تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره آل عمران آیه 50

(50) وَمُصَدِّقاً لِّمَا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ الْتَّوْرَیةِ وَلِأُحِلَّ لَکُمْ بَعْضَ الَّذِی حُرِّمَ عَلَیْکُمْ وَجِئْتُکُمْ بَِایَةٍ مِّنْ رَّبِّکُمْ فَاتَّقُواْ اللَّهَ وَأَطِیعُونِ
(عیسی فرمود:) من تصدیق کننده توراتی هستم که پیش روی من است و (آمده ام) تا برخی از چیزهایی که بر شما (به عنوان تنبیه) حرام شده بود برایتان حلال کنم. وازجانب پروردگارتان برای شما نشانه ای آورم. پس، از خداوند پروا و از من اطاعت کنید.
نکته ها:
در این آیه، احترام به قانون قبلی، بشارت به تخفیف تکلیف، تأکید به تقوای الهی و اطاعت از رهبری، مطرح شده است.
در آیه 146 سوره انعام، خداوند می فرماید: به خاطر ستم یهودیان، آنان را تنبیه و هر حیوان ناخن دار را بر آنان تحریم کردیم و همچنین چربی و پیه گاو و گوسفند را جز مقداری که به استخوان و روده ها و کمر آنها چسبیده است، حرام ساختیم. شاید مراد از حرام هایی که در این آیه با آمدن عیسی علیه السلام حلال می شود، همین موارد باشد.
هر کجا بنای اصلاح و ارشاد باشد، باید نکاتی را مراعات کرد:
الف: اصول مشترکه و صحیح دیگران را پذیرفت. (مصدّقاً)
ب: حتّی المقدور به مقدّسات آنان احترام گذاشت. (من التوراة)
ج: فضای باز و آزادی ها را بشارت داد. (لاحلّ لکم)
د: در چارچوب قوانین الهی حرکت کرد. (فاتّقوا اللّه)
پیام ها:
1- پیامبران، یکدیگر را قبول دارند و تصدیق می کنند. (و مصدّقا...)
2- دین، یک جریان است نه یک جرقه، و همه ی انبیا دارای هدفی واحد هستند. (و مصدّقا لما بین یدیّ من التوراة)
3- وعده ی محرومیّت زدایی، رفع محدودیّت ها و اعطای آزادی های صحیح و معقول، رمز استقبال مردم است. (لاحلّ لکم بعض الّذی حرّم علیکم)
4- بعضی از محدودیّت ها در ادیان سابق، جریمه ی موقّت الهی بوده اند، نه حکم دائمی الهی. (لاحلّ لکم بعض الّذی حرّم علیکم)
5 - انبیا همان گونه که دارای ولایت تکوینی هستند و قدرت تصرّف در هستی را دارند؛ (اخلق لکم) صاحب ولایت تشریعی نیز هستند وقانون وضع می کنند. (لاحلّ لکم...)
6- تنها کسی حقّ دارد قانون را عوض کند که رسول خدا و دارای معجزه باشد. بعد از جمله (احلّ لکم) جمله (جئتکم بآیة) آمده است.
7- معجزه از شئون ربوبیّت الهی و برای هدایت وتربیت مردم است. (آیة من ربّکم)
8 - هر کس اهل تعصّب وتحجّر باشد و تغییرات بجا را نپذیرد، تقوا ندارد. (لاحلّ لکم... اتّقوا اللّه)
9- لازمه ی تقوا، اطاعت از پیامبر است. (فاتّقوا اللّه و اطیعون)

سوره آل عمران آیه 51

(51) إِنَّ اللَّهَ رَبِّی وَرَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ
به راستی که خداوند، پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید که این راه مستقیم است.
نکته ها:
برخلاف انجیل های تحریف شده کنونی، که از خداوند به عنوان پدر عیسی علیه السلام نام می برند، قرآن جمله ی (ربّی و ربّکم) را از زبان حضرت عیسی نقل می کند، تا با هرگونه تفکّر غلط و ادّعای الوهیّت درباره حضرت عیسی مبارزه کند. زیرا خداوند، پروردگار عیسی و سایر مردم است.
حال که بناست راهی را طی کنیم، راه خدا و بندگی او را بپذیریم که راهی مستقیم و بدون انحراف است. در حالی که راههای دیگران دارای لغزشگاه ها، محدودیّت ها و تابع هوس های درونی طاغوت هاست.
پیام ها:
1- فلسفه ی عبادت ما، ربوبیّت خداوند است. (انّ اللّه ربّی و ربّکم فاعبدوه)
2- عیسی علیه السلام در مخلوق بودن وتحت تربیت بودن، همانند سایر مردم است. (ربّی و ربّکم)
3- عبادت و بندگی خدا، راه مستقیم سعادت است. (فاعبدوه هذا صراط مستقیم)

