تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره نساء آیه 83

(83) وَإِذَا جَآءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ رُدُّوهُ إلی الرَّسُولِ وَإِلَی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّیْطَنَ إِلَّا قَلِیلاً
هنگامی که خبری (و شایعه ای) از ایمنی یا ترس (پیروزی یا شکست) به آنان (منافقان) برسد، آن را فاش ساخته و پخش می کنند، در حالی که اگر آن را (پیش از نشر) به پیامبر و اولیای امور خود ارجاع دهند، قطعاً آنان که اهل درک و فهم و استنباطند، حقیقت آن را در می یابند. و اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود، به جز اندکی، پیروی از شیطان می کردید.
نکته ها:
نشر و پخش اخبار محرمانه و شایعات همیشه به مسلمانان ضربه زده است. نشر اخبار سری معمولاً از روی سادگی، انتقام، ضربه زدن، آلت دست شدن، طمع مادّی، خودنمایی و اظهار اطلاعات صورت می گیرد. اسلام به خاطر جامعیّتی که دارد، به این مسأله پرداخته و در این آیه از افشای رازهای نظامی نکوهش می کند و نقل اخبار پیروزی یا شکست را پیش از عرضه به پیشوایان، عامل غرور نابجا یا وحشت بی مورد از دشمن می داند. و اگر هشدارها و عنایت های الهی نبود، مسلمانان بیشتر در این مسیر شیطانی (افشای سر) قرار می گرفتند.
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که اسرار ما را فاش کند، همانند کسی است که به روی ما شمشیر کشیده باشد.**وسائل، ج 27، ص 197.***
امام باقر علیه السلام می فرماید: مراد از اهل استنباط در آیه، ائمّه معصومین هستند.**وسائل، ج 27، ص 200.***
پیام ها:
1- رازداری و حفظ اخبار امنیّتی وظیفه مسلمانان است و افشای اسرار آنها حرام است. (اذا جاءهم امر... اذاعوا به)
2- پخش شایعات، از حربه های منافقان است. (اذاعوا) (با توجّه با آیات قبل)
3- اخبار جبهه و اسرار نظامی باید به یک نقطه برسد و پس از ارزیابی و تشخیص به اندازه ی مصلحت منتشر گردد. (ردّوه الی الرسول)
4- عوام و عموم مردم، باید به اهل استنباط رجوع کنند. (ردوه الی الرسول...)
5 - اولی الامر باید از میان خودِ مؤمنین باشد. (اولی الامر منهم)
6- مسلمانان باید دارای حکومت و تشکیلات و رهبری باشند. اولی الامر صاحب دولت و حکومت و قدرت است. (الی اولی الامر منهم)
7- مسائل نظامی، سیاسی و امنیّتی باید تحت یک مدیریّت دارای اجتهاد و استنباط باشد. (لعلمه الّذین یستنبطونه)
8 - کنترل و هدایت اخبار امنیّتی و اسرار اجتماعی، ایجاد تشکیلات خبری برای جمع آوری و ارزیابی خبرهای سرنوشت ساز و عرضه آن به مردم از شئون رهبری است. (لعلمه الّذین یستنبطونه)
9- بین ولایت و فقاهت رابطه ی تنگاتنگ است. اولوالامر باید اهل استنباط باشند. (اولی الامر... یستنبطونه)
10- استنباط، تنها مخصوص احکام فقهی نیست. (امر من الامن او الخوف... یستنبطونه)
11- خنثی سازی توطئه از راه قراردادن مراجع صلاحیّت دار در جریان اخبار و بررسی آنها، مصداق فضل ورحمت الهی است. (ردّوه الی الرسول... فضل اللّه)
12- تعیین رسول اللّه و اولوالامر بعنوان مرجع مردم، و رهانیدن مردم از پیروی شیطان بزرگ ترین فضل و رحمت خدا است. (و لولا فضل اللَّه علیکم و رحمته...)
13- مرکزیّت صحیح مانع انحراف است و جامعه ی بی رهبر در دام شیطان می افتد. (لولا فضل اللّه لاتّبعتم)
14- انتشار اخبار نظامی و عدم مراجعه به رهبران الهی، پیروی از شیطان است. (لاتّبعتم الشیطان)
15- اکثر مردم فریب شایعات را می خورند. (لاتّبعتم الشیطان الا قلیلاً)

