تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره آل عمران آیه 162

(162) أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَ نَ اللَّهِ کَمَن بَآءَ بِسَخَطٍ مِّنَ اللَّهِ وَمَأْوَیهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ
آیا کسی که در پی خشنودی خداوند است، مانند کسی است که به خشم و غضب خدا دچار گشته و جایگاه او جهنّم است؟ و چه بد بازگشتگاهی است.

سوره آل عمران آیه 163

(163) هُمْ دَرَجَتٌ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِمَا یَعْمَلُونَ
آنان نزد خداوند (دارای) درجاتی هستند و خداوند به آنچه انجام می دهند، بیناست.
نکته ها:
در شأن نزول این آیه آمده است که وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور حرکت به سوی اُحد را صادر کردند، منافقان به بهانه های مختلف در مدینه ماندند و گروهی از مسلمانان ضعیف الایمان نیز از آنها پیروی کرده و در جبهه حاضر نشدند.
در آیه ی 155 خواندیم که خداوند کسانی را که از جبهه فرار کرده و پشیمان شدند می بخشد، امّا این آیه می فرماید: مرفّهان و منافقان بهانه گیر را نمی بخشد.
در آیاتی از قرآن این تعبیر آمده است که برای مؤمنان درجاتی است: (لهم درجات عند ربّهم)**انفال، 4.***، (لهم الدّرجات العُلی)**طه، 75.*** امّا در این آیه می فرماید: خود مؤمنان درجات می شوند. همان گونه که انسان های پاک همچون علیّ بن ابیطالب علیهماالسلام ابتدا طبق میزان حرکت می کنند و سپس خود آنان میزان می شوند، ابتدا دور محور می گردند، سپس خود آنان محور حقّ می شوند.
پیام ها:
1- هدف مجاهدان واقعی، بدست آوردن رضای خداست، نه پیروزی و غنائم و خودنمایی. (افمن اتّبع رضوان اللّه...)
2- در جامعه اسلامی، نباید مجاهدان و مرفّهان یکسان دیده شوند. (با توجّه به شأن نزول) (افمن اتّبع رضوان اللّه... کمن باء...)
3- روی گردانی از جبهه و جنگ، بازگشت به غضب خداست. (کمن باء بسخط)
4- خشنودی یا خشم الهی باید تنها ملاک عمل یک مسلمان باشد. (رضوان اللّه... بسخط من اللّه)

سوره آل عمران آیه 164

(164) لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُواْ عَلَیْهِمْ ءَایَتِهِ وَیُزَکِّیْهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَبَ وَالْحِکْمَةَ وَإِنْ کَانُواْ مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَلٍ مُّبِینٍ
همانا خداوند بر مؤمنان منّت گذاشت که در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیخت، تا آیات او را بر آنها تلاوت کند و ایشان را پاک کرده و رشد دهد و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد، هر چند که پیش از آن، قطعاً آنها در گمراهی آشکار بودند.
نکته ها:
«مَنّ»، به معنای سنگی است که برای وزن کردن اشیا بکار می رود. و اعطای هر نعمت سنگین و گرانبهایی را منّت گویند. امّا سنگین و بزرگ جلوه دادنِ نعمت های کوچک، ناپسند است. بنابراین بخشیدن نعمت بزرگ، نیکو ولی بزرگ جلوه دادن نعمت های کوچک، ناپسند است.**تفسیر نمونه.***
بعثت انبیا از میان مردم دارای برکاتی است:
الف: مردم سابقه او را می شناسند و به او اعتماد می کنند.
ب: الگوی مردم در اجرای دستورات و فرامین الهی هستند.
ج: درد آشنا و شریک در غم و شادی مردمند.
د: در دسترس مردم هستند.
همچنان که از فرمایشات حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه استفاده می شود، در دوره جاهلیّت مردم نه فرهنگ سالم داشتند و نه از بهداشت بهره مند بودند.
برادر ایشان، جعفر طیّار نیز در هجرت به حبشه، در برابر نجاشی اوضاع دوره جاهلی را چنین ترسیم می کند: «کنّا اهل الجاهلیّة نعبد الاصنام و نأکل المیتة و نأتی الفواحش و نقطع الارحام و نُسی ء الجوار، یأکل القوی منا الضعیف حتّی بعث اللّه رسولا...» ما بت پرستانی بودیم که در آن روزها مردارخوار و اهل فحشا و فساد بودیم، با بستگان قطع رابطه و با همسایگان بد رفتاری می کردیم، قدرتمندان ما حقوق ناتوانان را پایمال می کردند تا اینکه خداوند پیامبرش را مبعوث کرد... .**کامل التاریخ، ج 2، ص 80.***
پیام ها:
1- بعثت انبیا، بزرگ ترین هدیه ی آسمانی و نعمت الهی است. (لقد من اللّه )
2- گرچه بعثت برای همه ی مردم است، ولی تنها مؤمنان شکرگزار این نعمت هستند و از نور هدایت بهره می گیرند. (لقد منّ اللّه علی المؤمنین)
3- انبیا، مردمی بودند. (من انفسهم)
4- تلاوت آیات قرآن، وسیله ی تزکیه و تعلیم است. (یتلوا... یزکّیهم و یعلمهم)
5 - تزکیه بر تعلیم مقدّم است. (یزکیهم و یعلمهم)
6- تزکیه و تعلیم در رأس برنامه های انبیاست. (یزکیهم و یعلمهم)
7- رشد و خودسازی باید در سایه ی مکتب انبیا و آیات الهی باشد. (ریاضت ها و رهبانیّت هایی که سرچشمه اش آیات الهی و معلّمش انبیا نباشند، خود یک انحراف است). (یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم)
8 - برای شناخت بهتر نعمت بعثت انبیا، به تاریخِ مردمان قبل از آنان باید مراجعه کرد. (ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین)
9- در محیطهای گناه آلود وگمراه نیز می توان کار کرد. (یزکیهم و یعلمهم... وان کانوا من قبل لفی ضلال مبین)
10- در مکتب انبیا، پرورش روحی و آموزش فکری، در کنار بینش و بصیرت مطرح است. (یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة)