بزرگی برتری داده است.
نکته ها:
کسانی که به جبهه ی جهاد نمی روند، چند گروهند: منافقان بی ایمان، مسلمانان ترسو، رفاه طلبان، شکّاکان، بی همّتان که می گویند: با مال و بیان و قلم و دعا، رزمندگان را دعا و حمایت می کنیم، و جهاد، برای ما واجب عینی نیست. این آیه، به این گروه آخر مربوط می شود و از آنان انتقاد می کند. زیرا گروه های دیگر در موارد متعدّد به شدّت مورد انتقاد قرار گرفته اند و هیچ گونه مقام و درجه ای ندارند تا مجاهدان یک درجه بالاتر از آنان باشند.
در روایات آمده است، کسانی که به خاطر بیماری نمی توانند بجنگند ولی دلشان همراه رزمندگان است، با آنان در ثواب جهاد برابرند.**تفسیر صافی.***
آیه مربوط به واجب کفایی است و اگر جهاد واجب عینی بود، از قاعدان به عنوان متخلّف یاد می شد.
پیام ها:
1- شیوه ی تبلیغ و تشویق، باید مرحله ای باشد. (ابتدا فرمود: (لایستوی)، سپس فرمود: (درجة) و در آخر: (اجراً عظیما)
2- با هر کس باید به نحوی سخن گفت: قرآن با مؤمنان جبهه نرفته و منافقان و ترسوها و رفاه طلبان برخورد متفاوت دارد. تنها با کلمه (قاعدین) از مؤمنان جبهه نرفته یاد کرده است.
3- آنان که مشکلات جسمی دارند از جهاد معافند. (غیر اولی الضرر)
4- جهاد مالی در کنار جهاد با جان مطرح است، چون بدون پشتوانه ی مالی، جبهه ضعیف می شود. (باموالهم و انفسهم)
5 - کمک های داوطلبانه ی مردم، از جمله منابع تأمین بودجه های دفاعی است. (باموالهو و انفسهم)
6- هر کجا خطر ناباوری مردم محتمل است، اصرار و تکرار لازم است. (در این آیه و آیه بعد جمله ی (فضل اللَّه) و (درجة) تکرار شده است.)
7- خدمات و تلاش هر کس محترم است و به خاطر شرکت کسانی در جبهه، نباید ارزش های دیگران نادیده گرفته شود. برتری مجاهدان آری، امّا طرد دیگران هرگز. (کلاً وعدالله الحسنی)
8 - هر کس در هر موقعیّت و مقام و خدمتی که باشد، باید بداند مقام رزمندگان مخلص از او بالاتر است. (فضّل اللّه المجاهدین)
9- اگر خداوند به رزمندگان فضیلت داده است، پس جامعه هم باید برای مجاهدان و شهدا در اجتماع، گزینش ها و برخوردها حساب خاصی باز کند. (البتّه به شرطی که برای رزمنده نیز توقّعات نابجا پیدا نشود و گرفتار سوء عاقبت نگردد). (فضّل اللّه المجاهدین)

سوره نساء آیه 96

(96) دَرَجَتٍ مِّنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً وَکَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِیماً
(آن پاداش بزرگ) درجاتِ (مهم و متعدّد) همراه با آمرزش و رحمتی از جانب اوست و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.
پیام ها:
1- تفاوت مبارزان با قاعدان اندک نیست، بلکه فاصله بسیار است. (درجاتٍ)
2- شرط دریافت و برخورداری از رحمت الهی، پاک بودن و پاک شدن است. ابتدا (مغفرة) آمده، سپس (رحمة)
3- خداوند، غفور و رحیم است، امّا شرط برخورداری از این غفران و رحمت، جبهه رفتن و جهاد است. (مغفرة و رحمة... غفوراً رحیماً)

سوره نساء آیه 97

(97) إِنَّ الَّذِینَ تَوَفَهُمُ الْمَلَئِکَةُ ظَالِمِی أَنْفُسِهِمْ قَالُواْ فِیمَ کُنْتُمْ قَالُواْ کُنَّا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الْأَرْضِ قَالُواْ أَلَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَ سِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِیَها فَأُولَِکَ مَأْوَیهُمْ جَهَنَّمُ وَسَآءَتْ مَصِیراً
همانا کسانی که فرشتگان، جانشان را می گیرند، در حالی که بر خویشتن ستم کرده اند، از آنان می پرسند: شما در چه وضعی بودید؟ گویند: ما در زمین مستضعف بودیم (و به ناچار در جبهه ی کافران قرار داشتیم) فرشتگان (در پاسخ) گویند: مگر زمین خداوند گسترده نبود تا در آن هجرت کنید؟ آنان، جایگاهشان دوزخ است و بد سرانجامی است.
نکته ها:
پیش از جنگ بدر، کفّار مکّه مردم آن شهر را به جنگ با مسلمانان فراخواندند و تهدید کردند که همه باید شرکت کنند و هر کس تخلّف کند، خانه اش ویران و اموالش مصادره خواهد شد. برخی از مسلمانان هم که ساکن مکّه بودند و هنوز هجرت نکرده بودند، از ترس جان، همراه کفّار به جبهه ی جنگ با مسلمانان آمدند و در «بدر» کشته شدند، آیه نازل شد و آنان را که با ماندن در محیط کفر و ترک هجرت، به خویش ستم کرده بودند، توبیخ کرد و مقصر دانست.
در روایات آمده است: کسی که به خاطر حفظ دین خود، حتّی یک قدم هجرت کند، اهل بهشت و همنشین حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و ابراهیم علیه السلام است.**تفسیر صافی ذیل آیه.***
پیام ها:
1- فرشتگان به کارهای انسان آگاهند. (الملائکه ... قالوا فیم کنتم قالوا)
2- ترک هجرت واز دست دادن هدف وعقیده، ظلم به خویش است. (شعار «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو» از نظر قرآن مردود است.) (ظالمی انفسهم)
3- بازخواست گناه «ترک هجرت» پیش از هر چیز دیگر آغاز می شود. فرشتگان مأمور قبض روح در لحظه جان گرفتن ابتدا از آن بازخواست می کنند. (فیم کنتم)
4- هجرت از محیط کفر واجب و سیاهیِ لشکر کفّار شدن حرام است. (کنا مستضعفین... الم تکن ارض اللّه واسعة)
5 - اگر می توانید، محیط را تغییر دهید، وگرنه از آنجا هجرت کنید تا مؤاخذه نشوید. (ألم تکن ارض اللَّه واسعة فَتهاجروا فیها)
6- توجیه گناه پذیرفته نمی شود. (کنا مستضعفین ...)
7- محیط و جوّ اکثریّت بر انسان مؤثر است، لذا انسان باید با هجرت، فشار محیط را در هم بشکند. (فتهاجروا)
8 - اصل، خداپرستی است نه وطن پرستی. (ألم تکن ارض اللَّه واسعة فتهاجروا)
9- هجرت، یکی از درمان های استضعاف فکری و عقیدتی است. (کنا مستضعفین... ألم تکن ارض اللَّه واسعة)