تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره آل عمران آیه 157

(157) وَلَئِنْ قُتِلْتُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرَحْمَةٌ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ
و اگر در راه خدا کشته شوید و یا بمیرید (زیان نکرده اید، زیرا) آمرزش و رحمت خداوند از آنچه (آنان در طول عمر خود) جمع می کنند، بهتر است.
نکته ها:
خداوند با بیان دو نکته، به شایعات دلسرد کننده ی منافقان که در آیه ی قبل مطرح شد پاسخ می دهد:
الف: مرگ وحیات بدست اوست. جبهه نرفتن، طول عمر را کم نمی کند.
ب: کسی که در راه خدا گام بردارد، بمیرد یا شهید شود، برنده است. زیرا او عمر داده، ولی مغفرت و رحمت گرفته است، پس چیزی را نباخته است.
کسانی که در راه سفر به جبهه، یا در راه تحصیل علم، یا سفر برای حج و زیارت، تبلیغ و ارشاد و سایر اهداف مقدّس از دنیا بروند، مشمول رحمت و مغفرت الهی خواهند بود.
پیام ها:
1- در جهان بینی الهی، مرگ و شهادت در راه خدا، از همه ی دنیا و جمع کردنی های آن بهتر است. (ولئن قتلتم فی سبیل اللّه او متّم...)
2- مهم در راه خدا بودن است، خواه به شهادت بیانجامد یا مرگ. (قتلتم فی سبیل اللّه او متّم...)
3- اوّل باید بخشیده شد، سپس رحمت الهی را دریافت نمود. کلمه ی «لمغفرة» قبل از کلمه «رحمة» آمده است.
4- مغفرت و رحمت نتیجه ای ابدی دارد، ولی مال و ثروت آثارش موقّت است. (لمغفرة من اللّه و رحمة خیر مما یجمعون)

سوره آل عمران آیه 158

(158) وَلَئِن مُّتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَی اللَّهِ تُحْشَرُونَ
و اگر بمیرید یا کشته شوید، قطعاً به سوی خداوند برانگیخته می شوید.
نکته ها:
در این آیه عبارت «فی سبیل اللّه» نیامده است، تا بگوید: محشور شدن همه ی کسانی که بمیرند یا کشته شوند در هر راهی که باشند، به سوی خداست. اکنون که مرگ برای همه حتمی است و حشرِ همه در محضر خداوند نیز حتمی است، پس چرا بهترین نوع رفتن را با رضایت پذیرا نباشیم؟ اگر مرگ و شهادت، هر دو بازگشت به سوی خداست، پس دیگر نگرانی از شهادت چرا؟
امام حسین علیه السلام می فرمایند:
فان تکن الابدان للموت انشئت - فقتل امرء فی اللّه بالسّیف افضل
اگر بدنها برای مرگ آماده شده اند، پس شهادتِ مرد در راه خدا با شمشیر بهترین مرگ است.**بحار، ج 44، ص 374.***

سوره آل عمران آیه 159

(159) فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ
(ای رسول ما!) پس به خاطر رحمتی از جانب خدا (که شامل حال تو شده،) با مردم مهربان گشته ای و اگر خشن و سنگدل بودی، (مردم) از دور تو پراکنده می شدند. پس از (تقصیر) آنان درگذر و برای آنها طلب آمرزش کن و در امور با آنان مشورت نما، پس هنگامی که تصمیم گرفتی (قاطع باش و) بر خداوند توکّل کن. براستی که خداوند توکّل کنندگان رادوست می دارد.
نکته ها:
گرچه محتوای آیه دستورات کلّی است، لکن نزول آیه درباره ی جنگ اُحد است. زیرا مسلمانانی که در جنگ احد فرار کرده و شکست خورده بودند، در آتش افسوس وندامت وپشیمانی می سوختند. آنان اطراف پیامبر را گرفته وعذرخواهی می نمودند، خداوند نیز با این آیه دستور عفو عمومی آنان را صادر نمود.
کلمه ی «شُوْر» در اصل به معنی مکیدن زنبور، از شیره ی گل هاست. در مشورت کردن نیز انسان بهترین نظریه ها را جذب می کند. مولوی می گوید:
کاین خردها چون مصابیح، انور است - بیست مصباح ،از یکی روشنتر است.
پیام ها:
1- نرمش با مردم، یک هدیه ی الهی است. (فبما رحمة من اللّه لنت لهم)
2- افراد خشن و سختگیر نمی توانند مردم داری کنند. (لانفضّوا من حولک)
3- نظام حکومتی اسلام، بر مبنای محبّت و اتصال به مردم است. (حولک)
4- رهبری و مدیریّت صحیح، با عفو و عطوفت همراه است. (فاعف عنهم)
5 - خطاکارانِ پشیمان و گنهکاران شرمنده را بپذیریدو جذب کنید. (فاعف عنهم و استغفرلهم و شاورهم)
6- ارزش مشورت را با ناکامی های موسمی نادیده نگیرید.**هر چند نتیجه ی مشورت در جنگ احد، مبنی بر مبارزه در بیرون شهر، به شکست انجامید، ولی این قبیل موارد نباید ما را از اصل مشورت و فواید آن باز دارد.*** (وشاورهم)
7- در مشورتِ پیامبر، تفقّد از نیروها، شکوفایی استعدادها، شناسایی دوستان از دشمنان، گزینش بهترین رأی، ایجاد محبّت و علاقه و درس عملی برای دیگران نهفته است. (وشاورهم)
8 - ظلمی را که به تو کردند، عفو کن؛ (فاعف عنهم) برای گناهی که نسبت به خدا مرتکب شدند، طلب آمرزش کن؛ (واستغفرلهم) در مسائل سیاسی اجتماعی، آنان را طرف مشورت خود قرار ده. (وشاورهم)
9- استغفارِ پیامبر درباره ی امّتش، به دستور خداست. پس مورد قبول نیز هست. (واستغفر لهم)
10- مشورت، منافاتی با حاکمیّت واحد و قاطعیّت ندارد. (وشاورهم... و اذا عزمتَ)
11- در کنار فکر و مشورت، توکّل بر خدا فراموش نشود. (فتوکّل)
12- ابتدا مشورت و سپس توکّل، راه چاره ی کارهاست، خواه به نتیجه برسیم یا نرسیم. (شاورهم... فتوکّل... انّ اللّه یحبّ المتوکّلین)