تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره آل عمران آیه 186

(186) لَتُبْلَوُنَّ فِی أَمْوَ لِکُمْ وَأَنْفُسِکُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَبَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَمِنَ الَّذِینَ أَشْرَکُواْ أَذیً کَثِیراً وَإِنْ تَصْبِرُواْ وَ تَتَّقُواْ فَإِنَّ ذَ لِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ
قطعاً شما در اموال وجان های خویش آزمایش خواهید شد و از کسانی که پیش از شما کتاب (آسمانی) داده شده اند واز کسانی که شرک ورزیده اند، آزار بسیاری می شنوید و اگر صبوری و پرهیزگاری پیشه کنید، پس قطعاً آن (صبر، نشانه ی) عزم استوار شما در کارهاست.
نکته ها:
وقتی مسلمانان از مکّه به مدینه مهاجرت کردند، مشرکان دست تجاوز به اموال آنان گشودند، چنانکه به هرکس نیز دست می یافتند، او را مورد آزار قرار می دادند. از طرف دیگر، در مدینه هم یهودیان به آنها زخم زبان می زدند و حتّی برخی با کمال بی شرمی برای زنان و دختران مسلمان، غزل سرایی کرده و یا آنها را هَجو می نمودند. سردمداری این جریان با شخصی به نام کعب بن اشرف بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور قتل وی را صادر نمود. این آیه ضمن تسلّی خاطر دادن به مسلمانان، از آنان می خواهد در برابر آزار دشمنان صبر و تقوی پیشه کنند که مایه ی استواری آنان در ایمان می گردد.
امام رضا علیه السلام پرداخت زکات را یکی از مصادیق آزمایش در اموال دانستند که در این آیه مطرح گردیده است.**تفسیر نورالثقلین.***
پیام ها:
1- آزمایش، یک سنّت جدّی الهی است، خود را آماده کنیم. (حرف لام در اوّل و حرف نون مشدّد در آخرِ (لتبلونّ) نشانه ی جدّی بودن مسئله است.)
2- یاد مرگ و زودگذری دنیا، مسائل را برای انسان آسان می کند. (کل نفس ذائقة الموت... لتبلونّ فی اموالکم )
3- بیشترین ابزار آزمایش، مال و جان است. (اموالکم و انفسکم)
4- علاوه بر پذیرش خطر جان و مال، باید خود را برای شنیدن انواع نیش ها و تحقیرها آماده کرد. (ولتسمعنّ...)
5 - شنیدن تحقیر و هجو، و آزار دیدن از دشمن، یکی از وسایل آزمایش است. (لتبلونّ... ولتسمعنّ... اذیً کثیراً)
6- برای رسیدن به اهداف مقدّس، گاهی باید همه گونه سختی را تحمّل کرد. ضربه به مال، جان، حیثیّت و آبرو. (اموالکم و انفسکم ولتسمعنّ... اذیً کثیراً)
7- انتظار زخم زبان از مخالفان، سبب آمادگی مسلمانان است. (لتسمعنّ...)
8 - مخالفان اسلام در ضربه زدن به مسلمان ها، وحدت در هدف و گاهی وحدت در شیوه دارند. (لتسمعنّ من الّذین اوتوا الکتاب... و من الّذین اشرکوا)
9- دشمن به کم قانع نیست. (اذیً کثیراً)
10- صبر و تقوی در کنار هم رمز موفقیّت است. استقامت بدون تقوا، در افراد لجوج نیز پیدا می شود. (تصبروا و تتّقوا)
11- صبر و تقوی، ملازم یکدیگرند.کلمه ی (ذلک) مفرد است، در حالی که به صبر و تقوی که دو چیزند، اشاره دارد.