سوره نساء آیه 84

(84) فَقَتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَاتُکَلَّفُ إِلّا نَفْسَکَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَسَی اللَّهُ أَنْ یَکُفَّ بَأْسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَاللَّهُ أَشَدُّ بَأْسَاً وَأَشَدُّ تَنْکِیلاً
پس در راه خدا پیکار کن، که جز شخص تو (کسی بر آن) مکلّف نیست و مؤمنان را (به جهاد) ترغیب کن، باشد که خداوند از گزند کافران جلوگیری کند و خداوند قدرتمندتر و مجازاتش دردناکتر است.
نکته ها:
پس از پیروزی کفّار در احد ابوسفیان با غرور گفت: بار دیگر با مسلمانان در موسم بدر صغری (محلّ برپایی بازاری در سرزمین بدر در ماه ذی قعده) روبرو خواهیم شد. هنگام رسیدن موعد، پیامبر مردم را به جهاد دعوت کرد. عده ای به جهت شکست در احد روحیّه ی حضور نداشتند. آیه ی فوق نازل شد و پیامبر بار دیگر مردم را به جهاد دعوت کرد. هفتاد نفر حاضر شدند ولی درگیری رخ نداد و مسلمانان سالم به مدینه برگشتند.
«نکول»، به معنای امتناع کردن از روی ترس است. و «تنکیل»، انجام کاری است که طرف را منصرف کند، همچون کیفر و مجازات.
از امام صادق علیه السلام روایت شده است که به هیچ پیامبر دیگری فرمان نیامد که اگر تنها شدی جهاد کن.**تفسیر صافی.*** در زمان ما نیز امام خمینی(ره) فرمود: ابرقدرت ها بدانند اگر خمینی یکه وتنها بماند به راه خود ومبارزه با شرک و کفر ادامه خواهد داد.
امام باقر علیه السلام فرمود: پس از نزول این آیه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تمام جنگ ها را شخصاً فرماندهی می کرد.**تفسیر برهان، ج 1، ص 398 و عیاشی، ج 1، ص 261.***
پیام ها:
1- رهبر باید پیشاهنگ دیگران باشد. (فقاتل)
2- اگر مسلمانان نسبت به ناله ی مستضعفان بی تفاوت شدند، پیشوا باید به تنهایی حرکت کند. (الاّ نفسک)
3- رهبر باید چنان قاطع باشد که همراهی یا عدم همراهی مردم در جهاد، در او بی اثر باشد. (الاّ نفسک)
4- هر کس مسئول کار خویش است. (لاتکلّف الا نفسک)
5 - باید دل به خدا بست، نه مردم. (الاّ نفسک)
6- وظیفه ی پیامبران، تشویق و دعوت است، نه اجبار. (حرّض المؤمنین)
7- جبهه و جهاد، نیاز به تبلیغات قوی دارد. (حرّض المؤمنین)
8 - وظیفه ی ما قیام و جهاد است، شکستِ دشمن کار خداست. (فقاتل... عسی اللّه ان یکفّ)
9- قدرت الهی، برترین قدرت و مایه ی دلگرمی مؤمنان و تهدید متخلّفان است. (واللّه اشد بأساً)

سوره نساء آیه 85

(85) مَّنْ یَشْفَعْ شَفَعَةً حَسَنَةً یَکُنْ لَّهُ نَصِیبٌ مِّنْهَا وَمَنْ یَشْفَعْ شَفَعَةً سَیِّئَةً یَکُنْ لَّهُ کِفْلٌ مِّنْهَا وَکَانَ اللَّهُ عَلَی کُلّ شَیْ ءٍ مُّقِیتاً
هر کس وساطت نیکو کند، او هم سهمی از پاداش خواهد داشت و هر کس به کار بد وساطت کند، بهره ای از کیفر خواهد داشت و خداوند بر هر چیزی نگهبان است.
نکته ها:
«مُقیت»، یعنی آنکه قوت دیگری را می دهد و حافظ جان اوست و بطور عام، به معنای حافظ و حسابرس به کار می رود.
در آیه پیش، هر کس مسئول کار خود بود، امّا این آیه نقش دعوت و وساطت در کار نیک را، در بهره داشتن از پاداش و کیفر بیان می کند.
موعظه، آشتی دادن، تدریس، تشویق به جبهه، تعاون بر کار نیک، مصادیق (شفاعة حسنة) هستند، چنانکه در حدیث، دعا در حقّ دیگران، امر به معروف، راهنمایی و حتّی اشاره به کار خیر، از مصادیق «شفاعة حسنة» ذکر شده است.**تفسیر صافی.*** غیبت، سخن چینی، کارشکنی، تهمت، فتنه، ترساندن از جبهه، وسوسه و توطئه، مصادیق (شفاعة سیئة) هستند.
پیام ها:
1- فردگرایی و انزوا در اسلام ممنوع است. (یشفع شفاعة حسنة)
2- دعوت به نیک و بد، شرکت در پاداش و کیفر است. (نصیبٌ منها)
3- به خاطر محدودیّت ها، نمی توان در هر کاری دخالت مستقیم داشت، ولی با شفاعت های خیر، می توان از آنها بهره برد. (نصیب منها)
4- به دلاّل باید حقّی پرداخت شود، کسانی که در امور خیریّه یا در تجارت واسطه گری می کنند حقّی دارند. (یشفع شفاعة حسنة یکن له نصیب منها)
5 - در وساطت ها، باید خدا را در نظر داشت. (کان اللّه علی کل شی ء مقیتاً)