تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره نساء آیه 93

(93) وَمَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُّتَعَمِّداً فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَلِداً فِیهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَاباً عَظِیماً
و هر کس به عمد مؤمنی را بکشد پس کیفرش دوزخ است که همیشه در آن خواهد بود، و خداوند بر او غضب و لعنت کرده و برای او عذابی بزرگ آماده ساخته است.
نکته ها:
در شرایط بحرانی جنگ احد، یکی از مسلمانان، مسلمان دیگری را به خاطر خصومت های شخصی دوران جاهلیّت کشت. پیامبر اکرم از طریق وحی آگاه شد و در بازگشت از اُحد، در محلّه ی «قُبا» به قصاص قتل مؤمن دستور داد، آن مسلمان قاتل را بکشند و به پشیمانی او توجّهی نکرد.**مغازی، ج 1، ص 304، به نقل از: پیامبری و جهاد، ص 327.***
اسلام برای جان مسلمان و حفظ امنیّت افراد، اهمیّت بسیار قائل شده و کیفر عذاب ابدی را برای آن مقرّر داشته تا جلوی قتل و جرائم سنگین گرفته شود. تعبیراتی که در این آیه برای «قتل عمدی مؤمن» به کار رفته، درباره ی هیچ گناهی نیامده است. امام صادق علیه السلام فرمود: توبه ی کسی که از روی عمد مؤمنی را بکشد قصاص است.**تفسیر نورالثقلین ؛ کافی، ج 7، ص 276. ***
«تعمّد» از «عمود» است واز آنجا که ستون کارها نیّت است، به کاری که با انگیزه ی قبلی باشد، عمدی گویند.
در روایات متعدّدی به بزرگی گناه قتل تصریح شده، از جمله:
1- در قیامت، قتل بی گناهان اوّلین مسأله ای است که از آن سؤال می شود.
2- یاغی ترین افراد، کسی است که انسانی را بکشد یا بزند.
3- علاوه بر گناه قتل، گناهان مقتول هم به دوش قاتل می افتد.
4- اگر اهل آسمان و زمین در قتل مؤمنی شریک شوند، همه عذاب می شوند.
5 - اگر همه دنیا فنا شود، آسان تر از قتل یک بی گناه است.**به وسائل، جلد 19، صفحه 2 به بعد، رجوع شود.***
پیام ها:
1- در نظام اسلامی، هیچ مقامی حقّ قتل و اعدام بی جهت دیگران را ندارد.**ولی در نظام طاغوتی شعار (انَا اُحیی و اُمیت) هست. بقره، 258.*** (من یقتل... متعمّداً)
2- ارزش انسان به افکار و عقاید صحیح اوست. (مؤمناً)
3- در کیفر، حساب لغزشهای آگاهانه و مغرضانه جداست. (متعمداً)
4- قتل و خونریزی از گناهان کبیره است. (فجزاؤه جهنّم)
5 - مجازات و کیفر سنگین، از عوامل بازدارنده فساد در جامعه و عامل ایجاد و حفظ امنیّت اجتماعی است. (من یقتل... فجزاؤه جهنّم)

