تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره آل عمران آیه 177

(177) إِنَّ الَّذِینَ اشْتَرَوُاْ الْکُفْرَ بِالْإِیمَنِ لَّن یَضُرُّواْ اللَّهَ شَیْئاً وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ
قطعاً کسانی که ایمان را با کفر معامله کردند، هرگز به خداوند ضرری نمی رسانند و برای آنان عذاب دردناکی است.
نکته ها:
در قرآن مسأله ی خرید و فروش و سود و زیان سرمایه عمر، بارها تکرار شده است. قرآن، دنیا را بازار می داند و مردم را فروشنده و عقاید و اعمال انسان را در طول عمر، کالای این بازار. در این بازار، فروش اجباری است ولی انتخاب مشتری با انسان است. یعنی ما نمی توانیم آنچه را داریم، از قدرت و عمل و عقیده رها بگذاریم، ولی می توانیم مسیر عقاید و کردار را سودبخش یا زیان آور قرار دهیم.
در قرآن از عدّه ای ستایش شده که جان خود را با خدا معامله می کنند و در عوض بهشت و رضوان می گیرند، و از عدّه ای انتقاد شده که بخاطر انحراف و انتخاب سوء یا سودی نمی برند؛ (فما ربحت تجارتهم)**بقره، 16.*** و یا دچار خسارت می شوند؛ (انّ الانسان لفی خُسر) و در بعضی از آیات همچون آیه ی فوق، کسانی که ایمان خود را با کفر معامله می کنند، تحقیر می شوند و در مقابل به مؤمنان دلداری داده می شود که ارتداد آنها، به خدا و راه خدا هیچ ضرری نمی زند.
پیام ها:
1- سرمایه اصلی انسان، ایمان ویا زمینه های فطری ایمان است. (اشتروا الکفر بالایمان)
2- در یک انقلاب عقیدتی و فرهنگی، از ریزش های جزئی نگران مباشید. (اشتروا الکفر... لن یضرّوا اللَّه)

سوره آل عمران آیه 178

(178) وَلَا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لاَِّنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدَادُواْ إِثْماً وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ
و کسانی که کافر شدند، مپندارند مهلتی که به آنان می دهیم برایشان خوب است، همانا به آنان مهلت می دهیم تا بر گناه (خود) بیفزایند و برای آنان عذابی خوارکننده است.
نکته ها:
قرآن، واژه ی «گمان نکنید» را بارها خطاب به کفّار و منافقین و افراد سست ایمان بکار برده، و این بخاطر آن است که این افراد از واقع بینی و تحلیل درست و روشن ضمیری لازم محرومند. آنها آفرینش را بیهوده، شهادت را نابودی، دنیا را پایدار، عزّت را در گرو تکیه به کفّار و طول عمر خود را مایه ی خیر و برکت می پندارند که قرآن بر همه ی این پندارها قلم بطلان کشیده است.
اهل کفر، داشتن امکانات، بدست آوردن پیروزی ها و زندگی در رفاه خود را نشان شایستگی خود می دانند، در حالی که خداوند آنان را به دلیل آلودگی به کفر و فساد، مهلت می دهد تا در تباهی خویش غرق شوند.
در تاریخ می خوانیم که وقتی یزید امام حسین علیه السلام را به شهادت رساند، خاندان آن حضرت را همراه زینب کبری علیهاالسلام به اسارت به شام بردند. یزید در مجلس خود با غرور تمام خطاب به حضرت زینب گفت: «دیدید که خدا با ماست»، حضرت در پاسخ او، این آیه را خواند و فرمود: من ترا پست و کوچک و شایسته هرگونه تحقیر می دانم. هر آنچه می خواهی انجام بده، ولی به خدا سوگند که نور خدا را نمی توانی خاموش کنی. آری، برای چنین افراد خوشگذرانی، عذاب خوار کننده آماده شده، تا عزّت خیالی و دنیایی آنان، با خواری و ذلّت در آخرت همراه باشد.
مجرومان دوگونه اند: گروهی که قابل اصلاحند و خداوند آنها را با موعظه و حوادث تلخ و شیرین، هشدار داده و بیدار می کند، و گروهی که قابل هدایت نیستند، خداوند آنها را به حال خویش رها می کند تا تمام قابلیّت های آنان بروز کند. به همین جهت امام باقر علیه السلام ذیل این آیه فرمود: مرگ برای کفّار یک نعمت است، زیرا هر چه بیشتر بمانند زیادتر گناه می کنند.**تفسیر نورالثقلین.***
حضرت علی علیه السلام درباره ی (انّما نملی لهم لیزدادوا اثماً) فرمود: چه بسیارند کسانی که احسان به آنان (از جانب خداوند)، استدراج و به تحلیل بردن آنان است و چه بسیارند کسانی که به خاطر پوشانده شدن گناه و عیوبشان، مغرورند و چه بسیارند افرادی که به خاطر گفته های خوب درباره آنان مفتون شده اند. خداوند هیچ بنده ای را به چیزی همانند «املاء» مبتلا نکرده است.**تحف العقول، ص 203.***
پیام ها:
1- کفر، مانع شناخت حقیقت است. (لا یحسبن الّذین کفروا...)
2- کوتاه یا بلند بودن عمر وزمان رفاه، بدست خداست. (نملی لهم... نملی لهم)
3- همه ی انسان ها دنبال خیر هستند، لکن بعضی در مصداق اشتباه می کنند. (لایحسبن... خیر لانفسهم)
4- مهلت های الهی، نشانه ی محبوبیّت نیست. (لایحسبنّ... خیر لانفسهم)
5 - نعمت ها به شرطی سودمند هستند که در راه رشد و خیر قرار گیرند، نه شرّ و گناه. (انما نملی لهم لیزدادوا اثماً)
6- طول عمر مهم نیست، بهره از عمر مهم است. (انّما نملی لهم)
امام سجاد علیه السلام در دعای مکارم الاخلاق چنین می فرماید: خدایا! اگر عمر من چراگاه شیطان خواهد شد، آن را کوتاه بگردان.
7- زود قضاوت نکنید، پایان کار و آخرت را نیز به حساب بیاورید. (انّما نملی لهم خیر... و لهم عذاب مهین)
8 - رفاه و حاکمیّت ستمگران، نشانه ی رضای خداوند از آنان نیست. چنانکه دلیلی بر سکوت ما در برابر آنان نمی باشد. (نملی لهم... لهم عذاب مهین)
9- عذاب های آخرت، انواع و مراحل متعدّد دارد. (عذاب الیم) در آیه قبل، و (عذاب مهین) در این آیه.

