تفسیر نور جلد 2

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سوره آل عمران آیه 47

(47) قَالَتْ رَبِّ أَنَّی یَکُونُ لِی وَلَدٌ وَلَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ قَالَ کَذَ لِکَ اللَّهُ یَخْلُقُ مَا یَشَآءُ إِذَا قَضَی أَمْراً فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ
(مریم) گفت: پروردگارا! چگونه برای من فرزندی باشد، در حالی که هیچ انسانی با من تماس نداشته است؟ خداوند فرمود: چنین است (کار) پروردگار، او هر چه را بخواهد می آفریند. هرگاه اراده کاری کند، فقط به آن می گوید: باش، پس (همان لحظه) موجود می شود.
نکته ها:
اراده ی خداوند سبب پیدایش وآفرینش موجودات است و می تواند بدون اسباب و وسیله مادّی نیز بیافریند. او سبب ساز و سبب سوز است، گاهی تأثیر چیزی را از آن می گیرد و گاهی به چیزی اثر می بخشد. پیدایش وبقا و آثار همه چیز بسته به اراده و خواست اوست.
خداوند در پاسخ زکریّا فرمود: (یفعل مایشاء) و در جواب مریم فرمود: (یخلق مایشاء) شاید رمزش این باشد که فرزند برای بانوی بی شوهر شگفت آورتر از فرزند برای پیرمرد باشد.
پیام ها:
1- ریشه سؤال و تعجّب، اگر انکار و لجاجت نباشد مانعی ندارد. (أَنّی یکون لی ولد) اولیای خدا نیز اراده خداوند در امور جهان را بر پایه ی اسباب و علل طبیعی می دانند و لذا اگر بشارت ویژه ای بر خلاف آن آمد، چگونگی آن را از خداوند می پرسند.
2- آفرینش خداوند از راه غیر معمول، کار تازه ای نیست و عوامل طبیعی نیز منحصر در امور شناخته شده نیستند. (کذلک)
3- دست خداوند برای آفرینش باز است. آفریدن از راه اسباب طبیعی و غیر طبیعی برای خداوند یکسان است. (یخلق ما یشاء)
4- شرط آفرینش، اراده ی حتمی الهی است. (قضی امراً... کن فیکون)

سوره آل عمران آیه 48

(48) وَیُعَلِّمُهُ الْکِتَبَ وَالْحِکْمَةَ وَالْتَّوْرَیةَ وَالْإِنْجِیلَ
و خداوند به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل را می آموزد.
نکته ها:
در تفاسیر شیعه و سنّی می خوانیم که مراد از تعلیم کتاب، آموزش خط و نوشتن است ومراد از حکمت، آگاهی برمصالح و مفاسد اشیا و افعال و اخلاق و عقاید است، خواه آثار دنیوی باشد، خواه اخروی.
پیام ها:
1- یکی از اصول و شرایط رهبری الهی، داشتن آگاهی های لازم است. آگاهی براساس علم و حکمت وکتب آسمانی. (یعلّمه الکتاب و...)
2- رهبر هر زمانی باید به حوادث و قوانین گذشته نیز آگاه باشد. خداوند به عیسی علیه السلام، تورات موسی علیه السلام را آموخت. (والتوراة)

سوره آل عمران آیه 49

(49) وَرَسُولاً إِلَی بَنِی إِسْرَ ءِِیلَ أَنِّی قَدْ جِئْتُکُمْ بَِایَةٍ مِّنْ رَّبِّکُمْ أَنِّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِّنَ الْطِّینِ کَهَیْئَةِ الْطَّیْرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْیِ الْمَوْتَی بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُنَبِّئُکُمْ بِمَا تَأْکُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِی بُیُوتِکُمْ إِنَّ فِی ذَ لِکَ لَأَیَةً لَّکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُّؤْمِنِینَ
و (عیسی را به) پیامبری به سوی بنی اسرائیل (فرستاد تا بگوید) که همانا من از سوی پروردگارتان برای شما نشانه ای آورده ام. من از گل برای شما (چیزی) به شکل پرنده می سازم، پس در آن می دمم، پس به اراده و اذن خداوند پرنده ای می گردد. و همچنین با اذن خدا کور مادرزاد و مبتلایان به پیسی را بهبود می بخشم و مردگان را زنده می کنم واز آنچه می خورید و آنچه در خانه هایتان ذخیره می کنید به شما خبر می دهم، براستی اگر ایمان داشته باشید در این معجزات برای شما نشانه و عبرتی است.
نکته ها:
هرجا احساس خطر می شود باید توجّه بیشتر در کار باشد. در زنده کردن مردگان، شفا دادن کوران و سایر بیماران، خطر انحراف عقیده و غلوّ وجود دارد، لذا در این آیه دو بار ودر آیه 110 سوره مائده، چهار مرتبه مسأله اذن خدا مطرح شده است.
رسالت عیسی علیه السلام که همراه با لطف یا قهر الهی بوده، مخصوص بنی اسرائیل است؛ (رسولاً الی بنی اسرائیل) ولی نبوّت او که مقام تبلیغ و ارشاد بوده، برای تمام مردم است. همانند حضرت موسی که به او خطاب می شود: (اذهب الی فرعون انّه طغی)**طه، 24.*** ولی هنگامی که ساحران شهر، معجزه حضرت موسی را می بینند به او ایمان می آورند. بنابراین حضرت موسی یک مأموریت ویژه نسبت به شخص فرعون داشت و مأموریت دیگر برای ارشاد عمومی همه ی مردم.**تفسیر المیزان ذیل آیه.***
هر پیامبری باید معجزه ای داشته و معجزه اش نیز باید متناسب با شرایط وافکار مردم آن عصر باشد. امام رضا علیه السلام فرمود: عیسی علیه السلام در زمانی ظهور کرد که بیماری ها شیوع داشته و مردم به طبیب نیاز داشتند.**عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 80.*** لذا معجزات آن حضرت در جهت شفای بیماران بود.
اگر ولیّ خدا از گِل پرنده ای می سازد، پس زنده شدن مردگان در روز قیامت با قدرت الهی کار مشکلی نیست.
پیام ها:
1- معجزه، جلوه ای از ربوبیّت خدا و در راستای هدایت وتربیت انسان هاست. (جئتکم بایة من ربّکم)
2- اولیای خداوند با اذن او قدرت تصرّف و تغییر در نظام آفرینش را دارند. (انفخ فیه فیکون طیراً باذن اللّه)
3- انبیا علم غیب دارند وحتی به جزئیات زندگی مردم آگاهند.**امام صادق علیه السلام فرمودند: حضرت عیسی در سن هفت سالگی به آنچه مردم در خانه هایشان مصرف یا ذخیره می کردند، خبر می داد. بحار، ج 14، ص 251.*** (انبئکم بما تأکلون و ما تدّخرون فی بیوتکم)