تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره نساء آیه 81

(81) وَیَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنْ عِنْدِکَ بَیَّتَ طَآئِفَةٌ مِّنْهُمْ غَیْرَ الَّذِی تَقُولُ وَاللَّهُ یَکْتُبُ مَا یُبَیِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ وَکَفَی بِاللَّهِ وَکِیلاً
(منافقان، به هنگام روز و در حضور تو) می گویند: اطاعت! پس چون از نزد تو بیرون می روند، گروهی از آنان در جلسات شبانه و بیتوته ها برخلاف گفته ی تو کار می کنند، ولی خداوند، آنچه را در این جلسات می گذرد، می نویسد. پس از آنان اعراض و بر خداوند توکّل کن، وکافی است که خداوند، پشتیبان باشد.
پیام ها:
1- به هر اظهار وفاداری و ایمانی دلگرم نباشید، چرا که منافقان با چرب زبانی خود را مطیع جلوه می دهند. (یقولون طاعة)
2- منافقان، جلسات سرّی شبانه و تشکیلات گروهی دارند. (بیّت طائفة)
3- دشمنان از نقاط کور وتاریک استفاده می کنند، از توطئه های آنان غافل نباشید. (بیّت)
4- قرآن، در انتقاد، همه را یکسان نمی داند. (طائفة منهم)
5 - خداوند، به حساب توطئه ها وشیطنت های منافقان خواهد رسید. (یکتب ما یبیّتون)
6- در برابر توطئه های سری منافقان تنها بر خدا باید توکّل کرد، توکّل عامل موفقیّت است. (توکّل علی اللّه)
7- خداوند، حامی مسلمانان و رسول اکرم صلی الله علیه و آله است و پرده از توطئه های منافقان برداشته و با امدادهای غیبی آنان را یاری می کند. (و کفی بالله وکیلا)

سوره نساء آیه 82

(82) أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْءَانَ وَلَوْ کَانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدَواْ فِیهِ اخْتِلَفاً کَثِیراً
چرا در معانی قرآن تدّبر نمی کنند؟ در حالی که اگر این قرآن، از طرف غیر خدا بود قطعاً اختلاف های بسیاری در آن می یافتند.
نکته ها:
از تهمت هایی که به پیامبر اسلام می زدند، آن بود که قرآن را شخص دیگری به محمّد صلی الله علیه و آله یاد داده است: (یُعلّمه بشر)**نحل، 103.*** این آیه در پاسخ آنان نازل شده است.
معمولاً در نوع سخنان و نوشته های افراد بشر در درازمدّت تغییر، تکامل و تضاد پیش می آید. امّا این که قرآن در طول 23 سال نزول، در شرایط گوناگون جنگ و صلح، غربت و شهرت، قوّت و ضعف، و در فراز و نشیب های زمان آن هم از زبان شخصی درس نخوانده، بدون هیچگونه اختلاف و تناقض بیان شده، دلیل آن است که کلام خداست، نه آموخته ی بشر.
فرمان تدبّر در قرآن برای همه و در هر عصر ونسلی، رمز آن است که هر اندیشمندی هر زمان، به نکته ای خواهد رسید. حضرت علی علیه السلام درباره ی بی کرانگی مفاهیم قرآن فرموده است: «بَحراً لایُدرک قَعره»**نهج البلاغه، خطبه 198.*** قرآن، دریایی است که تهِ آن درک نمی شود.
پیام ها:
1- اندیشه نکردن در قرآن، مورد توبیخ و سرزنش خداوند است. (افلا یتدبرون)
2- تدبّر در قرآن داروی شفابخش نفاق است. (و یقولون طاعة... افلا یتدبرون...)
3- راه گرایش به اسلام و قرآن، اندیشه و تدبر است نه تقلید. (افلا یتدبرون)
4- قرآن همه را به تدبّر فراخوانده است و فهم انسان به درک معارف آن می رسد. (افلا یتدبّرون القرآن)
5 - پندار وجود تضاد و اختلاف در قرآن، نتیجه ی نگرش سطحی و عدم تدبّر و دقّت است. (افلایتدبّرون)
6- قرآن، دلیل حقّانیت رسالت پیامبر است. (لو کان من عند غیر اللَّه...)
7- یکدستی و عدم اختلاف در آیات نشان آن است که سرچشمه ی آن، وجودی تغییر ناپذیر است. (لو کان من عند غیر اللّه)
8 - هرچه از طرف خداست حقّ و ثابت و دور از تضاد و پراکندگی و تناقض است. (لو کان من عند غیر اللَّه لوجدوا...)
9- در قوانین غیر الهی همواره تضاد و تناقض به چشم می خورد. (لو کان من عند غیر اللَّه لوجدوا...)
10- اختلاف، تغییر وتکامل، لازمه ی نظریات انسان است. (لوجدوا فیه اختلافاً)
11- برای ابطال هر مکتبی، بهترین راه کشف و بیان تناقض های آن است. (لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً)

