فهرست کتاب


تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 5

آیت الله عبدالله جوادی آملی‏

10. اسباب قساوت

- عن النبی صلی الله علیه و آله: (لاتکثرواالکلام بغیر ذکر اللَّه فإن کثرة الکلام بغیر ذکر اللَّه یقسی القلوب و إنّ أبعد الناس من اللَّه القاسی القلب ** نورالثقلین، ج 1، ص 91.***.
- عن الصادق علیه السلام: (کان فیما أوصی به رسول اللَّه علیاً: یا0 علی ثلاث یقسین القلب، استعمال اللهو، طلب الصید، وإتیان باب السلطان ** نورالثقلین، ج 1، ص 91.***.
- عن الصادق علیه السلام: (فیما علّم أمیرالمؤمنین أصحابه: ولایطول علیکم الأمد فتقسو قلوبکم ** همان، ص 92.***.
- عن الصادق علیه السلام عن أبیه قال: (أوحی اللَّه تبارک وتعالی إلی موسی علیه السلام:... وترک ذکری یقسی القلب ** همان، ص 92.***.
- عن أمیرالمؤمنین علیه السلام: ما جفّت الدموع إلاّ لقسوة القلوب وما قست القلوب إلاّ لکثرة الذنوب ** همان، ص 92.***
.
- من مواعظ عیسی علیه السلام: (إن الدابة إذا لم ترکب و لم تمتهن و تستعمل لتصعب و یتغیّر خلقها وکذلک القلوب إذا لم ترقق بذکر الموت و یتبعها دؤوب العبادة تقسو و تغلظ ** بحار، ج 4، ص 309.***.
-عن علی علیه السلام: (من یأمل أن یعیش غداً فإنّه یأملأن یعیش أبداًو من یأمل أن یعیش أبداً یقسو قلبه ویرغب فی الدنیا ** مستدرک الوسائل، ج 2، ص 106.***.
- عن علی علیه السلام: (کثرة المال مفسدة للدّین، مقساة للقلب **همان، ج 12، ص 93.***.
- عن الصادق علیه السلام: (أنها کم أن تطرحو التراب علی ذوی الأرحام فإنّ ذلک یورث القسوة و من قسا قلبه بعد من ربّه عزّو جلّ ** بحار، ج 79، ص 35.***.
- عن أمیرالمؤمنین علیه السلام: (إیاکم وفضول المطعم فإنه یسم القلب بالقسوة و یبطّی بالجوارح للطّاعة ** همان، ج 100، ص 27.***.
-عن النبی صلی الله علیه و آله: (أذیبوا طعامکم بذکر اللَّه والصلاة ولاتناموا علیها فتقسوا قلوبکم ** همان، ج 59، ص 267.***.
- عن النبی صلی الله علیه و آله: (من أکل اللحم أربعین صباحاً قسا قلبه ** همان، ص 294.***.
- فی احتجاجات الصادق علیه السلام مع الزنادقة قال: فلم حرم الدم المسفوح؟ قال علیه السلام: (لأنه یورث القساوة ویسلب الفؤاد رحمته، الخبر ** همان، ج 10، ص 180.***.
- عن النبی صلی الله علیه و آله: (العبد إذا شرب شربة من الخمر ابتلاه اللَّه بخمسة اشیاء: الأوّل: قسا قلبه الخبر ** همان، ج 76، ص 149.***.
- عن الصادق علیه السلام فی أحوال القلوب: (... وإذا غفل عن ذکر اللَّه کیفتراه بعد ذلک موقوفاً محجوباً قد قسی و أظلم منذ فارق نور التعظیم ** همان، ج 67، ص 55.***.
- عن الصادق علیه السلام: (کثرة النوم یتولد من کثرة الشرب و کثرة الشرب یتولد من کثرة الشبع و هما یثقلان النفس عن الطاعة ویقسیان القلب عن التفکر والخشوع ** بحار، ج 73، ص 189.***.
- عن زید النرسی فی أصله قال: سمعت أبا عبداللَّه یقول...: (إیّاکم و مجالسة الملوک وأبناء الدنیا ففی ذلک ذهاب دینکم و یعقبکم نفاقاً و ذلک داء لا دواء له و یورث قساوة القلب و یسلبکم الخشوع ** مستدرک الوسائل، ج 8، ص 337.***.
- عن الصادق علیه السلام... (إن الملاهی تورث قساوة القلب وتورث النفاق ** همان، ج 13، ص 216.***.
- عن النبی صلی الله علیه و آله: (ترک العبادة یقسی القلب، ترک الذکر یمیت النفس ** تنبیه الخواطر، ص 36.***.
اشاره الف. قلب مَعهد معرفت و مَهْد محبّت است و بهترین معروف و عزیزترین محبوْ خداست. هر کاری که ضدّ معرفت الهی و مباین محبت خدا باشد یا مانع آن گردد، قلب را به صورت قالَب سرد و قاسی درمی آورد. آنچه در این احادیث ارائه شده، شمّه ای از علل فراوان قساوت دل است.
ب. روایات مزبور نه در صدد حصر عقلی است و نه مدّعی استقرای تام، و ممکن است علّت دیگری ازبرخی روایات دیگر استنباط گردد.
ج. غالب اسباب قساوت در قرآن کریم به صورت اصول کلی بازگو شده است.
د. یاد خدا به عنوان مبدأ و همچنین به عنوان معادو مرجع، سهم مُؤثری در تلطیف دل و تلبین قلب دارد. سایر آنچه وجود آن به عنوان عامل نرمی دل و فقدان آن به عنوان سبب سنگینی قلب مطرح است، به همین اصول اوّلی مقوّم بازمی گردد.
ه. چون غالب علل یاد شده ریشه قرآنی دارد، شرح هر کدام از آنها مرهون تفسیر آیه ای است که آن علت از منطوق یا مفهوم آن آیه اصطیاد شده است.

