تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره آل عمران آیه 49

(49) وَرَسُولاً إِلَی بَنِی إِسْرَ ءِِیلَ أَنِّی قَدْ جِئْتُکُمْ بَِایَةٍ مِّنْ رَّبِّکُمْ أَنِّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِّنَ الْطِّینِ کَهَیْئَةِ الْطَّیْرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْیِ الْمَوْتَی بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُنَبِّئُکُمْ بِمَا تَأْکُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِی بُیُوتِکُمْ إِنَّ فِی ذَ لِکَ لَأَیَةً لَّکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُّؤْمِنِینَ
و (عیسی را به) پیامبری به سوی بنی اسرائیل (فرستاد تا بگوید) که همانا من از سوی پروردگارتان برای شما نشانه ای آورده ام. من از گل برای شما (چیزی) به شکل پرنده می سازم، پس در آن می دمم، پس به اراده و اذن خداوند پرنده ای می گردد. و همچنین با اذن خدا کور مادرزاد و مبتلایان به پیسی را بهبود می بخشم و مردگان را زنده می کنم واز آنچه می خورید و آنچه در خانه هایتان ذخیره می کنید به شما خبر می دهم، براستی اگر ایمان داشته باشید در این معجزات برای شما نشانه و عبرتی است.
نکته ها:
هرجا احساس خطر می شود باید توجّه بیشتر در کار باشد. در زنده کردن مردگان، شفا دادن کوران و سایر بیماران، خطر انحراف عقیده و غلوّ وجود دارد، لذا در این آیه دو بار ودر آیه 110 سوره مائده، چهار مرتبه مسأله اذن خدا مطرح شده است.
رسالت عیسی علیه السلام که همراه با لطف یا قهر الهی بوده، مخصوص بنی اسرائیل است؛ (رسولاً الی بنی اسرائیل) ولی نبوّت او که مقام تبلیغ و ارشاد بوده، برای تمام مردم است. همانند حضرت موسی که به او خطاب می شود: (اذهب الی فرعون انّه طغی)**طه، 24.*** ولی هنگامی که ساحران شهر، معجزه حضرت موسی را می بینند به او ایمان می آورند. بنابراین حضرت موسی یک مأموریت ویژه نسبت به شخص فرعون داشت و مأموریت دیگر برای ارشاد عمومی همه ی مردم.**تفسیر المیزان ذیل آیه.***
هر پیامبری باید معجزه ای داشته و معجزه اش نیز باید متناسب با شرایط وافکار مردم آن عصر باشد. امام رضا علیه السلام فرمود: عیسی علیه السلام در زمانی ظهور کرد که بیماری ها شیوع داشته و مردم به طبیب نیاز داشتند.**عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 80.*** لذا معجزات آن حضرت در جهت شفای بیماران بود.
اگر ولیّ خدا از گِل پرنده ای می سازد، پس زنده شدن مردگان در روز قیامت با قدرت الهی کار مشکلی نیست.
پیام ها:
1- معجزه، جلوه ای از ربوبیّت خدا و در راستای هدایت وتربیت انسان هاست. (جئتکم بایة من ربّکم)
2- اولیای خداوند با اذن او قدرت تصرّف و تغییر در نظام آفرینش را دارند. (انفخ فیه فیکون طیراً باذن اللّه)
3- انبیا علم غیب دارند وحتی به جزئیات زندگی مردم آگاهند.**امام صادق علیه السلام فرمودند: حضرت عیسی در سن هفت سالگی به آنچه مردم در خانه هایشان مصرف یا ذخیره می کردند، خبر می داد. بحار، ج 14، ص 251.*** (انبئکم بما تأکلون و ما تدّخرون فی بیوتکم)