سوره نساء آیه 94

(94) یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِذَا ضَرَبْتُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَتَبَیَّنُواْ وَ لَاتَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَی إِلَیْکُمْ السَّلَمَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیَوةِ الدُّنْیَا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ کَثِیرَةٌ کَذَ لِکَ کُنْتُمْ مِّنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَیْکُم فَتَبَیَّنُواْ إِنَّ اللَّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیراً
ای کسانی که ایمان آورده اید! هرگاه در راه خدا (برای جهاد) گام برداشتید پس (در کار دشمن) تحقیق کنید و به کسی که نزد شما (با کلامی یا عملی یا سلامی یا پیشنهادی) اظهار اسلام و صلح می کند، نگویید: تو مؤمن نیستی، تا بدین بهانه کالای زندگی دنیا و غنائم بدست آورید. زیرا که غنائم بسیار، نزد خداوند است. شما نیز خودتان قبلاً این گونه بودید، پس خداوند بر شما منّت نهاد (تا ایمان در جانتان نفوذ کرد) پس تحقیق کنید (و زود دست به اسلحه نبرید) که خداوند همواره به آنچه انجام می دهید، به خوبی آگاه است.
نکته ها:
پس از نبرد خیبر، رسول خداصلی الله علیه و آله «اُسامة بن زید» را همراه گروهی از مسلمانان به سوی یهودیان در یکی از روستاهای فدک اعزام کرد تا آنان را به اسلام یا قبول شرایط ذمّه دعوت کنند. یکی از یهودیان به نام «مرداس» با آگاه شدن از آمدن سپاه اسلام، اموال و خانواده ی خود را در پناه کوهی قرار داد و در حالی که به توحید و نبوّت پیامبر گواهی می داد، به استقبال مسلمانان آمد. اُسامه به خیال آنکه او از روی ترس اظهار اسلام می کند، او را کشت و اموالش را به غنیمت گرفت. پیامبر خدا از این رفتار که به کشتن یک مسلمان انجامید، ناراحت شد.
انگیزه ی مادّی و کسب غنائم در جهاد، چیزی است که اسلام آن را نکوهش کرده و از اقدام شتابزده و کشتن بی تحقیق، زیر عنوان حرکت انقلابی و قاطعیّت، انتقاد نموده است.
جمله ی (کذلک کنتم من قبل) هم می تواند اشاره به این باشد که شما خودتان هم در آغاز، به ظاهر ادّعای اسلام می کردید و هم می تواند (آن گونه که در المیزان آمده است) اشاره به این باشد که خود شما نیز در جاهلیّت با انگیزه های مادّی و برای رسیدن به غنائم می جنگیدید و اسلام آن انگیزه ها را از میان برد.
ممکن است مراد از (القی الیکم السلام) اظهار اسلام وگفتن شهادتین باشد که با شأن نزول موافق است ویا مراد از القاء سلام، پیشنهاد آتش بس و ترک جنگ و تسلیم باشد نه اسلام آوردن، که معنای آیه این می شود: به کسی که پیشنهاد عدم تعرّض می کند و اظهار تسلیم و ترک جنگ دارد، نگویید: تو به حرفت ایمان نداری ودروغ می گویی تا بتوانید او را بکشید و غنائمی به دست آورید.**تفسیر راهنما.***
البتّه ممکن است مراد از جمله (تبیّنوا) در آخر آیه، تحقیق در تاریخ جاهلیّت باشد. یعنی شما قبل از اسلام برای دنیا جنگ می کردید پس تحقیق کنید یعنی تاریخ را بررسی کنید که چگونه اسلام به شما رشد داد، پس از تازه مسلمانان توقّع بالا نداشته باشید.**تفسیر راهنما ذیل آیه.***
پیام ها:
1- جهاد باید بر اساس اطلاعات وآگاهی از وضعیّت واهداف دشمن باشد. (فتبیّنوا)
2- کسانی را که اظهار اسلام می کنند، با آغوش باز بپذیرید. (لاتقولوا... لست مؤمناً)
3- در جبهه ی جهاد، از قدرت خود سوء استفاده نکنید. (لا تقولوا... لستَ مؤمناً)
4- بر چسبِ بی دینی به دیگران زدن و عجله در نسبت دادن کفر به افراد مشکوک ممنوع. (لا تقولوا... لستَ مؤمناً)
5 - ما مأمور به ظاهریم، نه درون افراد، اگر گفتارشان را نمی پذیریم، فوری هم ردّ نکنیم. (لا تقولوا... لستَ مؤمناً)
6- نه تنها ادّعا دلیل می خواهد، بلکه ردّ مطلب نیز دلیل می خواهد. (لاتقولوا... لستَ مؤمناً)
7- با انگیزه های مادّی دیگران را تکفیر نکنید. (تبتغون عرض الحیاة الدنیا)
8 - در جنگ ها، اهداف مادّی را کنار بگذارید و قداست جهاد را با غنیمت طلبی نشکنید. (تبتغون عرض الحیاة الدنیا)
9- جاذبه ی دنیا، رزمندگان جان بر کف را هم رها نمی کند. (اذا ضربتم فی سبیل اللّه... تبتغون عرض الحیاة الدنیا)
10- هدف از جهاد، پیوستن دیگران به اسلام است، نه کسب غنائم. پس به خاطر غنائم، دیگران را متّهم به بی دینی نکنیم. (لا تقولوا... لستَ مؤمناًتبتغون عرض الحیاة الدنیا)
11- خطر عوض شدن انگیزه ها در جهاد، بسیار مهم است.(تبتغون)
12- دنیا، عارضی، ناپایدار و زودگذر است. (عرض الحیاة الدینا)
13- زهد و بی اعتنایی به دنیا، باید اخلاق رزمنده ی مؤمن باشد. (تبتغون عرض الحیاة الدنیا)
14- شما بی تحقیق و بی پروا گام برندارید، خداوند مسائل مادّی را حل می کند. (فعنداللّه مغانم کثیرة)
15- یاد پاداش های الهی، دنیا را در نظر کوچک می کند. (فعنداللَّه مغانم کثیرة)
16- نعمت های مادّی را هم از خدا بخواهیم. (فعندالله مغانم)
17- انسان فطرتاً دنبال منافع مادّی است و باید به نحوی تأمین شود، چه بهتر که با شناساندن ارزشهای بهتر و جهت دادن به این خواسته فطری او را از سقوط در ورطه سودهای کم و ناروا باز داریم. (فعندالله مغانم کثیرة)
18- دنیاگرایی، خصلتی جاهلی است. (کذلک کنتم من قبل)
19- خود را به جای دیگران بگذارید، بعد قضاوت کنید. شما هم روزی چنین بودید. (کذلک کنتم من قبل)
20- مغرور نشوید، که ایمانتان از خداست. (فمنّ الله علیکم)
21- هدایت های الهی، منّت خداوند بر ماست. (فمنّ الله علیکم)
22- نعمت ها مسئولیّت آورند. (منّ اللهّ علیکم فتبیّنوا)
23- خطر و ضرر قتل نابجا، بیش از احتمال نفاق از سوی دشمنان و از دست دادن غنائم است. عهده داران مال و جان و آبروی مردم، باید اصل احتیاط و تحقیق را فراموش نکنند. (فتبیّنوا... فتبیّنوا)
24- نه ساده اندیش باشید، نه زود باور. نه بد اندیش و نه کینه توز. (فتبیّنوا)
25- در حوادث جنگ که زمینه و بهانه برای قتل بی گناهان است، با عقل و حوصله برخورد کنید، نه با احساسات، که خداوند، آگاه و بیناست. (ان اللّه کان بما تعملون خبیراً)