سوره آل عمران آیه 187

(187) وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَقَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَبَ لَتُبَیِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لَاتَکْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَآءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْاْ بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً فَبِئْسَ مَا یَشْتَرُونَ
و (به یاد آور) زمانی که خداوند از کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) داده شد، پیمان گرفت که حتماً باید آن را برای مردم بیان کنید و کتمانش نکنید، پس آنها آن (عهد) راپشت سر خویش انداختند و به بهای کمی مبادله کردند، پس چه بد معامله ای کردند.
نکته ها:
امام باقر علیه السلام درباره این آیه فرمودند: خداوند از اهل کتاب پیمان گرفت که آنچه درباره ی حضرت محمّد صلی الله علیه و آله در تورات و انجیل آمده است برای مردم بگویند و کتمان نکنند.**بحار، ج 9، ص 192 ؛ تفسیر قمی، ج 1، ص 128. (به نقل از تفسیر راهنما)***
اگر امروز میلیون ها مسیحی، یهودی و مجوسی در دنیا هست، همه به سبب سکوت نابجای دانشمندان آنهاست. به گفته ی صاحب تفسیر اطیب البیان، بیش از شصت مورد بشارت اسلام و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در عهدین آمده است، ولی دانشمندان اهل کتاب همه را رها کرده اند.
پیام ها:
1- خداوند برای هدایت مردم، از دانشمندان پیمان مخصوص گرفته است. (اخذ اللّه میثاق الّذین اوتوا الکتاب لتبیّننّه للناس)
2- بیان حقایق باید به نوعی باشد که چیزی برای مردم مخفی نماند. (لتبیّننّه للناس و لاتکتمونه)
3- وظیفه ی دانشمندان، تبیین کتاب آسمانی برای مردم است. (لتبیّننّه للنّاس)
4- انگیزه ی سکوت دانشمندان از بیان حق، رسیدن به مال و مقام و یا حفظ آن است. (واشتروا به ثمناً قلیلاً)
5 - علم به تنهایی برای سعادت و نجات کافی نیست، بی اعتنایی به مال و مقام نیز لازم است. (اوتوا الکتاب... اشتروا به ثمناً قلیلا)
6- هرچه در برابر کتمان آیات الهی گرفته شود اندک است. (...اشتروابه ثمناً قلیلا)
7- عمل به دین و تعهّدات الهی ارزش والا دارد. اگر به هر مقام و مالی برسیم، ولی آن را از دست بدهیم باخته ایم. (ثمناً قلیلا بئس ما یشترون)

سوره آل عمران آیه 188

(188) لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَفْرَحُونَ بِمَآ أَتَوَاْ وَّیُحِبُّونَ أَنْ یُحْمَدُواْ بِمَا لَمْ یَفْعَلُواْ فَلَا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفَازَةٍ مِنَ الْعَذَابِ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ
گمان مبر کسانی که به آنچه کرده اند، شادمانی می کنند و دوست دارند برای آنچه نکرده اند ستایش شوند، مپندار که آنها از عذاب الهی رسته اند، (زیرا) برای آنها عذابی دردناک است.
نکته ها:
مردم سه دسته اند:
1- گروهی که کار می کنند وانتظار پاداش یا تشکّر از مردم ندارند. (لانرید منکم جزاء و لاشکورا)**انسان، 9.***
2- گروهی که کار می کنند تا مردم بدانند و ستایش کنند. (رئاء الناس)**نساء، 38.***
3- گروهی که کار نکرده، انتظار ستایش از مردم دارند. (یحمدوا بمالم یفعلوا...)
از مواردی که غیبت جایز است، در مورد کسی است که ادّعای مقام یا تخصّص یا مسئولیّتی را می کند که صلاحیّت آن را ندارد. (یحبّون ان یحمدوا بما لم یفعلوا)
برای اینکه این تمایل نابجا - ستایش بدون عمل - کور شود، در اسلام هرگونه تملّق و چاپلوسی منع شده است.
پیام ها:
1- رذایل اخلاقی، همچون عُجب و غرور و انتظار تملّق از مردم، هلاکت قطعی را به دنبال دارد. (یفرحون... یحبّون... فلا تحسبنّهم بمفازة)
2- قرآن، هرگونه تحلیل و تفسیر نابجا را نسبت به هر کس و هر موردی محکوم می کند.**آیاتی که با کلماتِ (لاتحسبنّ)، (لایحسبنّ)، (أفَحسبتم) آغاز شده، بیانگر همین معناست.*** (لاتحسبنّ... فلا تحسبنّهم)
3- خداوند نه تنها برای رفتار، بلکه برای خواسته های خیر و شرّ انسان نیز حساب باز می کند.**در جای دیگر نیز نسبت به کسانی که دوست دارند فحشا در جامعه رواج یابد وعده ی عذاب می دهد. (یحبّون ان تشیع الفاحشة... لهم عذاب الیم) نور، 19.*** (یحبّون ان یحمدوا... لهم عذاب الیم)
4- آنچه خطرش بیشتر است، توقّع حمد است، نه توقّع شکر و مدح. زیرا در حمد، نوعی ستایش آمیخته با پرستش نهفته است. (یحبّون ان یحمدوا)
5 - گنهکار ممکن است پشیمان شده، توبه کند و نجات یابد، ولی افراد مغرور، حتی در صدد توبه برنمی آیند، لذا امیدی به نجات آنان نیست. (ولاتحسبنّهم بمفازة من العذاب)
6- کسانی که در دنیا گرفتار اوهامِ خودپرستی و اسیر زندان «منیّت» هستند، در قیامت نیز اسیر و گرفتار عذاب الهی اند. (و لهم عذاب الیم)