تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره آل عمران آیه 64

(64) قُلْ یَأَهْلَ الْکِتَبِ تَعَالَوْا إِلی کَلِمَةٍ سَوَآءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِّنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ
بگو: ای اهل کتاب! به سوی سخنی بیایید که میان ما و شما مشترک است. جز آنکه خداوند را نپرستیم وچیزی را شریک او قرار ندهیم و بعضی از ما بعضی دیگر را بجای خدا ارباب نگیرد. پس اگر (از این پیشنهاد) سرباز زدند، بگویید: گواه باشید که ما مسلمان و تسلیم خدائیم.
نکته ها:
دعوت به سوی توحید وحقّ، لازم است. خواه با استدلال، خواه با مباهله و خواه از طریق دعوت به مشترکات.
در تفسیر مراغی آمده است: عدیّ بن حاتم بعد از اسلام آوردن، به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد: ما زمانی که مسیحی بودیم، هرگز یکدیگر را «ربّ» خود قرار نمی دادیم، پس مراد از جمله ی «لایتّخذ بَعضُنا بَعضاً ارباباً» چیست؟ پیامبرصلی الله علیه و آله فرمودند: آیا علمای شما احکام خدا را تغییر نمی دادند؟ گفت: چرا! فرمودند: پیروی از عالمی که قانون خدا را تغییر دهد، یک نوع بندگی وبردگی اوست.
پیام ها:
1- مسلمانان باید بر سر مشترکات، با اهل کتاب به توافق برسند. (قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمة...)
2- باید در دعوت به وحدت، پیش قدم بود. (قل یا اهل الکتاب)
3- اگر به تمام اهدافِ حقّ خود دست نیافتید، از تلاش برای رسیدن به بعضی از آن خودداری نکنید. (تعالوا الی کلمة...)
4- یکی از مراحل تبلیغ، دعوت به مشترکات است. (کلمة سواء بیننا و بینکم) قرآن می تواند محور مشترک خوبی برای دعوت باشد، زیرا هم تاریخ انبیا را دارد و هم از تحریف به دور بوده است.
5 - در تبلیغ و دعوت دیگران، باید به عقاید حقّه و مقدّسات طرف مقابل، احترام گذارد. (کلمة سواء بیننا و بینکم )
6- یگانه پرستی و بیزاری از شرک، از مشترکات تمام ادیان آسمانی است. (کلمة سواء... الاّ نعبد الاّ اللّه)
7- توحید، سبب تعالی انسان است. «تعالوا» در جایی بکار می رود که دعوت به رشد و بالا آمدن باشد. (تعالوا... الاّ نعبد الاّ اللّه)
8 - اطاعت بی چون و چرا از دیگر انسان ها، نشانه ی پذیرش نوعی ربوبیّت برای آنها ویک نوع عبودیّت برای ماست. در حالی که همه ی انسان ها با یکدیگر مساوی هستند. (لایتّخذ بعضنا بعضاً ارباباً)
9- اندیشه ی آزاد و شخصیّت مستقل، شعار قرآن است. (لایتخذ بعضنا بعضاً ارباباً)
10- اعراض و سرپیچی مخالفان نباید در اراده و ایمان ما اثر بگذارد. (فان تولّوا فقولوا اشهدوا بانّا مسلمون)
11- هر مبلّغی باید سرپیچی و اعراض مردم را پیش بینی کند تا مأیوس نشود. (فان تولّوا فقولوا اشهدوا...)
12- پس از استدلال و برهان، جَدل را قطع کنید. (فان تولّوا فقولوا...)
13- بندگی خدا، نفی شرک و طرد حاکمیّت غیر خداوند، از ویژگی های یک مسلمان واقعی است. (اشهدوا بانّا مسلمون)

