تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره نساء آیه 84

(84) فَقَتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَاتُکَلَّفُ إِلّا نَفْسَکَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَسَی اللَّهُ أَنْ یَکُفَّ بَأْسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَاللَّهُ أَشَدُّ بَأْسَاً وَأَشَدُّ تَنْکِیلاً
پس در راه خدا پیکار کن، که جز شخص تو (کسی بر آن) مکلّف نیست و مؤمنان را (به جهاد) ترغیب کن، باشد که خداوند از گزند کافران جلوگیری کند و خداوند قدرتمندتر و مجازاتش دردناکتر است.
نکته ها:
پس از پیروزی کفّار در احد ابوسفیان با غرور گفت: بار دیگر با مسلمانان در موسم بدر صغری (محلّ برپایی بازاری در سرزمین بدر در ماه ذی قعده) روبرو خواهیم شد. هنگام رسیدن موعد، پیامبر مردم را به جهاد دعوت کرد. عده ای به جهت شکست در احد روحیّه ی حضور نداشتند. آیه ی فوق نازل شد و پیامبر بار دیگر مردم را به جهاد دعوت کرد. هفتاد نفر حاضر شدند ولی درگیری رخ نداد و مسلمانان سالم به مدینه برگشتند.
«نکول»، به معنای امتناع کردن از روی ترس است. و «تنکیل»، انجام کاری است که طرف را منصرف کند، همچون کیفر و مجازات.
از امام صادق علیه السلام روایت شده است که به هیچ پیامبر دیگری فرمان نیامد که اگر تنها شدی جهاد کن.**تفسیر صافی.*** در زمان ما نیز امام خمینی(ره) فرمود: ابرقدرت ها بدانند اگر خمینی یکه وتنها بماند به راه خود ومبارزه با شرک و کفر ادامه خواهد داد.
امام باقر علیه السلام فرمود: پس از نزول این آیه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تمام جنگ ها را شخصاً فرماندهی می کرد.**تفسیر برهان، ج 1، ص 398 و عیاشی، ج 1، ص 261.***
پیام ها:
1- رهبر باید پیشاهنگ دیگران باشد. (فقاتل)
2- اگر مسلمانان نسبت به ناله ی مستضعفان بی تفاوت شدند، پیشوا باید به تنهایی حرکت کند. (الاّ نفسک)
3- رهبر باید چنان قاطع باشد که همراهی یا عدم همراهی مردم در جهاد، در او بی اثر باشد. (الاّ نفسک)
4- هر کس مسئول کار خویش است. (لاتکلّف الا نفسک)
5 - باید دل به خدا بست، نه مردم. (الاّ نفسک)
6- وظیفه ی پیامبران، تشویق و دعوت است، نه اجبار. (حرّض المؤمنین)
7- جبهه و جهاد، نیاز به تبلیغات قوی دارد. (حرّض المؤمنین)
8 - وظیفه ی ما قیام و جهاد است، شکستِ دشمن کار خداست. (فقاتل... عسی اللّه ان یکفّ)
9- قدرت الهی، برترین قدرت و مایه ی دلگرمی مؤمنان و تهدید متخلّفان است. (واللّه اشد بأساً)