سوره آل عمران آیه 52

(52) فَلَمَّآ أَحَسَّ عِیَسی مِنْهُمُ الْکُفْرَ قَالَ مَنْ أَنْصَارِی إِلیَ اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ ءَاَمَنَّا بِاللَّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ
پس چون عیسی از آنان (بنی اسرائیل) احساس کفر کرد، گفت: کیانند یاران من (در حرکت) به سوی خدا؟ حواریّون (که شاگردان مخصوص او بودند) گفتند: ما یاوران (دین) خدا هستیم که به خداوند ایمان آورده ایم، و تو (ای عیسی!) گواهی ده که ما تسلیم (خدا) هستیم.
نکته ها:
با اینکه بنی اسرائیل، زنده کردن مردگان و شفادادن کوران را از حضرت عیسی علیه السلام دیدند، ولی باز هم لجاجت ورزیده و کفر می گفتند، به گونه ای که به فرموده ی امام صادق علیه السلام، عیسی سخنان کفرآمیز آنان را می شنید.**بحار، ج 14، ص 373.***
«حَواریّون» جمع «حَواریّ» به معنای تغییر دهنده مسیر است. حواریّون، کسانی بودند که مسیر انحرافی مردم را رها و به راه حقّ پیوستند.**التحقیق فی کلمات القرآن.*** تعداد آنان دوازده نفر بود واسامی آنان در انجیل مَتی ولوقا آمده است. امام رضا علیه السلام فرمود: آنان افرادی بودند که هم خود را پاک ونورانی کردند و هم برای پاک کردن دیگران کوشیدند.**تفسیر نمونه.***
در کافی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: حواریّون عیسی در مرحله عمل او را رها کردند، ولی حواریّون ما انواع بلاها را به جان می خرند.**کافی، ج 8، ص 268.***
پیام ها:
1- هوشیاری در شناخت افکار و عقاید مردم، شرط رهبری است. (فلمّا أحسّ عیسی منهم الکفر)
2- نفَسِ عیسی، مرده را زنده می کند، کور مادر زاد را شفا می بخشد، امّا انسان های لجوج از آن بهره ای نمی برند. (فلما احس عیسی منهم الکفر...)
3- انبیا، گرفتار کفّار لجوج بودند و یاران اندک داشتند. (احسّ عیسی منهم الکفر)
4- بی تقوایی و عدم اطاعت از رهبری، نوعی کفر است. (فاتّقوا اللّه واطیعون فلما احسّ عیسی منهم الکفر)
5 - شناخت نیروهای وفادار وسازماندهی وتمرکز آنان وجداسازی جبهه ی حقّ از باطل، برای رهبری و ادامه حرکت او ضروری است. (من أنصاری الی اللّه)
6- تجدید بیعت با رهبری، ارزش سیاسی، اجتماعی ودینی دارا. (نحن انصاراللّه)
7- انبیا، مردم را برای خدا می خواهند، نه خود. (من انصاری الی اللّه...نحن انصاراللّه)
8 - یاری کردن منادیان الهی، یاری خداوند است. (نحن انصار اللّه)
9- سبقت در حمایت از رهبران دینی، دارای ارزش است. با اینکه حضرت عیسی طرفدارانی داشت، ولی خداوند از ایمان حواریّون ستایش نموده، و این به خاطر سبقت و صراحت آنان است. (من انصاری... نحن انصاراللّه)
10- مقام تسلیم در برابر خداوند، پس از مرحله ایمان است. (امنَّا باللَّه... مسلمون)
11- انبیا، شاهدان و گواهان در قیامت هستند. (واشهد بانّا مسلمون)