سوره آل عمران آیه 65

(65) یَأَهْلَ الْکِتَبِ لِمَ تُحَآجُّونَ فِی إِبْرَهِیمَ وَمَآ أُنِزلَتِ الْتَّوْرَیةُ وَ الْإِنْجِیلُ إِلَّا مِنْ بَعْدِهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ
ای اهل کتاب! چرا درباره ی ابراهیم گفتگو و نزاع می کنید؟ (و هر کدام او را پیرو آیین خود می دانید،) در حالی که تورات وانجیل، پس از او نازل شده است، چرا تعقّل نمی کنید؟
نکته ها:
هر یک از یهود و نصاری، ابراهیم علیه السلام را از خود می دانستند و به قدری بازار این ادّعا داغ بود که قرآن در دو آیه ی بعد می فرماید: (ما کان ابراهیم یهودیّا ولا نصرانیّا) این آیه برای پوچی ادّعای آنها می گوید: چگونه شما ابراهیم را که قبل از تورات و انجیل بوده، تابع آن دو کتاب می دانید؟ کتابی که هنوز نازل نشده است، پیرو ندارد. آیا حاضر نیستید این مقدار هم فکر کنید که لااقل حرف شما با تاریخ منطبق باشد.
پیام ها:
1- هنگام موعظه، از القاب متین وعناوین فرهنگی مخاطبین استفاده شود. (یا اهل الکتاب)
2- علم و کتاب، از چنان ارزشی برخوردارند که منسوبین به آن نیز محترمند. اهل کتاب، اهل قلم، اهل علم. (یا اهل الکتاب)
3- سعی نکنید با انتساب شخصیّت ها به خود، حقّانیت خود را اثبات کنید. (لِمَ تحاجّون فی ابراهیم) به جای نزاع در انتساب شخصیّت های والا، از فکر آنان پیروی کنید.
4- ادّعاهای خود را مستند و هماهنگ با منطق و فطرت و تاریخ قرار دهید. (و ما اُنزلت التورات)

سوره آل عمران آیه 66

(66) هَأَنْتُمْ هؤُلَآءِ حَجَجْتُمْ فِیَما لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ فَلِمَ تُحَآجُّونَ فِیمَا لَیْسَ لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
هان (ای اهل کتاب!) شما همانان هستید که درباره (حضرت عیسی و) آنچه بدان علم داشتید محاجّه و نزاع کردید، پس چرا درباره (ابراهیم و) آنچه بدان علم ندارید نزاع می کنید؟ در حالی که خداوند می داند و شما نمی دانید.
نکته ها:
این آیه تذکّر و هشداری است به اهل کتاب، که شما در مورد آنچه بدان علم و آگاهی دارید، اشکال تراشی و سؤالات بی جا می کنید. با آنکه شما زندگی طبیعی حضرت عیسی ونیاز او به غذا ومسکن ولباس را دیده اید، ولی باز هم در مورد او به گفتگو نشسته اید. گروهی او را دروغگو وگروهی فرزند خدا می پندارید.**تفاسیر المیزان، فی ظلال، مراغی و المنار.*** و یا در شناخت محمّدصلی الله علیه و آله که نشانه هایش در تورات وانجیل آمده وبرای شما شناخته شده است، به بحث وگفتگو می پردازید.**تفاسیر مجمع البیان و قرطبی.*** شما که درباره معلومات، اهل جدال و بحث هستید و به نقطه ی توافقی نمی رسید، دیگر چه کار به مسأله ای دارید که در مورد آن علم ندارید؟ مثل اینکه مذهب حضرت ابراهیم چه بوده است؟
پیام ها:
1- افراد مغرور و لجوج را تحقیر کنید. (هاانتم هؤلاء)
2- افراد لجوج، حتّی در امور روشن به نزاع می نشینند. (حاججتم فیمالکم به علم)
3- اگر سرچشمه ی مباحثات، تحقیق باشد ارزش دارد، ولی اگر برای طفره رفتن باشد، مورد انتقاد است. (حاججتم فیما لکم به علم)