تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره آل عمران آیه 182

(182) ذَ لِکَ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیکُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِیدِ
آن (عذاب) به سبب دست آورد قبلی خودتان است و همانا خداوند نسبت به بندگان، ستمگر نیست.
نکته ها:
در تفاسیر می خوانیم که رسول خدا صلی الله علیه و آله نامه ای به یهود بنی قینقاع نوشت و آنان را به ایمان، نماز، زکات و انفاق، دعوت کرد. وقتی این نامه به دست دانشمند یهودیان به نام «فتحاص» در محل تدریس او رسید، رو به شاگردان و حاضران کرد و با استهزا گفت: طبق این دعوت، خدا فقیر است و ما غنی هستیم. او از ما قرض می خواهد و وعده ی ربا و اضافه می دهد!
یهودیان زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله چون به رفتار نیاکان خود در مورد قتل انبیا راضی بودند، خداوند نسبت قتل را به آنان نیز می دهد. (و قتلهم الانبیاء)
امام باقر علیه السلام درباره ی این آیه فرمودند: کسانی که امام را نسبت به آنچه به او می دهند فقیر می دانند، نظیر کسانی هستند که می گویند: (انّ اللَّه فقیر)**تفسیر نورالثقلین ؛ بحار، ج 24، ص 278.***
پیام ها:
1- خدا همه ی گفته ها را می شنود، پس هر حرفی را بر زبان نیاوریم. (لقد سمع اللَّه)
2- جهل وغرور، مرز و نهایت ندارد، تا آنجا که بشر ناتوان نیازمند می گوید: خداوند فقیر است و ما غنی هستیم. (ان اللَّه فقیر و نحن اغنیاء)
3- احساس غنا و بی نیازی، زمینه ی سرپیچی از فرامین الهی و استهزای آنهاست. (نحن اغنیاء)
4- برخی کوته فکر، گمان می کنند ریشه ی دستورات الهی نیاز است. (انّ اللَّه فقیر)
5 - همه ی گفتارها و کردارها ثبت می شود. (سنکتب ما قالوا و قتلهم)
6- گناهِ یاوه گویی درباره ی خداوند، هم سنگِ گناه کشتن انبیاست. (قالوا ان اللَّه فقیر... و قتلهم الانبیاء)
7- ملاک ارزیابی گفتار و کردار، از هرکس که باشد، حقّ است. حتّی کشتن پیامبران چون ناحق است مورد کیفر واقع می شود. (قتلهم الانبیاء بغیر حق)
8 - انسان در انجام عمل آزاد است، لذا کارها به خود او نسبت داده می شود. (قدّمت ایدیکم)
9- پاداش و کیفر الهی، بر طبق عدالت و بر اساس اعمال آزادانه و آگاهانه خود انسان است. (ذلک بما قدّمت ایدیکم)
10- کیفرهای الهی، ظلم خدا بر بشر نیست، بلکه ظلم بشر بر نفس خویشتن است. (انّ اللّه لیس بظلام للعبید)
11- اگر خداوند افراد بخیل و قاتلان انبیا را مجازات نکند، به فقرا و انبیا ظلم کرده است. (انّ اللّه لیس بظلام للعبید)

