تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره نساء آیه 78

(78) أَیْنَمَا تَکُونُواْ یُدْرِککُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ کُنتُمْ فِی بُرُوجٍ مُّشَیَّدَةٍ وَإِن تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ یَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ یَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِکَ قُلْ کُلٌّ مِّنْ عِندِ اللَّهِ فَمَالِ هَؤُلَآءِ الْقَوْمِ لَایَکَادُونَ یَفْقَهُونَ حَدِیثاً
هر کجا باشید، مرگ شما را درمی یابد هر چند در دژهای مستحکم (یا ستارگان) باشید. اگر به آنان (منافقان) نیکی وپیروزی برسد، می گویند: این از سوی خداست، و اگر بدی به ایشان رسد، می گویند: این از جانب تو است. بگو: همه چیز از سوی خداست. این قوم را چه شده که در معرض فهم هیچ سخنی نیستند؟
نکته ها:
این آیه، هم تشویقی به جهاد و نترسیدن از مرگ در جبهه ی درگیری است و هم پاسخی به فال بد زدنهای منافقان است، که بجای بررسی و فهم درست مسائل، تلخی ها و شکست ها را به گردن پیامبر خدا می اندازند.
پیام ها:
1- با توجّه به قطعی و حتمی بودن مرگ، فرار از جنگ چرا؟ (اینما تکونوا...)
2- بدنام کردن رهبر، از شیوه های منافقان است. (هذه من عندک)
3- نباید با سلب مسئولیّت از خود، لغزشها را توجیه کرد و گناهان خود را به گردن دیگری انداخت. (یقولوا هذه من عندک)
4- پیروزی و شکست، مرگ و حیات، تلخی ها وشیرینی ها همه در مدار مقدرات حکیمانه خداست. (کلّ من عنداللّه)
5 - منشأ همه ی حوادث تلخ وشیرین خداست، نه آنچه ثنویّت می گوید و اهریمن ویزدان را مطرح می کند. (کلّ من عنداللّه)
6- منافقان عناد دارند و سخن حقّ را در نمی یابند. (لایکادون یفقهون حدیثاً)
7- خداوند را محور همه چیز دانستن (توحید افعالی) نیازمند تفکّر دقیق و عمیق است. (یفقهون)
8 - کسی که توحید و محوریّت خدا را درک نکند، هیچ یک از معارف را درک نمی کند. (لایفقهون حدیثاً)

سوره نساء آیه 79

(79) مَّآ أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَآ أَصَابَکَ مِنْ سَیِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِکَ وَ أَرْسَلْنَکَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَکَفَی بِاللَّهِ شَهِیداً
(ای انسان!) آنچه از نیکی به تو رسد از خداست و آنچه از بدی به تو برسد از نفس توست. و (ای پیامبر) ما تو را به رسالت برای مردم فرستادیم و گواهی خدا در این باره کافی است.
نکته ها:
در بینش الهی، همه چیز مخلوق خداست (اللّه خالق کلّ شی ء)**زمر، 63.*** و خداوند، همه چیز را نیک آفریده است. (احسن کلّ شی ء خلقه)**سجده، 7.*** آنچه به خداوند مربوط است، آفرینش است که از حُسن جدا نیست و ناگواری ها و گرفتاری های ما، اوّلاً فقدان آن کمالات است که مخلوق خدا نیست، ثانیاً آنچه سبب محرومیّت از خیرات الهی است، کردار فرد یا جامعه است.
به تعبیر یکی از علما، زمین که به دور خورشید می گردد، همواره قسمتی که رو به خورشید است، روشن است و اگر طرف دیگر تاریک است، چون پشت به خورشید کرده وگرنه خورشید، همواره نور می دهد. بنابراین می توان به زمین گفت: ای زمین هر کجای تو روشن است از خورشید است و هر کجای تو تاریک است از خودت می باشد. در این آیه نیز به انسان خطاب شده که هر نیکی به تو رسد از خداست و هر بدی به تو رسد از خودت است.
با آن همه ستایش قرآن از رسول اللّه صلی الله علیه و آله ، باید گفت: مراد از (من نفسک) نفس انسان است، نه شخص پیامبر. واللّه العالم
در آیه قبل خواندیم که خوبی ها و بدی ها همه از نزد خداست و در این آیه می خوانیم: تنها خوبی ها از اوست و بدی ها از انسان است و این به خاطر آن است که بدی ها از آن جهت که از انسان صادر می شود به انسان نسبت داده شده و از آن جهت که خود انسان و اراده او در تحت سیطره الهی است، به خدا نسبت داده می شود. چنانکه اگر کارمند دولت خلاف کند، این خلاف هم به خود کارمند نسبت داده می شود، و هم به دلیل آنکه او کارمند دولت است، به دولت نسبت داده می شود.
امام رضا علیه السلام می فرماید: خداوند به انسان خطاب می کند که اراده و خواست تو نیز از من است.**تفسیر عیّاشی، ج 1، ص 258.*** آری، انسان با خواست خداوند می تواند تصمیم بگیرد.
پیام ها:
1- در جهان بینی الهی، هر نیکی و زیبایی از خداست. (من حسنة فمن اللّه)
2- در برابر تضعیف روحیّه ها، باید تقویت روحیّه کرد. منافقان که بدی ها را از رسول اللّه می دانستند، این آیه در جبران آن می گوید: (من سیّئة فمن نفسک)
3- رسالت پیامبر اسلام، جهانی است. (ارسلناک للناس)
4- انبیا برای همه مردم وسیله ی خیر هستند. (للناس)

سوره نساء آیه 80

(80) وَمَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّی فَمَآ أَرْسَلْنَکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظاً
هر کس پیامبر را پیروی کند، بی شک خداوند را اطاعت کرده است و هر که اعراض کند و سرباز زند، ما تو را بر آنان نگهبان نفرستاده ایم.
پیام ها:
1- سخن ورفتار پیامبر همچون قرآن، حجّت ولازم الاجراست. (من یطع الرسول...)
2- اطاعت از اوامر حکومتی پیامبر واجب است. (مراد از اطاعت رسول، فرمان های حکومتی اوست، وگرنه اطاعت از دستورات الهی که با بیان رسول ابلاغ می شود، اطاعت از خداست نه رسول.) (من یطع الرسول)
3- انبیا معصومند. (من یطع الرسول فقد اطاع اللّه)
4- اوامر پیامبر، پرتوی از اوامر الهی ودر طول آن است. (یطع الرسول فقد اطاع اللَّه)
5 - انسان، مختار است، نه مجبور. (من یطع... و من تولّی)
6- وظیفه ی پیامبران، تبلیغ است، نه تحمیل. (و من تولی فما أرسلناک علیهم حفیظاً)