فهرست کتاب


تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 5

آیت الله عبدالله جوادی آملی‏

دعوت بصیرانه

علاقه برخی از مسلمانان صدر اسلام به یهود، زمینه اتّخاذِ بطانه و رازداری و صاحب سرّ قرار گرفتن و مانند آن نسبت به آنها می شد. اگر آنان مانند بعضی دیگر از یهود که قرآن از آنان به نیکی یاد می کند، مؤمن می شدند، اتّخاذ بطانه که در آیه لاتتّخذوا بطانةً من دونکم** سوره آل عمران، آیه 118. ***نهی شده است، بور بود و مورد نهی واقع نمی شد و اگر ایمان نمی آوردند، در صورت بقای علاقه مؤمنان به آنها، محذور دوست یابی و رازداری و نظایر آن همچنان باقی بود؛ از این رو جریان عاطفی بین مؤمنان و یهودی ها با آیه یاد شده تعدیل شد؛ اصل دعوت ابقا شد و صِبغه طمع و علقه افر که برتر از رجاست، زایل شد و این همان دعوت بصیرانه و تبلیغ حکیمانه است که داعی را شیدای هدف می داند، نه طرف دعوتْ، و طمع در گسترش مکتب دارد، نه آزْ در پذیرش گروهی خاص.
با بیان گذشته معلوم شد که چون طمع و یأس، نه نقیض یکدیگر است و نه دو ضدّی که سومی ندارد، برطرف شدن هر دو و پدید آمدن حالت روانی سوم، یعنی اصل امیدِ بدون طمع و احتمال تأثیر بدون یأس مطرح است و همین قدر مصحّح دعوت آنهاست. البته گاهی دعوت در صورت یأس و قطع به عدم قبول، فقط برای اتمام حجت است: معذرةً إلی ربّکم **سوره اعراف، آیه 164.***.

گروه تحریفگر

مقصود از (فریق منهم...) یا یهودی های عصر موسای کلیم هستند یا معاصران نزول قرآن. فخر رازی وجه دوم را تقویت کرده است؛ زیرا ضمیر (منهم) به (أن یُؤمنوا) بازمی گردد که منظور از آنْ معاصران نزول قرآنند** تفسیر کبیر، ج 4-3، ص 143.***. کسی که کلام خدای سبحان را عالمانه دریافت کرده، خواه بدون واسطه، چنان که برخی درباره هفتاد همراهِ موسای کلیم علیه السلام چنین می پندارند، و خواه به واسطه تکوینی آن حضرت و خواه به واسطه محاوره و تلاوت و قراءت وی و خواه با تلاوتِ متن مقدّس، حجّت خداوند بر او بالغ است و اگر بخواهد تحریفی در آن روا دارد، مصداق آیه مورد بحث است. تبار و نسل چنین شخصی شایسته طمع به فلاح و صلاح او نیست.
شایان اهتمام است که هرگونه تباهی در دین منشأ آثار زشت خواهد بود؛ هر چند مرتکب آن گناه قصد بدعت نداشته باشد؛ چنان که پیشگامان تبه کار یهود در صدد تشریع، ابداع و تأسیسِ روش و منش فکری یا قومی نبودند، یا اگر در بین آنان مبتلای به بدعت گذاری وجود داشت، بیماری تشریع او ساری و واگیر نبود و همگان به آن آلوده نشدند، ولی نسل آنان در خور چنین تعبیر و سرزنشی اس ت که نباید نسبت به ایمان و اصلاح آنها طمع ورزید؛ زیرا آنان که به گناه اعتقادی مبتلا شدند، شاید مشمول بیان حضرت نوح شوند که فرمود: إنّک إنْ تذرهم یُضِلّوا عبادک ولا یلدوا إلاث فاجراً کفّاراً** سوره نوح، آیه 27.***؛ پدران مبتلا به گناه و مادران آلوده به تباهی جز فرزندی بزه کار به بار نمی آورند. تأثیر سوئی که گناه کاری نِیا در نَسْلِ آتی دارد، اختصاصی به معاصی خاص ندارد؛ هرچند اثر زشت بدعت گذاری، تحریف در دین و مانند آن از مسائل مهم اعتقادی بیشتر از آثار مشؤوم گناهان دیگر است.
تعبیر به (فریق منهم) دلیل بر این است که تحریف کنندگان، تنها گروه خاصی از یهود (مانند علما و احبار) بودند و همه آنان به این معصیت عظیم مبتلا نبودند؛ چنان که بعضی از آیات دیگر قرآن برمی آید که همواره در میان آنان انسان های متعبّد و صالحی بودند که با تعبیری نظیرِ من أهل الکتاب أُمّةً قائمة یتلون ءَایات اللَّه** سوره آل عمران، آیه 113.*** از آنان به فلاح و صلاح یاد می شود.
تذکّر الف. تحریف انحایی دارد؛ گاهی به اعدام نسخه اصلی و نگهداری برخی از مطالبِ مستنسخ است و زمانی به خط و کتمان اصل و ارائه مقداری که مطابق با نسخه اصی است، همراه با کاهش یا افزایش و مانند آن، از تعبیرِ فأتوا بالتوریة فاتلوها إن کنتم صادقین ** سوره آل عمران، آیه 93. ***برمی آید که برخی از محرّفان نسخه اصلی را مکتوم داشتند و آن را از بین نبردند.
ب. آنچه درباره گذشته یهود نازل شد، نشان علم غیب و اعجاز علمی حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله است؛ زیرا این گونه مطالب نه در متون رایج تدوین شده بود و نه وجود گرامی آن حضرت صلی الله علیه و آله به مکتب رفته بود.

