تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره نساء آیه 90

(90) إِلَّا الَّذِینَ یَصِلُونَ إِلَی قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُمْ مِّیثَقٌ أَوْ جَآءُوکُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ یُقَتِلُوکُمْ أَوْ یُقَتِلُوا قَوْمَهُمْ وَلَوْ شَآءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَیْکُمْ فَلَقَتَلُوکُمْ فَإِذَا اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقَتِلُوکُمْ وَ أَلْقَوْاْ إِلَیْکُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عَلَیْهِمْ سَبِیلاً
مگر کسانی (از منافقان) که به قومی پیوسته اند که میان شما و آن قوم پیمانی است، یا (کسانی که) نزد شما می آیند در حالی که سینه هاشان از جنگ با شما یا قوم خودشان به تنگ آمده است (و اصلاً حال جنگ با هیچ طرفی را ندارند و این بی حوصلگی آنها لطف خداست) زیرا اگر خداوند می خواست آنان را بر شما مسلّط می کرد و آنان با شما مقاتله می کردند. پس اگر آنان از شما کناره گرفته و با شما نجنگیدند و پیشنهاد صلح و سازش دادند، خداوند برای شما راهی برای تعرّض و جنگ با آنان قرار نداده است.
پیام ها:
1- به پیمان های نظامی حتّی با کفّار، باید احترام گذاشت. (بینکم و بینهم میثاق)
2- در جنگ ها، به کسانی که اعلام بی طرفی می کنند، متعرّض نشوید. (حصرت صدورهم ان یقاتلوکم او یقاتلوا قومهم)
3- مسلمانان باید چنان قدرتمند باشند که مخالفان در فکر هجوم نباشند. (حصرت صدورهم ان یقاتلوکم)
4- توجّه به قدرت الهی داشته باشید تا دچار غرور نشوید. (لوشاءالله لسلّطهم)
5 - با اراده ومشیّت الهی، منافقان و کفّار از جنگ با شما باز ماندند. مبادا ضعف آنان را به حساب قدرت خود بگذارید. (و لو شاء اللَّه لَسلّطهم علیکم)
6- جهاد اسلام برای سلطه و تحمیل عقیده نیست، بلکه برای دفع شرّ و موانع است. پس اکنون که آنان از شما دست برداشته اند شما تعرّض بر آنان نکنید و اگر متعرّض شوید ممکن است خداوند به آنان نیرو دهد و شما را قلع و قمع نمایند. (و لو شاء اللَّه.... لسلطهم....)
7- به انگیزه های صلح طلبانه و تقاضای آتش بس، احترام بگذارید. چون در اسلام، صلح اصل است و جنگ، در صورت ضرورت مجوّز دارد. (فان اعتزلوکم فلم یقاتلوکم... فما جعل الله لکم علیهم سبیلاً)
8 - تنها پیشنهاد صلح از سوی دشمن کافی نیست، برای اطمینان، ترک جنگ و القای سلام لازم است. (فلم یقاتلوکم والقوا الیکم السلم)
9- ملاک و معیار و ضوابط جنگ و صلح را باید خدا تعیین کند. (فما جعل اللَّه لکم علیهم سبیلاً)

سوره نساء آیه 91

(91) سَتَجِدُونَ ءَاخَرِینَ یُرِیدُونَ أَنْ یَأْمَنُوکُمْ وَیَأْمَنُواْ قَوْمَهُمْ کُلَّ مَا رُدُّواْ إِلَی الْفِتْنَةِ أُرْکِسُواْ فِیْهَا فَإِنْ لَّمْ یَعْتَزِلُوکُمْ وَیُلْقُواْ إِلَیْکُمْ السَّلَمَ وَیَکُفُّواْ أَیْدِیَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أُوْلَِکُمْ جَعَلْنَا لَکُمْ عَلَیْهِمْ سُلْطَناً مُّبِیناً
بزودی گروهی دیگر را خواهید یافت که می خواهند از شما (با اظهار اسلام) در امان باشند و از قوم خود نیز (با اظهار کفر) ایمن باشند. آنان هر بار به سوی فتنه (و بت پرستی) برگردند، در آن فرو می افتند. پس اگر از درگیری با شما کناره نگرفتند و به شما پیشنهاد صلح ندادند و دست از شما برنداشتند، آنان را هر جا یافتید، بگیرید و بکشید که آنانند کسانی که ما برای شما بر ایشان قدرت و تسلّطی آشکار قرار داده ایم.
نکته ها:
گروهی از مکّیان، برای حفظ جان خود، نزد پیامبر آمده و منافقانه اظهار اسلام می کردند و هنگامی که به مکّه برمی گشتند، سراغ بت پرستی می رفتند تا دچار شکنجه ی کافران نشوند و با این روش، از منافع هر دو گروه بهره مند می شدند و از خطرات هر دو جناح، در امان بودند و البتّه گرایش آنان به کفر بیشتر بود.
پیام ها:
1- خداوند مسلمانان را از افکار وحرکات آینده دشمن آگاه می کند. (ستجدون)
2- مسلمانان باید انواع دشمنان خود را شناخته، با هر یک برخوردی متناسب داشته باشند. (ستجدون ءاخرین...)
3- به اظهارات هر کس اطمینان نکنید. (یریدون ان یأمنوکم)
4- هدف منافقان، رفاه وزندگی آسوده است. (یریدون ان یأمنوکم ویأمنوا قومهم)
5 - محیطها و زمینه های مناسب، خصلت های درونی افراد را بروز می دهد. (کلّما ردّوا الی الفتنة اُرکسوا فیها)
6- عقربه ی روح منافقان به سوی کفر است و با مساعد دیدن زمینه، در آن فرو می روند. (کلّما ردّوا الی الفتنة اُرکسوا فیها)
7- برخورد شدید و سرکوبگرانه، با منافقانی است که حرکت های براندازی علیه نظام اسلامی می دارند. (لم یعتزلوکم...یکفّوا ایدیهم)
8 - شناخت منافقان نیاز به آگاهی و تحقیق و اطلاعات دقیق دارد. (ثقفتموهم) از «ثقافه» به معنای فرهنگ و علم است.
9- مسلمانان باید از هر جهت بر کفّار سلطه یابند. (سلطاناً مبیناً)
10- حکومت اسلامی در سرکوب منافقان توطئه گر و تصفیه ی جامعه، دستش باز است و ولایت دارد. (جعلنا لکم علیهم سلطاناً مبیناً)

