تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره آل عمران آیه 178

(178) وَلَا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لاَِّنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدَادُواْ إِثْماً وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ
و کسانی که کافر شدند، مپندارند مهلتی که به آنان می دهیم برایشان خوب است، همانا به آنان مهلت می دهیم تا بر گناه (خود) بیفزایند و برای آنان عذابی خوارکننده است.
نکته ها:
قرآن، واژه ی «گمان نکنید» را بارها خطاب به کفّار و منافقین و افراد سست ایمان بکار برده، و این بخاطر آن است که این افراد از واقع بینی و تحلیل درست و روشن ضمیری لازم محرومند. آنها آفرینش را بیهوده، شهادت را نابودی، دنیا را پایدار، عزّت را در گرو تکیه به کفّار و طول عمر خود را مایه ی خیر و برکت می پندارند که قرآن بر همه ی این پندارها قلم بطلان کشیده است.
اهل کفر، داشتن امکانات، بدست آوردن پیروزی ها و زندگی در رفاه خود را نشان شایستگی خود می دانند، در حالی که خداوند آنان را به دلیل آلودگی به کفر و فساد، مهلت می دهد تا در تباهی خویش غرق شوند.
در تاریخ می خوانیم که وقتی یزید امام حسین علیه السلام را به شهادت رساند، خاندان آن حضرت را همراه زینب کبری علیهاالسلام به اسارت به شام بردند. یزید در مجلس خود با غرور تمام خطاب به حضرت زینب گفت: «دیدید که خدا با ماست»، حضرت در پاسخ او، این آیه را خواند و فرمود: من ترا پست و کوچک و شایسته هرگونه تحقیر می دانم. هر آنچه می خواهی انجام بده، ولی به خدا سوگند که نور خدا را نمی توانی خاموش کنی. آری، برای چنین افراد خوشگذرانی، عذاب خوار کننده آماده شده، تا عزّت خیالی و دنیایی آنان، با خواری و ذلّت در آخرت همراه باشد.
مجرومان دوگونه اند: گروهی که قابل اصلاحند و خداوند آنها را با موعظه و حوادث تلخ و شیرین، هشدار داده و بیدار می کند، و گروهی که قابل هدایت نیستند، خداوند آنها را به حال خویش رها می کند تا تمام قابلیّت های آنان بروز کند. به همین جهت امام باقر علیه السلام ذیل این آیه فرمود: مرگ برای کفّار یک نعمت است، زیرا هر چه بیشتر بمانند زیادتر گناه می کنند.**تفسیر نورالثقلین.***
حضرت علی علیه السلام درباره ی (انّما نملی لهم لیزدادوا اثماً) فرمود: چه بسیارند کسانی که احسان به آنان (از جانب خداوند)، استدراج و به تحلیل بردن آنان است و چه بسیارند کسانی که به خاطر پوشانده شدن گناه و عیوبشان، مغرورند و چه بسیارند افرادی که به خاطر گفته های خوب درباره آنان مفتون شده اند. خداوند هیچ بنده ای را به چیزی همانند «املاء» مبتلا نکرده است.**تحف العقول، ص 203.***
پیام ها:
1- کفر، مانع شناخت حقیقت است. (لا یحسبن الّذین کفروا...)
2- کوتاه یا بلند بودن عمر وزمان رفاه، بدست خداست. (نملی لهم... نملی لهم)
3- همه ی انسان ها دنبال خیر هستند، لکن بعضی در مصداق اشتباه می کنند. (لایحسبن... خیر لانفسهم)
4- مهلت های الهی، نشانه ی محبوبیّت نیست. (لایحسبنّ... خیر لانفسهم)
5 - نعمت ها به شرطی سودمند هستند که در راه رشد و خیر قرار گیرند، نه شرّ و گناه. (انما نملی لهم لیزدادوا اثماً)
6- طول عمر مهم نیست، بهره از عمر مهم است. (انّما نملی لهم)
امام سجاد علیه السلام در دعای مکارم الاخلاق چنین می فرماید: خدایا! اگر عمر من چراگاه شیطان خواهد شد، آن را کوتاه بگردان.
7- زود قضاوت نکنید، پایان کار و آخرت را نیز به حساب بیاورید. (انّما نملی لهم خیر... و لهم عذاب مهین)
8 - رفاه و حاکمیّت ستمگران، نشانه ی رضای خداوند از آنان نیست. چنانکه دلیلی بر سکوت ما در برابر آنان نمی باشد. (نملی لهم... لهم عذاب مهین)
9- عذاب های آخرت، انواع و مراحل متعدّد دارد. (عذاب الیم) در آیه قبل، و (عذاب مهین) در این آیه.

