تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره آل عمران آیه 170

(170) فَرِحِینَ بِمَآ ءَاتَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ
آنان بخاطر آنچه خداوند از فضلش به آنها داده، شادمانند و به کسانی که به دنبال ایشانند، ولی هنوز به آنها ملحق نشده اند، مژده می دهند که نه ترسی بر آنها است و نه غمی خواهند داشت.
نکته ها:
در روایات آمده است: مؤمنان واقعی که قرآن و اهل بیت پیامبرعلیهم السلام را با هیچ کتاب و رهبر دیگری عوض نمی کنند، مشمول بشارت این آیه هستند. همچنین استفاده می شود که زندگی برزخی یک زندگی واقعی دارای رزق و حیات و شادی و بشارت است. و مراد از آن تنها باقی ماندن نام نیک در تاریخ نیست.
پیام ها:
1- شادی شهدا به الطاف الهی است، نه عملکرد خودشان. (فرحین بما اتاهم اللّه )
2- شهدا الطاف الهی را تفضّل الهی می دانند، نه پاداش خون خود. (من فضله)
3- شهدا از همرزمان خود دل نمی کنند و آینده خوب را به آنها بشارت می دهند. (یستبشرون بالّذین لم یلحقوا بهم)
4- شهدا زندگی جمعی دارند، به یکدیگر ملحق می شوند و در انتظار ملحق شدن دیگران هستند. (یستبشرون بالّذین لم یلحقوا بهم)
5 - علاقه به سعادت دیگران و ملحق شدن آنان به کاروان عزّت و شرف، یک ارزش است. (و یستبشرون بالّذین لم یلحقوا)
6- کامیابی شهدا، همیشگی است و هرگز غم از دست دادن نعمتی را ندارند. (لاخوف علیهم و لا هم یحزنون)

سوره آل عمران آیه 171

(171) یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِینَ
به نعمت و فضل خدا و اینکه خداوند پاداش مؤمنان را تباه نمی کند، (آیندگان را) مژده می دهند.
پیام ها:
1- در عالم برزخ، بشارت وشادمانی وجود دارد. (یستبشرون)
2- شهدا به نعمت و فضلی می رسند که برای ما شناخته نیست. کلمه (نعمة) و (فضل) نکره آمده است.
3- پاداش عملکرد مؤمنان، بیمه شده است. (لایضیع اجر المحسنین)
4- وعده ی تضمین پاداش، انگیزه عمل است. (لایضیع)

سوره آل عمران آیه 172

(172) أَلَّذِینَ اسْتَجَابُواْ لِلَّهِ وَالْرَّسُولِ مِن بَعْدِ مَآ أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِینَ أَحْسَنُواْ مِنْهُمْ وَاتَّقَوْاْ أَجْرٌ عَظِیمٌ
آنان که دعوت خدا و رسول را (برای شرکتِ دوباره در جهاد علیه کفّار) پذیرفتند، با آنکه جراحاتی به آنان رسیده بود، برای نیکوکاران و پرهیزکارانِ آنها، پاداش بزرگی است.
نکته ها:
کفّار قریش، پس از پیروزی در احد بسوی مکّه بازگشتند. در بین راه به این فکر افتادند که چه بهتر است به مدینه بازگردیم و باقیمانده مسلمانان را نیز از بین ببریم، تا کار اسلام یکسره شود. این خبر به پیامبر صلی الله علیه و آله رسید. آن حضرت فرمان بسیج داد و فرمود: شرکت کنندگان در احد حرکت کنند. مسلمانان آماده شدند. ابوسفیان وقتی از بسیج عمومی مسلمانان آگاه شد، گمان کرد که لشکر تازه نفسی مهیّا شده است تا شیرینی پیروزی احد را بر کام آنان تلخ کند، لذا از حمله ی مجدّد منصرف شد و به سرعت به طرف مکّه حرکت نمود.
در تاریخ می خوانیم که در جنگ احد حضرت علی علیه السلام بیش از شصت زخم و جراحت برداشت، ولی لحظه ای دست از یاری پیامبر برنداشت. در تفسیر کنزالدقائق آمده است که این آیه درباره ی حضرت علی علیه السلام و نه نفر دیگر نازل شده است.
پیام ها:
1- مؤمنان واقعی، در سخت ترین شرایط نیز دست از یاری اسلام برنمی دارند. (استجابوا... من بعد ما اصابهم القرح)
2- شرکت مجروحان در جبهه، مایه ی تشویق و تقویت روحیّه افراد سالم است. (استجابوا... من بعد ما اصابهم القرح)
3- اطاعت از رسول خدا، همچون اطاعت از خداست. (استجابوا للَّه و الرّسول)
4- شرکت مجروحان در جبهه، نشانه ی وفاداری و عشق و معرفت کامل آنان به مکتب و رهبر و هدف است. (من بعد ما اصابهم القرح)
5 - گاهی شرایط جنگ به گونه ای است که حتّی مجروحان نیز باید حاضر شوند. (استجابوا... من بعد ما اصابهم القرح)
6- هرچه عمل دشوارتر باشد، قابل ستایش بیشتری است. (استجابوا... من بعد ما اصابهم القرح)
7- حضور در جبهه و مجروح شدن، اگر همراه با تقوی نباشد بی ارزش است. (للذین احسنوا منهم واتّقوا)
8 - برخی از اصحاب پیامبر که در جبهه هم شرکت کرده اند، از سلامت فکر و تقوی دور شدند. (للذین احسنوا منهم واتّقوا)
9- رزمنده ای قابل ستایش است که:
الف: از جنگ خسته نشود. (استجابوا... من بعد ما اصابهم القرح)
ب: اهل کار نیک باشد. (للذین احسنوا منهم)
ج: از فرمان خدا و رسول تخلّف نکند. (واتّقوا)