تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره نساء آیه 72

(72) وَإِنَّ مِنکُمْ لَمَنْ لَّیُبَطِّئَنَّ فَإِن أَصَبَتْکُم مُّصِیَبةٌ قَالَ قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیَّ إِذْ لَمْ أَکُن مَّعَهُمْ شَهِیداً
وهمانا از شما کسانی اند که (هم خودشان سست می باشند وهم) عامل کُندی و دلسردی رزمندگان می شوند، چون به شما مشکلی برسد، می گوید: خدا بر من منّت نهاده که همراه آنان (در جبهه) حضور نیافتم (یا همراه آنان شهید نشدم)
نکته ها:
در آیه ی پیش، خطر دشمنان خارجی مطرح بود، اینجا خطر دشمنان داخلی و عوامل نفوذی و منافق مطرح است.
«یُبطّئنّ» از ریشه ی «بطو» به معنای کُندی است. به گفته اهل لغت، «بطوء» هم حرکت کند است و هم دیگران را به کندی در حرکت فراخواندن.
پیام ها:
1- صحنه های جنگ، وسیله ی خوبی برای شناخت افراد ضعیف الایمان و منافقان است. (و ان منکم...)
2- خداوند، از افکار و گفتار منافقان پرده برمی دارد. (و ان منکم ...)
3- منافقان، گاهی چنان به رنگ مؤمنان در می آیند که جزء آنان جلوه می کنند. (منکم)
4- همه اصحاب پیامبر عادل و در خط حضرت نبودند. (منکم... لیُبطئنّ)
5 - منافقان، عامل تضعیف روحیّه ی مسلمانانند (لیبطّئنّ) پس باید آنان را شناخت و به جبهه نفرستاد.
6- منافقان، عدم شرکت در جنگ، فرار از جبهه و نجات از مرگ را رمز موفّقیت و سعادت می دانند. (انعم اللّه علیّ)
7- هر رفاهی، مصون ماندنی و لطف و نعمت خدا نیست. (اَنعم اللَّه علیّ)
8 - چشیدن سختی ها در کنار مؤمنان، نعمت است، امّا رفاه جدا از مؤمنان نعمت نیست. (اصابتکم مصیبة... لم اکن معهم)

سوره نساء آیه 73

(73) وَلَئِنْ أَصَبَکُمْ فَضْلٌ مِّنَ اللَّهِ لَیَقُولَنَّ کَأَن لَّمْ تَکُن بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُ مَوَدَّةٌ یَلَیْتَنِی کُنتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً
واگر فضل وغنیمتی از سوی خداوند به شما برسد، آن چنان که گویا میان شما و او هرگز دوستی نبوده (تا نفع شما را نفع خود داند) خواهد گفت: ای کاش (در جهاد) با آنان بودم تا به رستگاری بزرگ (پیروزی وغنائم) می رسیدم.
نکته ها:
در رسیدن فضل و غنیمت، نام خدا مطرح است، (فضل من اللّه) ولی در برخورد با سختی ها که در آیه ی قبل مطرح بود، نامی از خدا نیست، (اصابتکم مصیبة) گویا اشاره به این است که از خداوند، جز فضل و رحمت، چیزی به ما نمی رسد.
پیام ها:
1- پیروزی در جنگ و غنائم آن، از فضل خداست. (اصابکم فضل من اللّه)
2- به خاطر منافع دنیوی، منافقان عاطفه را از دست می دهند. (کان لم تکن بینکم و بینه مودّة)
3- آرزوهای منافق، صادقانه نیست. (لئن اصابکم فضل... یالیتنی)
4- منافق، نان به نرخ روز می خورد. هنگام ناگواریها می گوید: خدا لطف کرد که ما نبودیم. (انعم اللّه علی) و هنگام فتح و غنیمت می گوید: کاش می بودیم. (یالیتنی کنت معهم)
5 - آنکه در غمهای مؤمنان شریک نیست، ولی می خواهد در بهره ها سهیم باشد، خصلتی از منافقان دارد. (لئن اصابکم فضل... یالیتنی کنت معهم)
6- در نظر منافقان، رستگاری، رسیدن به دنیاست. (فوزاً عظیماً)

سوره نساء آیه 74

(74) فَلْیُقَتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یَشْرُونَ الْحَیَو ةَ الدُّنْیَا بِالْأَخِرَةِ وَ مَنْ یُقَتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیُقْتَلْ أَوْ یَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْراً عَظِیماً
پس باید در راه خدا کسانی بجنگند که زندگی دنیا را به آخرت می فروشند و کسی که در راه خدا می جنگد، کشته شود یا پیروز گردد، بزودی پاداشی بزرگ به او خواهیم داد.
پیام ها:
1- هدف از جنگ در اسلام، فقط خداست، نه کشورگشایی، نه استثمار ونه انتقام. (فی سبیل اللّه)
2- جهاد، توفیقی است که به همه داده نمی شود. (فلیقاتل ... الّذین یشرون الحیوة الدنیا) دنیاطلبان نه لیاقت جبهه را دارند و نه شجاعت آن را.
3- جهاد اکبر و مبارزه با دنیا پرستی، مقدّمه ی جهاد اصغر و مبارزه با دشمن است. (فلیقاتل فی سبیل اللّه الّذین ...)
4- مجاهد فی سبیل اللَّه هرگز مغلوب نیست. (به جای «یُغلب» می فرماید: (یقتل)
5 - در جبهه ی حقّ، فرار وشکست مطرح نیست، یا شهادت یا پیروزی. (یقتل او یغلب)
6- منافق، فقط غنائم را «فوز عظیم» می داند (در آیه ی قبل) ولی قرآن، هم برای پیروزی و هم برای شهادت، «اجر عظیم» قرار داده است. (اجراً عظیما)
7- وعده ی «اجر عظیم» تشویق برای عزیمت به جبهه است.
8 - زندگی آخرت برتر از زندگی دنیاست و معامله دنیا با آخرت کار بزرگی است. (یشرون الحیوة الدنیا بالاخرة... اجراً عظیما)
9- پاداش شهید و رزمنده پیروز یکسان است. (فیقتل او یغلب....اجراً عظیماً)