تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره آل عمران آیه 62

(62) إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا اللَّهُ وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ
به راستی، داستانِ درستِ (زندگی مسیح) همین است و هیچ معبودی جز خداوند نیست وهمانا خداست مقتدر حکیم.

سوره آل عمران آیه 63

(63) فَإِنْ تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِالْمُفْسِدِینَ
پس اگر از حقّ روی گردان شدند، همانا خداوند به (کار و حال) مفسدین آگاه است.
نکته ها:
داستان هایی که بر سر زبان هاست، بر سه نوعند:
1- رمان ها، افسانه ها و اساطیری که بر پایه خیال بوده وغیر واقعی هستند.
2- داستان های تاریخی که گاهی راست ومستند وگاهی آمیخته با دروغ وامور نادرست هستند.
3- رویدادهایی که از زبان وحی به ما رسیده اند، براساس حقّ هستند. داستان های قرآنی، همه از این نوع هستند ودر آنها وهم، خیال، دروغ و نادرستی راه ندارد.
پیام ها:
1- اگر قرآن نبود، چهره ی واقعی حضرت مسیح، آلوده با خرافات و مشوّه باقی می ماند. (انّ هذا لهو القصص الحق)
2- تکرار شعار توحید و پایداری در برابر خرافات، لازم است. (ما من اله الاّ اللَّه)
3- هر داستانی درباره پیامبران، که با توحید منافات داشته باشد، ساختگی و باطل است. (لهو القصص الحق و ما من اله الا اللّه)
4- روی گردانی انسان از کلام حق، نشانه ی اختیار اوست. (فان تولّوا)
5 - اعراض از حق، نمونه ای از فساد است، و اعراض کننده مفسد می باشد. (تولّوا... مفسدین)
6- علم خداوند به کارهای مفسدان، بزرگ ترین هشدار است. (علیم بالمفسدین)

سوره آل عمران آیه 64

(64) قُلْ یَأَهْلَ الْکِتَبِ تَعَالَوْا إِلی کَلِمَةٍ سَوَآءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِّنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ
بگو: ای اهل کتاب! به سوی سخنی بیایید که میان ما و شما مشترک است. جز آنکه خداوند را نپرستیم وچیزی را شریک او قرار ندهیم و بعضی از ما بعضی دیگر را بجای خدا ارباب نگیرد. پس اگر (از این پیشنهاد) سرباز زدند، بگویید: گواه باشید که ما مسلمان و تسلیم خدائیم.
نکته ها:
دعوت به سوی توحید وحقّ، لازم است. خواه با استدلال، خواه با مباهله و خواه از طریق دعوت به مشترکات.
در تفسیر مراغی آمده است: عدیّ بن حاتم بعد از اسلام آوردن، به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد: ما زمانی که مسیحی بودیم، هرگز یکدیگر را «ربّ» خود قرار نمی دادیم، پس مراد از جمله ی «لایتّخذ بَعضُنا بَعضاً ارباباً» چیست؟ پیامبرصلی الله علیه و آله فرمودند: آیا علمای شما احکام خدا را تغییر نمی دادند؟ گفت: چرا! فرمودند: پیروی از عالمی که قانون خدا را تغییر دهد، یک نوع بندگی وبردگی اوست.
پیام ها:
1- مسلمانان باید بر سر مشترکات، با اهل کتاب به توافق برسند. (قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمة...)
2- باید در دعوت به وحدت، پیش قدم بود. (قل یا اهل الکتاب)
3- اگر به تمام اهدافِ حقّ خود دست نیافتید، از تلاش برای رسیدن به بعضی از آن خودداری نکنید. (تعالوا الی کلمة...)
4- یکی از مراحل تبلیغ، دعوت به مشترکات است. (کلمة سواء بیننا و بینکم) قرآن می تواند محور مشترک خوبی برای دعوت باشد، زیرا هم تاریخ انبیا را دارد و هم از تحریف به دور بوده است.
5 - در تبلیغ و دعوت دیگران، باید به عقاید حقّه و مقدّسات طرف مقابل، احترام گذارد. (کلمة سواء بیننا و بینکم )
6- یگانه پرستی و بیزاری از شرک، از مشترکات تمام ادیان آسمانی است. (کلمة سواء... الاّ نعبد الاّ اللّه)
7- توحید، سبب تعالی انسان است. «تعالوا» در جایی بکار می رود که دعوت به رشد و بالا آمدن باشد. (تعالوا... الاّ نعبد الاّ اللّه)
8 - اطاعت بی چون و چرا از دیگر انسان ها، نشانه ی پذیرش نوعی ربوبیّت برای آنها ویک نوع عبودیّت برای ماست. در حالی که همه ی انسان ها با یکدیگر مساوی هستند. (لایتّخذ بعضنا بعضاً ارباباً)
9- اندیشه ی آزاد و شخصیّت مستقل، شعار قرآن است. (لایتخذ بعضنا بعضاً ارباباً)
10- اعراض و سرپیچی مخالفان نباید در اراده و ایمان ما اثر بگذارد. (فان تولّوا فقولوا اشهدوا بانّا مسلمون)
11- هر مبلّغی باید سرپیچی و اعراض مردم را پیش بینی کند تا مأیوس نشود. (فان تولّوا فقولوا اشهدوا...)
12- پس از استدلال و برهان، جَدل را قطع کنید. (فان تولّوا فقولوا...)
13- بندگی خدا، نفی شرک و طرد حاکمیّت غیر خداوند، از ویژگی های یک مسلمان واقعی است. (اشهدوا بانّا مسلمون)