سوره آل عمران آیه 179

(179) مَا کَانَ اللَّهُ لِیَذَرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی مَآ أَنْتُمْ عَلَیْهِ حَتّی یَمِیزَ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُطْلِعَکُمْ عَلَی الْغَیْبِ وَلَکِنَّ اللَّهَ یَجْتَبِی مِن رُّسُلِهِ مَن یَشَآءُ فَامِنُواْ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَإِنْ تُؤْمِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَلَکُمْ أَجْرٌ عَظِیمٌ
خداوند بر آن نیست که (شما) مؤمنان را بر آن حالی که اکنون هستید رها کند، مگر اینکه (با پیش آوردن آزمایش های پی در پی،) ناپاک را از پاک جدا کند. و خداوند بر آن نیست که شما را بر غیب آگاه سازد، ولی از پیامبرانش، هر که را بخواهد (برای آگاهی از غیب) بر می گزیند، پس به خدا و پیامبرانش ایمان آورید و (بدانید) اگر ایمان آورده و تقوا پیشه کنید، پس برای شما پاداش بزرگی خواهد بود.
نکته ها:
این آیه، آخرین آیه درباره ی جنگ اُحد است که می فرماید: جهان یک آزمایشگاه بزرگ است وچنین نیست که هر کس ادّعای ایمان کند رها شود و در جامعه به طور عادّی زندگی کند، بلکه شکست ها و پیروزی ها، برای شناخته شدن نهان انسان هاست. بعضی مؤمنان خواستار آگاهی از غیب و نهان انسان ها بودند و می خواستند از طریق غیب منافقان را بشناسند، نه از طریق آزمایش که این آیه می فرماید: راه شناخت، آزمایش است نه غیب، و شناسایی خوب و بد، از طریق آزمایش های تدریجی صورت می گیرد. چون اگر به علم غیب، افراد بد و خوب شناخته شوند، شعله ی امید خاموش و پیوندهای اجتماعی گسسته و زندگی دچار هرج و مرج می شود.
پیام ها:
1- خداوند، کفّار را به حال خود رها می کند؛ (نملی لهم لیزدادوا اثماً) ولی مؤمنان را رها نمی کند. (ما کان اللّه لیذر المؤمنین)
2- جداسازی پاک از پلید، از سنّت های الهی است. (حتی یمیز الخبیث من الطیّب)
3- ایمان و کفر افراد، از امور درونی وغیبی است که باید از طریق آزمایش ظاهر شود، نه علم غیب. (حتّی یمیز الخبیث من الطیّب و ما کان اللَّه لیطلعکم علی الغیب)
4- زندگی با مردم باید بر اساس ظاهر آنان باشد، آگاهی بر اسرار مردم، زندگی را فلج می کند. (و ما کان اللّه لیطلعکم علی الغیب)
5 - علم غیب، مخصوص خداست و فقط به بعضی از پیامبران برگزیده اش، آن هم در حدّ اطلاع بر غیب نه تمام ابعاد آن، بهره ای داده است. (لیطلعکم)
6- هر چند زندگی باید به نحو عادّی سپری شود، ولی خدا به افرادی علم غیب را عطا می کند. (ولکن اللّه یجتبی من رسله)
7- درجات انبیا یکسان نیست. (یجتبی من رسله من یشاء)
8 - خداوند علم غیب را به کسانی می دهد که از جانب او صاحب رسالتی باشند. (ولکن اللّه یجتبی من رسله)
9- ایمان قلبی باید همراه با تقوای عملی باشد. (تؤمنوا و تتقوا)
10- طیب وپاکی اصالت داشته وپایدار است، ولی خبث عارضی ورفتنی است. (یمیزالخبیث من الطیّب) جداکردن ناپاک از پاک، نشانه عارضی بودن ناپاک است.