مراد از (سمع) و (کلام اللَّه)

مراد از (سمع) در جمله (یسمعون کلام اللَّه) می تواند هم شنیدن بی واسطه باشد؛ نظیر آنچه هفتاد نفر همراهان موسای کلیم علیه السلام در کوه طور شنیدند و هم شنیدن با واسطه رسول؛ نظیر آنچه در آیه و إن أحد من المشرکین استجارک فأجره حتی یسمع کلام اللَّه ** سوره توبه، آیه 6.*** به آن اشاره شده است که دلالت دارد، شنیدن آیات آسمانی از زبان رسول خداصلی الله علیه و آله همان شنیدن کلام اللَّه به حساب می آید. پس آیه مورد بحث به هفتاد نفر همراه موسی علیه السلام اختصاص ندارد؛ چنان که از ابن عباس نقل شده** ر.ک : أبوالسعود، ج 1، ص 140.*** و گروهی از مفسران آن را برگزیده اند** ر.ک : منهج الصادقین، ج 1، ص 200؛ روح المعانی، ج 1، ص 470؛ المنار، ج 1، ص 356.***، بلکه عنوان سمع شامل همه کسانی است که کلام خدا را تحریف کردند؛ چه آنان که با حضور در میقات، بی واسطه کلام خدا را شنیدند و مطابق برخی نقل ها** ر.ک : غرائب القرآن، ج 1، ص 316. ***پس از بازگشت، مدّعی شدند که خداوند فرمود: (اگر توانستید به این فرمان ها عمل کنید، وگرنه الزامی در کار نیست) و چه دیگران که از زبان موسی علیه السلام آن را شنیدند.
کلام اللَّه نیز به آنچه در کوه طور شنیدند، اختصاص ندارد، بلکه شامل همه آنچه در تورات آمده، از جمله صفات رسول مکرّم، می شود؛ چنان که نقل شده، آنها از احکامِ فقهی تورات، آیه رَجْم را و از احکام کلامی، آنچه را بیانگر رنگ و شکل صورت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله بود، تغییر دادند.** ر.ک : روح المعانی، ج 1، ص 470.***
ممکن است گفته شود، اگر عنوان (کلام اللَّه) اطلاق دارد، پس چرا قید (یسمعون) افزوده شده است؟ آیا قید مزبور حکمتی جز این دارد که شدّت انحراف آنها را برساند که با آن که با گوش خود، کلام خدا را شنیدند و پرده های مُلکی و مادّی از مقابل گوششان کنار رفت و آن معجزه عظیم را مشاهده کردند و بیهوش شدند، باز هم به تحریف کلام خدا دست زدند و آن گونه ادعا کردند. اگر زیاده (یسمعون) برای افاده چنین نکته ای نبود، این آیه نیز همانند سایر آیات تحریف، بدون این اضافه مطرح می شد.
پاسخ این است که افزودنِ عنوانِ (سمع) برای آن است که جحود قوم جهود به قدری بود که استغراق ظاهر و باطن آنها در ادراک حسّی و علمی کلام خدا مانع از تحریف وحی الهی نشد؛ زیرا آنان هم در مرتبه احساس، کلام خدا را شنیدند و هم در مرحله تعقل، معنای آن را به خوبی فهمیدند، ولی از تحریف آن منصرف نشدند.