سوره آل عمران آیه 50

(50) وَمُصَدِّقاً لِّمَا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ الْتَّوْرَیةِ وَلِأُحِلَّ لَکُمْ بَعْضَ الَّذِی حُرِّمَ عَلَیْکُمْ وَجِئْتُکُمْ بَِایَةٍ مِّنْ رَّبِّکُمْ فَاتَّقُواْ اللَّهَ وَأَطِیعُونِ
(عیسی فرمود:) من تصدیق کننده توراتی هستم که پیش روی من است و (آمده ام) تا برخی از چیزهایی که بر شما (به عنوان تنبیه) حرام شده بود برایتان حلال کنم. وازجانب پروردگارتان برای شما نشانه ای آورم. پس، از خداوند پروا و از من اطاعت کنید.
نکته ها:
در این آیه، احترام به قانون قبلی، بشارت به تخفیف تکلیف، تأکید به تقوای الهی و اطاعت از رهبری، مطرح شده است.
در آیه 146 سوره انعام، خداوند می فرماید: به خاطر ستم یهودیان، آنان را تنبیه و هر حیوان ناخن دار را بر آنان تحریم کردیم و همچنین چربی و پیه گاو و گوسفند را جز مقداری که به استخوان و روده ها و کمر آنها چسبیده است، حرام ساختیم. شاید مراد از حرام هایی که در این آیه با آمدن عیسی علیه السلام حلال می شود، همین موارد باشد.
هر کجا بنای اصلاح و ارشاد باشد، باید نکاتی را مراعات کرد:
الف: اصول مشترکه و صحیح دیگران را پذیرفت. (مصدّقاً)
ب: حتّی المقدور به مقدّسات آنان احترام گذاشت. (من التوراة)
ج: فضای باز و آزادی ها را بشارت داد. (لاحلّ لکم)
د: در چارچوب قوانین الهی حرکت کرد. (فاتّقوا اللّه)
پیام ها:
1- پیامبران، یکدیگر را قبول دارند و تصدیق می کنند. (و مصدّقا...)
2- دین، یک جریان است نه یک جرقه، و همه ی انبیا دارای هدفی واحد هستند. (و مصدّقا لما بین یدیّ من التوراة)
3- وعده ی محرومیّت زدایی، رفع محدودیّت ها و اعطای آزادی های صحیح و معقول، رمز استقبال مردم است. (لاحلّ لکم بعض الّذی حرّم علیکم)
4- بعضی از محدودیّت ها در ادیان سابق، جریمه ی موقّت الهی بوده اند، نه حکم دائمی الهی. (لاحلّ لکم بعض الّذی حرّم علیکم)
5 - انبیا همان گونه که دارای ولایت تکوینی هستند و قدرت تصرّف در هستی را دارند؛ (اخلق لکم) صاحب ولایت تشریعی نیز هستند وقانون وضع می کنند. (لاحلّ لکم...)
6- تنها کسی حقّ دارد قانون را عوض کند که رسول خدا و دارای معجزه باشد. بعد از جمله (احلّ لکم) جمله (جئتکم بآیة) آمده است.
7- معجزه از شئون ربوبیّت الهی و برای هدایت وتربیت مردم است. (آیة من ربّکم)
8 - هر کس اهل تعصّب وتحجّر باشد و تغییرات بجا را نپذیرد، تقوا ندارد. (لاحلّ لکم... اتّقوا اللّه)
9- لازمه ی تقوا، اطاعت از پیامبر است. (فاتّقوا اللّه و اطیعون)

سوره آل عمران آیه 51

(51) إِنَّ اللَّهَ رَبِّی وَرَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ
به راستی که خداوند، پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید که این راه مستقیم است.
نکته ها:
برخلاف انجیل های تحریف شده کنونی، که از خداوند به عنوان پدر عیسی علیه السلام نام می برند، قرآن جمله ی (ربّی و ربّکم) را از زبان حضرت عیسی نقل می کند، تا با هرگونه تفکّر غلط و ادّعای الوهیّت درباره حضرت عیسی مبارزه کند. زیرا خداوند، پروردگار عیسی و سایر مردم است.
حال که بناست راهی را طی کنیم، راه خدا و بندگی او را بپذیریم که راهی مستقیم و بدون انحراف است. در حالی که راههای دیگران دارای لغزشگاه ها، محدودیّت ها و تابع هوس های درونی طاغوت هاست.
پیام ها:
1- فلسفه ی عبادت ما، ربوبیّت خداوند است. (انّ اللّه ربّی و ربّکم فاعبدوه)
2- عیسی علیه السلام در مخلوق بودن وتحت تربیت بودن، همانند سایر مردم است. (ربّی و ربّکم)
3- عبادت و بندگی خدا، راه مستقیم سعادت است. (فاعبدوه هذا صراط مستقیم)