سوره آل عمران آیه 183

(183) أَلَّذِینَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَیْنَا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّی یَأْتِیَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْکُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جَآءَکُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِی بِالْبَیِّنَتِ وَ بِالَّذِی قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَدِقِینَ
کسانی که گفتند: همانا خداوند از ما پیمان گرفته که به هیچ پیامبری ایمان نیاوریم، مگر آنکه (به صورت معجزه) یک قربانی برای ما بیاورد، که آتش (صاعقه آسمانی) آن را بخورد! بگو: (این حرف ها بهانه است،) بی گمان پیامبرانی پیش از من، با دلائلی روشن و (حتی) با همین (پیشنهادی) که گفتید، برای شما آمدند، پس اگر راست می گویید چرا آنان را کشتید؟
نکته ها:
برخی برای فرار از قبول اسلام، بهانه تراشی نموده و می گفتند: خداوند از ما تعهّد گرفته تنها به پیامبری ایمان بیاوریم که حیوانی را قربانی کند و صاعقه ی آسمانی آن قربانی را در برابر چشم مردم بسوزاند، تا به پیامبری او یقین کنیم. این آیه نازل شد تا پیامبر صلی الله علیه و آله به آن بهانه تراشان لجوج بگوید: اگر شما راست می گویید، چرا به پیامبران قبل از من که علاوه بر انواع معجزات، آنچه را شما درخواست می کنید به شما عرضه کردند، ایمان نیاوردید؟
امام صادق علیه السلام پس از تلاوت این آیه فرمود: میان یهودیانِ بهانه جوی زمان پیامبر اسلام و یهودیانی که انبیا را می کشتند، پانصد سال فاصله بوده است، امّا به خاطر رضایت آنان بر قتل نیاکان، خداوند نسبت قتل را به آنان نیز داده است.**تفسیر برهان، ج 1، ص 328 ؛ کافی، ج 2، ص 409. (به نقل از تفسیر راهنما)***
در تورات، کتاب اوّل پادشاهان، باب 18 جمله 3 و 4، ماجرای به شهادت رساندن انبیای بنی اسرائیل آمده است. همچنین در سِفر لاویان، باب 9 جمله ی دوّم، موضوع قربانی قوچ آمده است.
پیام ها:
1- فرار از پذیرش حقّ را با عناوین مذهبی توجیه نکنید. (انّ اللّه عهدالینااَلاّ نؤمن)
2- یهود، موسی را آخرین پیامبر نمی دانستند، بلکه می گفتند: عهد خدا با ما آن بوده است که پیامبر بعدی، چنین وچنان باشد. (عهد الینا... یأتینا بقربان)
3- انسانی که روحیه ی استکباری پیدا کرد، هم به خدا تهمت می زند؛ (انّ اللّه عهد الینا) و هم تسلیم هیچ پیامبری نمی شود؛ (ألاّ نؤمن لرسول) و هم توقّع دارد که معجزه ها، مطابق تمایلات و خواست های او باشد. (حتی یأتینا بقربان)
4- قربانی حیوان، تاریخی بس طولانی دارد. (...بقربان)
5 - سوابق هر گروه وملّتی، بهترین گواه بر صدق یا کذب ادّعای آنهاست. (جاءکم... بالبیّنات و بالّذی قلتم)
6- بهانه تراشی مخالفان، در طول تاریخ شبیه هم است. (و بالّذی قلتم)
7- استدلال و احتجاج پیامبر با یهود، به تعلیم خداوند بود. (قل قد جائکم)
8 - گاهی برای اثبات یا حقّانیت یک امر یا مصلحت مهم تر باید اموالی فدا شود. آری، اگر مالی آتش گرفت ولی چشمی بیدار و یا دلی روشن شد، اسراف نخواهد بود. (قد جائکم رسلی... بالّذی قلتم...)
9- رضایت بر گناهِ نیاکان، سبب شریک شدن در جرم آنان است. (فلم قتلتموهم)

سوره آل عمران آیه 184

(184) فَإِنْ کَذَّبُوکَ فَقَدْ کُذِّبَ رُسُلٌ مِّنْ قَبْلِکَ جَآءُواْ بِالْبَیِّنَتِ وَالزُّبُرِ وَ الْکِتَبِ الْمُنِیرِ
(بنابراین) پس اگر تو را تکذیب کردند (چیز تازه ای نیست، زیرا) انبیای قبل از تو نیز که همراه با معجزات و نوشته ها و کتاب روشنگر آمده بودند، تکذیب شدند.
پیام ها:
1- آشنایی با تاریخ گذشتگان، روحیه ی صبر و مقاومت را در انسان بالا می برد. (فان کذّبوک فقد کُذّب رسل من قبلک)
2- تمام انبیا، مخالفانی داشته اند. (کُذِّب رسل)
3- حرکت انبیا در طول تاریخ، یک حرکت فرهنگی، فکری و اعتقادی بوده است. (بالبیّنات والزبر والکتاب)
4- معجزات پیامبران متنوّع بوده اند، ولی اصول همه ی ادیان یکی بوده است. کلمه ی (البینات) جمع، ولی (الکتاب) مفرد آمده است.