تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره نساء آیه 71

(71) یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ خُذُواْ حِذْرَکُمْ فَانفِرُواْ ثُبَاتٍ أَوِ انفِرُواْ جَمِیعاً
ای کسانی که ایمان آورده اید! (در برابر دشمن هوشیار باشید و به علامت آمادگی) سلاح خود را بردارید، پس به صورت دسته های پراکنده و نامنظّم یا همه با هم بسوی دشمن حرکت کنید.
نکته ها:
در آیه ی پیش، اطاعت از خدا ورهبری معصوم و حاکمیّت پیامبر، و در این آیه، ضرورت هوشیاری و آمادگی رزمی برای امّت اسلامی و رهبری حقّ مطرح است.
«حِذْر»، به معنای بیداری، آماده باش و وسیله دفاع است. «ثُبات»، جمع «ثُبه»، به دسته های پراکنده (شامل گروه های پارتیزانی که دشمن را گیج و تمرکز فکری او را سلب می کند) می گویند.
مسلمانان باید مرزهای کشور خود را حفظ کنند. عمل به این آیه، رمز عزّت و غفلت از آن، رمز سقوط و شکست مسلمانان می باشد.
پیام ها:
1- مسلمانان باید در هر حال آماده و بیدار باشند، و از طرحها، نفرات، نوع اسلحه، روحیّه، همکاری داخلی و خارجی دشمنان آگاه باشند و متناسب با آنها طرح بریزند و عمل کنند. (یا ایها الّذین آمنوا خذوا حذرکم)
2- آمادگی رزمی در سایه ی ایمان ارزش دارد. (یاایّها الّذین آمنوا خذوا حذرکم)
3- مسلمانان باید بسیج شوند. (انفروا جمیعاً)
4- مسلمانان باید از تاکتیک های مختلف، برای مقابله با دشمن استفاده کنند. (ثبات او انفروا جمیعاً)
5 - شیوه بسیج و مبارزه را خودتان تعیین کنید. (ثبات او انفروا جمیعاً)

سوره نساء آیه 72

(72) وَإِنَّ مِنکُمْ لَمَنْ لَّیُبَطِّئَنَّ فَإِن أَصَبَتْکُم مُّصِیَبةٌ قَالَ قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیَّ إِذْ لَمْ أَکُن مَّعَهُمْ شَهِیداً
وهمانا از شما کسانی اند که (هم خودشان سست می باشند وهم) عامل کُندی و دلسردی رزمندگان می شوند، چون به شما مشکلی برسد، می گوید: خدا بر من منّت نهاده که همراه آنان (در جبهه) حضور نیافتم (یا همراه آنان شهید نشدم)
نکته ها:
در آیه ی پیش، خطر دشمنان خارجی مطرح بود، اینجا خطر دشمنان داخلی و عوامل نفوذی و منافق مطرح است.
«یُبطّئنّ» از ریشه ی «بطو» به معنای کُندی است. به گفته اهل لغت، «بطوء» هم حرکت کند است و هم دیگران را به کندی در حرکت فراخواندن.
پیام ها:
1- صحنه های جنگ، وسیله ی خوبی برای شناخت افراد ضعیف الایمان و منافقان است. (و ان منکم...)
2- خداوند، از افکار و گفتار منافقان پرده برمی دارد. (و ان منکم ...)
3- منافقان، گاهی چنان به رنگ مؤمنان در می آیند که جزء آنان جلوه می کنند. (منکم)
4- همه اصحاب پیامبر عادل و در خط حضرت نبودند. (منکم... لیُبطئنّ)
5 - منافقان، عامل تضعیف روحیّه ی مسلمانانند (لیبطّئنّ) پس باید آنان را شناخت و به جبهه نفرستاد.
6- منافقان، عدم شرکت در جنگ، فرار از جبهه و نجات از مرگ را رمز موفّقیت و سعادت می دانند. (انعم اللّه علیّ)
7- هر رفاهی، مصون ماندنی و لطف و نعمت خدا نیست. (اَنعم اللَّه علیّ)
8 - چشیدن سختی ها در کنار مؤمنان، نعمت است، امّا رفاه جدا از مؤمنان نعمت نیست. (اصابتکم مصیبة... لم اکن معهم)

سوره نساء آیه 73

(73) وَلَئِنْ أَصَبَکُمْ فَضْلٌ مِّنَ اللَّهِ لَیَقُولَنَّ کَأَن لَّمْ تَکُن بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُ مَوَدَّةٌ یَلَیْتَنِی کُنتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً
واگر فضل وغنیمتی از سوی خداوند به شما برسد، آن چنان که گویا میان شما و او هرگز دوستی نبوده (تا نفع شما را نفع خود داند) خواهد گفت: ای کاش (در جهاد) با آنان بودم تا به رستگاری بزرگ (پیروزی وغنائم) می رسیدم.
نکته ها:
در رسیدن فضل و غنیمت، نام خدا مطرح است، (فضل من اللّه) ولی در برخورد با سختی ها که در آیه ی قبل مطرح بود، نامی از خدا نیست، (اصابتکم مصیبة) گویا اشاره به این است که از خداوند، جز فضل و رحمت، چیزی به ما نمی رسد.
پیام ها:
1- پیروزی در جنگ و غنائم آن، از فضل خداست. (اصابکم فضل من اللّه)
2- به خاطر منافع دنیوی، منافقان عاطفه را از دست می دهند. (کان لم تکن بینکم و بینه مودّة)
3- آرزوهای منافق، صادقانه نیست. (لئن اصابکم فضل... یالیتنی)
4- منافق، نان به نرخ روز می خورد. هنگام ناگواریها می گوید: خدا لطف کرد که ما نبودیم. (انعم اللّه علی) و هنگام فتح و غنیمت می گوید: کاش می بودیم. (یالیتنی کنت معهم)
5 - آنکه در غمهای مؤمنان شریک نیست، ولی می خواهد در بهره ها سهیم باشد، خصلتی از منافقان دارد. (لئن اصابکم فضل... یالیتنی کنت معهم)
6- در نظر منافقان، رستگاری، رسیدن به دنیاست. (فوزاً عظیماً)