سوره آل عمران آیه 179

(179) مَا کَانَ اللَّهُ لِیَذَرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی مَآ أَنْتُمْ عَلَیْهِ حَتّی یَمِیزَ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُطْلِعَکُمْ عَلَی الْغَیْبِ وَلَکِنَّ اللَّهَ یَجْتَبِی مِن رُّسُلِهِ مَن یَشَآءُ فَامِنُواْ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَإِنْ تُؤْمِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَلَکُمْ أَجْرٌ عَظِیمٌ
خداوند بر آن نیست که (شما) مؤمنان را بر آن حالی که اکنون هستید رها کند، مگر اینکه (با پیش آوردن آزمایش های پی در پی،) ناپاک را از پاک جدا کند. و خداوند بر آن نیست که شما را بر غیب آگاه سازد، ولی از پیامبرانش، هر که را بخواهد (برای آگاهی از غیب) بر می گزیند، پس به خدا و پیامبرانش ایمان آورید و (بدانید) اگر ایمان آورده و تقوا پیشه کنید، پس برای شما پاداش بزرگی خواهد بود.
نکته ها:
این آیه، آخرین آیه درباره ی جنگ اُحد است که می فرماید: جهان یک آزمایشگاه بزرگ است وچنین نیست که هر کس ادّعای ایمان کند رها شود و در جامعه به طور عادّی زندگی کند، بلکه شکست ها و پیروزی ها، برای شناخته شدن نهان انسان هاست. بعضی مؤمنان خواستار آگاهی از غیب و نهان انسان ها بودند و می خواستند از طریق غیب منافقان را بشناسند، نه از طریق آزمایش که این آیه می فرماید: راه شناخت، آزمایش است نه غیب، و شناسایی خوب و بد، از طریق آزمایش های تدریجی صورت می گیرد. چون اگر به علم غیب، افراد بد و خوب شناخته شوند، شعله ی امید خاموش و پیوندهای اجتماعی گسسته و زندگی دچار هرج و مرج می شود.
پیام ها:
1- خداوند، کفّار را به حال خود رها می کند؛ (نملی لهم لیزدادوا اثماً) ولی مؤمنان را رها نمی کند. (ما کان اللّه لیذر المؤمنین)
2- جداسازی پاک از پلید، از سنّت های الهی است. (حتی یمیز الخبیث من الطیّب)
3- ایمان و کفر افراد، از امور درونی وغیبی است که باید از طریق آزمایش ظاهر شود، نه علم غیب. (حتّی یمیز الخبیث من الطیّب و ما کان اللَّه لیطلعکم علی الغیب)
4- زندگی با مردم باید بر اساس ظاهر آنان باشد، آگاهی بر اسرار مردم، زندگی را فلج می کند. (و ما کان اللّه لیطلعکم علی الغیب)
5 - علم غیب، مخصوص خداست و فقط به بعضی از پیامبران برگزیده اش، آن هم در حدّ اطلاع بر غیب نه تمام ابعاد آن، بهره ای داده است. (لیطلعکم)
6- هر چند زندگی باید به نحو عادّی سپری شود، ولی خدا به افرادی علم غیب را عطا می کند. (ولکن اللّه یجتبی من رسله)
7- درجات انبیا یکسان نیست. (یجتبی من رسله من یشاء)
8 - خداوند علم غیب را به کسانی می دهد که از جانب او صاحب رسالتی باشند. (ولکن اللّه یجتبی من رسله)
9- ایمان قلبی باید همراه با تقوای عملی باشد. (تؤمنوا و تتقوا)
10- طیب وپاکی اصالت داشته وپایدار است، ولی خبث عارضی ورفتنی است. (یمیزالخبیث من الطیّب) جداکردن ناپاک از پاک، نشانه عارضی بودن ناپاک است.

سوره آل عمران آیه 180

(180) وَلَا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ بِمَآ ءَاتَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْراً لَّهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَّهُمْ سَیُطَوَّقُونَ مَابَخِلُواْ بِهِ یَوْمَ الْقِیمَةِ وَلِلَّهِ مِیرَ ثُ السَّمَوَتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ
و کسانی که نسبت به (انفاق) آنچه خداوند از فضلش به آنان داده، بخل می ورزند، گمان نکنند که (این بخل) برای آنان بهتر است، بلکه آن برایشان بدتر است. به زودی آنچه را که بخل کرده اند در روز قیامت، (به صورت) طوقی بر گردنشان آویخته می شود. و میراث آسمان ها و زمین مخصوص خداست و خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است.
پیام ها:
1- واقع بین باشید واز خیال و گمان انحرافی دوری کنید. (لایحسبنّ)
2- مال که از آنِ تو نیست، پس بخل چرا؟ (اتاهم اللّه من فضله)
3- سرچشمه ی بخل، ناآگاهی و تحلیل غلط از خیر و شرّ است. (لایحسبنّ الّذین یبخلون... خیرا لهم بل هو شرّ لهم)
4- یکی از وظایف انبیا، اصلاح بینش و تفکّر انسان هاست. (لایحسبنّ...هو خیرا لهم بل هو شرّ لهم)
5 - حبّ دنیا، شرور را نزد انسان خیر جلوه می دهد. (لا یحسبنّ... هو خیر)
6- در قیامت، برخی جمادات نیز محشور می شوند. (سیطوقون ما بخلوا)
7- معاد، جسمانی است. (سیطوقون ما بخلوا)
8 - قیامت، صحنه ی ظهور خیر و شرّ واقعی است. (هو شرّ لهم سیطوّقون ما بخلوا)
9- انسان، در تصرّف اموال خود آزاد مطلق نیست. (سیطوقون ما بخلوا)
10- قیامت، صحنه ی تجسّم عمل است. (سیطوقون ما بخلوا) در حدیث آمده است: هر کس زکات مال خود را ندهد، در قیامت اموالش به صورت مار و طوقی بر گردنش نهاده می شود.**تفسیر نورالثقلین ؛ کافی، ج 3، ص 502.***
11- زمان برپایی قیامت، دور نیست. (سیطوقوّن)
12- اسیر مال شدن در دنیا، موجب اسارت در آخرت است. (سیطوّقون)
13- بدترین نوع شکنجه، شلاق خوردن از دست محبوب هاست. آنچه را در دنیا بخل ورزیده ایم، همان مایه ی عذاب ما می شود. (سیطوّقون ما بخلوا)
14- خداوند هم صاحب میراث ماندگار دنیاست و هم نیازمند انفاق ما نیست. پس دستور انفاق، برای سعادت خود ماست. (و للَّه میراث السموات والارض)
15- وارث واقعی همه چیز و همه کس خداست. ما با دست خالی آمده ایم و با دست خالی می رویم، پس بخل چرا؟ (و للَّه میراث السموات والارض)