تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره آل عمران آیه 158

(158) وَلَئِن مُّتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَی اللَّهِ تُحْشَرُونَ
و اگر بمیرید یا کشته شوید، قطعاً به سوی خداوند برانگیخته می شوید.
نکته ها:
در این آیه عبارت «فی سبیل اللّه» نیامده است، تا بگوید: محشور شدن همه ی کسانی که بمیرند یا کشته شوند در هر راهی که باشند، به سوی خداست. اکنون که مرگ برای همه حتمی است و حشرِ همه در محضر خداوند نیز حتمی است، پس چرا بهترین نوع رفتن را با رضایت پذیرا نباشیم؟ اگر مرگ و شهادت، هر دو بازگشت به سوی خداست، پس دیگر نگرانی از شهادت چرا؟
امام حسین علیه السلام می فرمایند:
فان تکن الابدان للموت انشئت - فقتل امرء فی اللّه بالسّیف افضل
اگر بدنها برای مرگ آماده شده اند، پس شهادتِ مرد در راه خدا با شمشیر بهترین مرگ است.**بحار، ج 44، ص 374.***

سوره آل عمران آیه 159

(159) فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ
(ای رسول ما!) پس به خاطر رحمتی از جانب خدا (که شامل حال تو شده،) با مردم مهربان گشته ای و اگر خشن و سنگدل بودی، (مردم) از دور تو پراکنده می شدند. پس از (تقصیر) آنان درگذر و برای آنها طلب آمرزش کن و در امور با آنان مشورت نما، پس هنگامی که تصمیم گرفتی (قاطع باش و) بر خداوند توکّل کن. براستی که خداوند توکّل کنندگان رادوست می دارد.
نکته ها:
گرچه محتوای آیه دستورات کلّی است، لکن نزول آیه درباره ی جنگ اُحد است. زیرا مسلمانانی که در جنگ احد فرار کرده و شکست خورده بودند، در آتش افسوس وندامت وپشیمانی می سوختند. آنان اطراف پیامبر را گرفته وعذرخواهی می نمودند، خداوند نیز با این آیه دستور عفو عمومی آنان را صادر نمود.
کلمه ی «شُوْر» در اصل به معنی مکیدن زنبور، از شیره ی گل هاست. در مشورت کردن نیز انسان بهترین نظریه ها را جذب می کند. مولوی می گوید:
کاین خردها چون مصابیح، انور است - بیست مصباح ،از یکی روشنتر است.
پیام ها:
1- نرمش با مردم، یک هدیه ی الهی است. (فبما رحمة من اللّه لنت لهم)
2- افراد خشن و سختگیر نمی توانند مردم داری کنند. (لانفضّوا من حولک)
3- نظام حکومتی اسلام، بر مبنای محبّت و اتصال به مردم است. (حولک)
4- رهبری و مدیریّت صحیح، با عفو و عطوفت همراه است. (فاعف عنهم)
5 - خطاکارانِ پشیمان و گنهکاران شرمنده را بپذیریدو جذب کنید. (فاعف عنهم و استغفرلهم و شاورهم)
6- ارزش مشورت را با ناکامی های موسمی نادیده نگیرید.**هر چند نتیجه ی مشورت در جنگ احد، مبنی بر مبارزه در بیرون شهر، به شکست انجامید، ولی این قبیل موارد نباید ما را از اصل مشورت و فواید آن باز دارد.*** (وشاورهم)
7- در مشورتِ پیامبر، تفقّد از نیروها، شکوفایی استعدادها، شناسایی دوستان از دشمنان، گزینش بهترین رأی، ایجاد محبّت و علاقه و درس عملی برای دیگران نهفته است. (وشاورهم)
8 - ظلمی را که به تو کردند، عفو کن؛ (فاعف عنهم) برای گناهی که نسبت به خدا مرتکب شدند، طلب آمرزش کن؛ (واستغفرلهم) در مسائل سیاسی اجتماعی، آنان را طرف مشورت خود قرار ده. (وشاورهم)
9- استغفارِ پیامبر درباره ی امّتش، به دستور خداست. پس مورد قبول نیز هست. (واستغفر لهم)
10- مشورت، منافاتی با حاکمیّت واحد و قاطعیّت ندارد. (وشاورهم... و اذا عزمتَ)
11- در کنار فکر و مشورت، توکّل بر خدا فراموش نشود. (فتوکّل)
12- ابتدا مشورت و سپس توکّل، راه چاره ی کارهاست، خواه به نتیجه برسیم یا نرسیم. (شاورهم... فتوکّل... انّ اللّه یحبّ المتوکّلین)

سوره آل عمران آیه 160

(160) إِن یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ وَإِن یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُم مِّن بَعْدِهِ وَعلَی اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
اگر خداوند شما را یاری کند، هیچ کس بر شما غالب نخواهد شد و اگر شما را خوار کند، پس چه کسی است که بعد از آن بتواند شما را یاری کند؟ (بنابراین) مؤمنان فقط باید بر خداوند توکّل کنند.
نکته ها:
در آیه قبل سفارش به توکّل شد و در این آیه، دلیل توکّل بر خدا را چنین مطرح می کند که عزّت و ذلّت تنها به دست اوست.
در حدیث آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله از جبرئیل پرسید: توکّل بر خدا چیست؟ گفت: اینکه بدانی مخلوق، سود و زیانی به تو نمی رساند و از غیر خدا کاملاً مأیوس شوی. اگر انسان به این درجه رسید، جز برای خدا کار نمی کند و از غیر خدا نمی هراسد و جز به خدا امید ندارد و این حقیقت توکّل است.**بحار، ج 71، ص 138.***
امام صادق علیه السلام فرمودند: هرگاه میان انسان و گناه، مانعی حائل نشد و انسان گرفتار معصیت گردید، این خذلان الهی است.**تفسیر برهان، ج 1، ص 323.***
پیام ها:
1- پیروزی های طبیعی تحت الشعاع عوامل دیگر واقع می شوند، امّا نصرت و امداد الهی تحت الشعاع قرار نمی گیرد. (ان ینصرکم اللّه فلا غالب لکم)
2- پیروزی و شکست هردو با اراده ی خداوند است. (ینصرکم... یخذلکم)
3- ایمان، از توکّل بر خدا جدا نیست. (فلیتوکّل المتوکّلون)