سوره نساء آیه 85

(85) مَّنْ یَشْفَعْ شَفَعَةً حَسَنَةً یَکُنْ لَّهُ نَصِیبٌ مِّنْهَا وَمَنْ یَشْفَعْ شَفَعَةً سَیِّئَةً یَکُنْ لَّهُ کِفْلٌ مِّنْهَا وَکَانَ اللَّهُ عَلَی کُلّ شَیْ ءٍ مُّقِیتاً
هر کس وساطت نیکو کند، او هم سهمی از پاداش خواهد داشت و هر کس به کار بد وساطت کند، بهره ای از کیفر خواهد داشت و خداوند بر هر چیزی نگهبان است.
نکته ها:
«مُقیت»، یعنی آنکه قوت دیگری را می دهد و حافظ جان اوست و بطور عام، به معنای حافظ و حسابرس به کار می رود.
در آیه پیش، هر کس مسئول کار خود بود، امّا این آیه نقش دعوت و وساطت در کار نیک را، در بهره داشتن از پاداش و کیفر بیان می کند.
موعظه، آشتی دادن، تدریس، تشویق به جبهه، تعاون بر کار نیک، مصادیق (شفاعة حسنة) هستند، چنانکه در حدیث، دعا در حقّ دیگران، امر به معروف، راهنمایی و حتّی اشاره به کار خیر، از مصادیق «شفاعة حسنة» ذکر شده است.**تفسیر صافی.*** غیبت، سخن چینی، کارشکنی، تهمت، فتنه، ترساندن از جبهه، وسوسه و توطئه، مصادیق (شفاعة سیئة) هستند.
پیام ها:
1- فردگرایی و انزوا در اسلام ممنوع است. (یشفع شفاعة حسنة)
2- دعوت به نیک و بد، شرکت در پاداش و کیفر است. (نصیبٌ منها)
3- به خاطر محدودیّت ها، نمی توان در هر کاری دخالت مستقیم داشت، ولی با شفاعت های خیر، می توان از آنها بهره برد. (نصیب منها)
4- به دلاّل باید حقّی پرداخت شود، کسانی که در امور خیریّه یا در تجارت واسطه گری می کنند حقّی دارند. (یشفع شفاعة حسنة یکن له نصیب منها)
5 - در وساطت ها، باید خدا را در نظر داشت. (کان اللّه علی کل شی ء مقیتاً)

سوره نساء آیه 86

(86) وَإِذَا حُیِّیْتُمْ بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَآ أَوْ رُدُّوهَآ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَی کُلِّ شَیْ ءٍ حَسِیباً
وهرگاه شما را به درودی ستایش گفتند، پس شما به بهتر از آن تحیّت گویید یا (لااقّل) همانند آن را (در پاسخ) باز گویید که خداوند همواره بر هر چیزی حسابرس است.
نکته ها:
مراد از «تحیّت»، سلام کردن به دیگران، یا هر امر دیگری است**تفسیر قمی، ج 1، ص 145.*** که با آرزوی حیات و سلامتی و شادی دیگران همراه باشد، همچون هدیه دادن. چنانکه وقتی کنیزی به امام حسن علیه السلام دسته گلی هدیه داد، امام او را آزاد کرد و در پاسخ سؤال مردم، همین آیه را قرائت فرمود.
در اسلام، تشویق به سلام به دیگران شده، چه آنان را بشناسیم یا نشناسیم. و بخیل کسی شمرده شده که در سلام بخل ورزد. و پیامبر به هر کس می رسید حتّی به کودکان، سلام می داد.
در نظام تربیتی اسلام، تحیّت تنها از کوچک نسبت به بزرگ نیست، خدا، پیامبر و فرشتگان، به مؤمنان سلام می دهند.**سلام خدا. (سلام علی نوح فی العالمین). صافّات، 79.
سلام پیامبر. (اذا جاءک الّذین یؤمنون بآیاتنا فقل سلام علیکم). انعام، 54.
سلام فرشتگان. (تتوفّاهم الملائکة طیّبین یقولون سلام علیکم). نحل، 32.*** (به آداب سلام در روایات مراجعه شود).
پیام ها:
1- رابطه ی عاطفی خود را نسبت به یکدیگر گرم تر کنید. (فحیّوا باَحسن)
2- ردّ احسانِ مردم نارواست، باید آن را پذیرفت و به نحوی جبران کرد. (حیّوا باحسن منها)
3- پاسخ محبّت ها و هدایا را نباید تأخیر انداخت. حرف فاء در کلمه (فحیوا)
4- پاداش بهتر در اسلام استحباب دارد. (فحیّوا باحسن منها)
5 - در پاسخ نیکی های دیگران، ابتدا به سراغ پاسخ بهتر روید، اگر نشد، پاسخی مشابه. (باحسن منها او ردّوها)
6- در جنگ هم اگر دشمن پیشنهاد صلح کرد، شما با رحمت بیشتری بپذیرید، یا مقابله به مثل آن را بپذیرید. (حییتم بتحیّة فحیّوا باحسن منها)
7- از تحیّت های بی جواب نگران باشید، که اگر مردم پاسخ ندهند، خداوند حساب آن را دارد و نه عواطف مردم را بی جواب گذارید، که خداوند به حساب شما می رسد. (انّ اللّه کان علی کلّ شیی ء حسیباً)