سوره نساء آیه 83

(83) وَإِذَا جَآءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ رُدُّوهُ إلی الرَّسُولِ وَإِلَی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّیْطَنَ إِلَّا قَلِیلاً
هنگامی که خبری (و شایعه ای) از ایمنی یا ترس (پیروزی یا شکست) به آنان (منافقان) برسد، آن را فاش ساخته و پخش می کنند، در حالی که اگر آن را (پیش از نشر) به پیامبر و اولیای امور خود ارجاع دهند، قطعاً آنان که اهل درک و فهم و استنباطند، حقیقت آن را در می یابند. و اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود، به جز اندکی، پیروی از شیطان می کردید.
نکته ها:
نشر و پخش اخبار محرمانه و شایعات همیشه به مسلمانان ضربه زده است. نشر اخبار سری معمولاً از روی سادگی، انتقام، ضربه زدن، آلت دست شدن، طمع مادّی، خودنمایی و اظهار اطلاعات صورت می گیرد. اسلام به خاطر جامعیّتی که دارد، به این مسأله پرداخته و در این آیه از افشای رازهای نظامی نکوهش می کند و نقل اخبار پیروزی یا شکست را پیش از عرضه به پیشوایان، عامل غرور نابجا یا وحشت بی مورد از دشمن می داند. و اگر هشدارها و عنایت های الهی نبود، مسلمانان بیشتر در این مسیر شیطانی (افشای سر) قرار می گرفتند.
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که اسرار ما را فاش کند، همانند کسی است که به روی ما شمشیر کشیده باشد.**وسائل، ج 27، ص 197.***
امام باقر علیه السلام می فرماید: مراد از اهل استنباط در آیه، ائمّه معصومین هستند.**وسائل، ج 27، ص 200.***
پیام ها:
1- رازداری و حفظ اخبار امنیّتی وظیفه مسلمانان است و افشای اسرار آنها حرام است. (اذا جاءهم امر... اذاعوا به)
2- پخش شایعات، از حربه های منافقان است. (اذاعوا) (با توجّه با آیات قبل)
3- اخبار جبهه و اسرار نظامی باید به یک نقطه برسد و پس از ارزیابی و تشخیص به اندازه ی مصلحت منتشر گردد. (ردّوه الی الرسول)
4- عوام و عموم مردم، باید به اهل استنباط رجوع کنند. (ردوه الی الرسول...)
5 - اولی الامر باید از میان خودِ مؤمنین باشد. (اولی الامر منهم)
6- مسلمانان باید دارای حکومت و تشکیلات و رهبری باشند. اولی الامر صاحب دولت و حکومت و قدرت است. (الی اولی الامر منهم)
7- مسائل نظامی، سیاسی و امنیّتی باید تحت یک مدیریّت دارای اجتهاد و استنباط باشد. (لعلمه الّذین یستنبطونه)
8 - کنترل و هدایت اخبار امنیّتی و اسرار اجتماعی، ایجاد تشکیلات خبری برای جمع آوری و ارزیابی خبرهای سرنوشت ساز و عرضه آن به مردم از شئون رهبری است. (لعلمه الّذین یستنبطونه)
9- بین ولایت و فقاهت رابطه ی تنگاتنگ است. اولوالامر باید اهل استنباط باشند. (اولی الامر... یستنبطونه)
10- استنباط، تنها مخصوص احکام فقهی نیست. (امر من الامن او الخوف... یستنبطونه)
11- خنثی سازی توطئه از راه قراردادن مراجع صلاحیّت دار در جریان اخبار و بررسی آنها، مصداق فضل ورحمت الهی است. (ردّوه الی الرسول... فضل اللّه)
12- تعیین رسول اللّه و اولوالامر بعنوان مرجع مردم، و رهانیدن مردم از پیروی شیطان بزرگ ترین فضل و رحمت خدا است. (و لولا فضل اللَّه علیکم و رحمته...)
13- مرکزیّت صحیح مانع انحراف است و جامعه ی بی رهبر در دام شیطان می افتد. (لولا فضل اللّه لاتّبعتم)
14- انتشار اخبار نظامی و عدم مراجعه به رهبران الهی، پیروی از شیطان است. (لاتّبعتم الشیطان)
15- اکثر مردم فریب شایعات را می خورند. (لاتّبعتم الشیطان الا قلیلاً)