سوره نساء آیه 95

(95) لَا یَسْتَوِی الْقَعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُوْلِی الضَّرَرِ وَ الْمُجَهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَلِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَهِدِینَ بِأَمْوَ لِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَی الْقَعِدِینَ دَرَجَةً وَکُلّاً وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَی وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَهِدِینَ عَلَی الْقَعِدِینَ أَجْراً عَظِیماً
مؤمنانی که بدون عذر و ضرر (مثل بیماری و معلولیّت) از جهاد بازنشسته اند، با مجاهدانی که با اموال و جانهای خویش در راه خدا جهاد می کنند، یکسان نیستند. خداوند، جهادگران با اموال و جانشان را بر وانشستگان (از جنگ) به درجه ای برتری داده است. خداوند همه مؤمنان را وعده ی (پاداش) نیک تر داده است، ولی خداوند مجاهدان را بر وانشستگان، با پاداش بزرگی برتری داده است.
نکته ها:
کسانی که به جبهه ی جهاد نمی روند، چند گروهند: منافقان بی ایمان، مسلمانان ترسو، رفاه طلبان، شکّاکان، بی همّتان که می گویند: با مال و بیان و قلم و دعا، رزمندگان را دعا و حمایت می کنیم، و جهاد، برای ما واجب عینی نیست. این آیه، به این گروه آخر مربوط می شود و از آنان انتقاد می کند. زیرا گروه های دیگر در موارد متعدّد به شدّت مورد انتقاد قرار گرفته اند و هیچ گونه مقام و درجه ای ندارند تا مجاهدان یک درجه بالاتر از آنان باشند.
در روایات آمده است، کسانی که به خاطر بیماری نمی توانند بجنگند ولی دلشان همراه رزمندگان است، با آنان در ثواب جهاد برابرند.**تفسیر صافی.***
آیه مربوط به واجب کفایی است و اگر جهاد واجب عینی بود، از قاعدان به عنوان متخلّف یاد می شد.
پیام ها:
1- شیوه ی تبلیغ و تشویق، باید مرحله ای باشد. (ابتدا فرمود: (لایستوی)، سپس فرمود: (درجة) و در آخر: (اجراً عظیما)
2- با هر کس باید به نحوی سخن گفت: قرآن با مؤمنان جبهه نرفته و منافقان و ترسوها و رفاه طلبان برخورد متفاوت دارد. تنها با کلمه (قاعدین) از مؤمنان جبهه نرفته یاد کرده است.
3- آنان که مشکلات جسمی دارند از جهاد معافند. (غیر اولی الضرر)
4- جهاد مالی در کنار جهاد با جان مطرح است، چون بدون پشتوانه ی مالی، جبهه ضعیف می شود. (باموالهم و انفسهم)
5 - کمک های داوطلبانه ی مردم، از جمله منابع تأمین بودجه های دفاعی است. (باموالهو و انفسهم)
6- هر کجا خطر ناباوری مردم محتمل است، اصرار و تکرار لازم است. (در این آیه و آیه بعد جمله ی (فضل اللَّه) و (درجة) تکرار شده است.)
7- خدمات و تلاش هر کس محترم است و به خاطر شرکت کسانی در جبهه، نباید ارزش های دیگران نادیده گرفته شود. برتری مجاهدان آری، امّا طرد دیگران هرگز. (کلاً وعدالله الحسنی)
8 - هر کس در هر موقعیّت و مقام و خدمتی که باشد، باید بداند مقام رزمندگان مخلص از او بالاتر است. (فضّل اللّه المجاهدین)
9- اگر خداوند به رزمندگان فضیلت داده است، پس جامعه هم باید برای مجاهدان و شهدا در اجتماع، گزینش ها و برخوردها حساب خاصی باز کند. (البتّه به شرطی که برای رزمنده نیز توقّعات نابجا پیدا نشود و گرفتار سوء عاقبت نگردد). (فضّل اللّه المجاهدین)