سوره نساء آیه 92

(92) وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ یَقْتُلَ مُؤْمِناً إلَّا خَطَاً وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَاً فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ وَدِیَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَی أَهْلِهِ إِلَّآ أَنْ یَصَّدَّقُواْ فَإِنْ کَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَّکُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَإِنْ کَانَ مِنْ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُمْ مِّیثَقٌ فَدِیَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَیْ أَهْلِهِ وَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَّمْ یَجِدْ فَصِیَامُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ تَوْبَةً مِّنَ اللَّهِ وَ کَانَ اللَّهُ عَلِیماً حَکِیماً
و هیچ مؤمنی را نسزد که مؤمن دیگر را بکُشد، مگر از روی اشتباه، و هر کس مؤمنی را به خطا کشت، پس باید برده ی مؤمنی را آزاد کند و خونبهای کشته را به خانواده اش تسلیم کند، مگر آنکه (خانواده ی مقتول، از دیه ی قاتل) بگذرد و اگر (مقتول) با آنکه مؤمن است، از قومی است که با شما دشمن است (جریمه اش فقط) آزاد کردن یک برده ی مؤمن است و اگر (مقتول) از قومی باشد که میان شما و آنان پیمان است، دیه ی او را به خانواده اش تسلیم کند و برده ی مؤمنی را آزاد سازد. و اگر (برده ای برای آزاد کردن، یا پولی برای خرید برده) نیافت، پس دو ماه پیاپی روزه بگیرد. این، (تخفیف و) بازگشتی از سوی خدا (به مردم) است، و خداوند دانا و حکیم است.
نکته ها:
مسلمانی به نام «عیّاش بن ابی ربیعه» که سالها در مکّه به دست «حارث» شکنجه شده بود، روزی پس از هجرت مسلمانان به مدینه، حارث را در مدینه دید و بی خبر از مسلمان شدنش، او را به عنوان کافر شکنجه گر کشت. خبر به پیامبر دادند، و این آیه نازل شد.
پرداخت دیه آثاری دارد:
الف: مرهمی برای بازماندگان مقتول است.
ب: جلوگیری از بی مبالاتی مردم است، تا نگویند قتل خطایی، بها ندارد.
ج: احترام به جان افراد و امنیّت اجتماعی است.
د: جبران خلأ اقتصادی است که در اثر قتل پیدا می شود.
در جایی که بستگان مقتول، از دشمنان مسلمین باشند، خونبها به آنان داده نمی شود، تا بنیه ی مالی دشمنان اسلام تقویت نشود. به علاوه اسلام، ارتباط مقتول مؤمن با خانواده ی کافرش را بریده است، پس جایی برای جبران نیست.
امام صادق علیه السلام فرمود: آزاد کردن برده، پرداخت حقّ خدا و دیه دادن پرداخت حقّ اولیای مقتول است.**نور الثقلین، ج 1، ص 530.***
یک دیه و خونبهای کامل، به اندازه ی متوسط درآمد یک فرد عادّی است. هزار مثقال طلا یا صد شتر و یا دویست گاو.**تفسیر المیزان.***
در آیه مقدار دیه بیان نشده، تا نیاز به مفسران واقعی قرآن و سنّت پیامبر و اهل بیت بیشتر احساس شود.
دیه ی پرداختی به خانواده مقتول مسلمان، اوّل آزادی برده مطرح شده، سپس خونبها، (تحریر رقبة و دیة) ولی در بستگان کافر، اوّل سخن از خونبهاست، سپس آزادی برده. (فدیة مسلّمة... وتحریر رقبة) شاید چون خویشانِ غیر مسلمان، توجّهشان بیشتر به مادّیات است ویا آنکه پرداخت دیه، در حفظ وبقای پیمان مؤثّرتر است.
پیام ها:
1- قتل بی گناه، در اسلام حرام است. (وما کان لمؤمن ان یقتل)
2- قتل، با ایمان ناسازگار است. (وما کان لمؤمن ان یقتل)
3- مؤمن، جایزالخطاست، باید مواظب باشد. (و من قتل مؤمناً خطأ)
4- احترام جان مسلمان تا حدّی است که از قتل خطایی هم نمی توان به آسانی گذشت. (و من قتل مؤمناً خطأ فتحریر)
5 - خطا، یکی از ملاک های رفع تکلیف یا تخفیف در کیفر است. (فتحریر رقبة)
6- جبران فقدان مؤمن، با آزاد کردن انسان با ایمان است. (تحریر رقبة مؤمنة)
7- آزادی، نوعی حیات است. وقتی حیات یک نفر گرفته می شود، به جبرانش باید یک نفر را آزاد کرد.**تفسیر المیزان.*** (تحریر رقبة)
8 - آزادی بردگان، در لابلای برنامه های اسلام گنجانده شده است. (فتحریر رقبةٍ)
9- تسلیم دیه، مشروط به درخواست خانواده مقتول نیست، بلکه وظیفه ی قاتل پرداخت آن است. (مُسلّمة الی اهله)
10- به هرکس نباید دیه داد، باید به خانواده مقتول داد تا حقّ به حق دار برسد. (مسلّمة الی اهله)
11- خانواده ی مقتول، مالک خونبها می شود. (مسلّمة الی اهله)
12- تعیین دیه ی خطاکار، رمز وجود جریمه در نظام اسلامی است. (دیةٌ مسلّمة)
13- در حالات هیجانی هم، عواطف و رحم نباید فراموش شود و عفو از خطاکار، یک صدقه ی پسندیده است. (الاّ ان یصّدقوا)
14- ارزش پیمان تا آنجاست که گاهی کافر را در ردیف مؤمن قرار می دهد. خونبها را به کافری که هم پیمان است باید داد. (فَدیةٌ مسلّمة... و تحریر رقبة)
15- نوع جریمه ها باید از یک سو به نفع افراد مؤمن باشد، (فتحریر رقبة مؤمنة) و از سوی دیگر سبب تقویت جامعه ی کفّار نگردد. لذا پرداخت دیه و خونبها به دشمن حربی، ممنوع است. (فان کان من قوم عدوٍّ لکم و هو مؤمن فتحریر رقبة)
16- شرط ایمان برای آزاد کردن برده، تشویقی است برای بردگان که به سراغ پذیرش اسلام بروند. (رقبة مؤمنة)
17- در اسلام و قوانینش، بن بست نیست. احکام اسلامی تعطیل نمی شود، ولی تخفیف دارد. (فمن لم یجد)
18- در اسلام، جریمه به مقدار توان جسمی و مالی افراد است. (فمن لم یجد)
19- روزه های پیاپی، وسیله ای برای پاکسازی روح است. (صیام شهرین متتابعین)
20- اسلام، به بعد ایمانی افراد تکیه دارد. آزاد کردن برده و پرداخت دیه، دیدنی است، ولی روزه گرفتن، دیدنی نیست و به این وسیله، انسان وجدان دینی و اخلاقی خود را جریمه می کند. (فصیام شهرین متتابعین)
21- جان مؤمن بسیار مهم است، و کفّارات، نوعی تخفیف و ارفاق الهی است. (توبة من الله)
22- قتل غیر عمدی نیز انسان را از لطف خدا دور می کند و پرداخت دیه و آزاد کردن برده راهی است برای برگرداندن لطف الهی به قاتل. (توبة من اللَّه)
23- قوانین الهی، بر اساس علم و حکمت و با ملاحظه ی همه ی جوانب مسأله است. (کان الله علیماً حکیما)