11. راه های پیش گیری و درمان قساوت

- عن امیرالمؤمنین علیه السلام: (ضادواالقساوة بالرقّة)، (من أعظم الشقاوة القساوة ** مستدرک الوسائل، ج 12، ص 96.***.
- عن الصادق علیه السلام: (شکا رجل إلی نبیّ اللَّه من قساوة القلب، فقال: علیک بالعدس فإنّه یرقّ القلب و یرع الدمع)** کافی، ج 2، ص 343.***.
- شکا رجل إلیالنبی صلی الله علیه و آله قساوة قلبه، فقال صلی الله علیه و آله: (إذا أردت أن یلین قلبک فأطعم المسکین و امسح رأس الیتیم **مشکاة الأنوار، ص 167.***.
- عن الرضاعلیه السلام فی بیان حکمة الصلاة فی خمسة أوقات؟ قال علیه السلام: (...فیکونوا - الناس - قد بدؤا فی کل عمل بطاعته و عبادته فأوجب علیهم العتمة، فإذا فعلوا ذلک لم ینسوه و لم یغفلوا عنه ولم تقس قلوبهم ولم تقلّ رغبتهم ** بحار، ج 79، ص 348.***.
- من مواعظ عیسی علیه السلام: (فاسرعوا إلیقلوبکم القاسیة بالحکمة قبل أن ترین علیها الخطایا فتکون أقسی من الحجارة ** همان، ج 14، ص 309.***.
- فیما أوحی اللَّه إلی داودعلیه السلام: (ویحک یابن آدم ما أقسی قلبک! أبوک وأُمّک یموتان و لیس لک عبرة بهما؟! یابن آدم ألاتنظر إلی بهیمة ماتت فانتفخت وصارت جیفةً و هی بهیمة و لیس لها ذنب؟ ** بحار، ج 14، ص 46.***.
- من وصایا امیرالمؤمنین لابنه الحسن سلام الله علیها: (إنما قلب الحدث کالأرض الخالیة ما أُلقی فیها من شی ء قبلته، فبادرتک بالأدب قبل أن یقسوا قلبک ویشتغل لبّک ** نهج البلاغه، نامه 31.***.
- فی وصیة الباقرعلیه السلام لجابر الجعفی: (تعرّض لرقّة قلب بکثرة الذکر فی الخلوات ** بحار، ج 75، ص 164.***.
اشاره الف. قلب که گوهر اصیل هویّت انسان است، همان طور که از لحاظ بینش بر فطرت توحیدی آفریده شده و از هستیِ یکتا ویگانه آگاه است و همان طور که از جهت گرایش بر فطرت تقوا خلق شده است، به نحوی که اگر عوامل بیرونی او را منحرف نکند وی از لحاظ فطرت راست گو و صداقت خواه است، از جهتِ غلظت و رقت نیز بی تفاوت نبوده و یکسان آفریده نشده، بلکه فطرت او رقیق و ساختار اصلی او مهربان، وهَندَسه هویّتی او رأفت و نرمی و انجذاب به حق است.
ب. چون همه کمال های علمی و عملی که به مراتب هستی بازمی گردد، ازناحیه ذات اقدسخداوند است، اگر انسان بر اثر نسیان یاد و نام خدای سبحان از آن حضرت دورشد، به همان نسبت ازکمال های یاد شده بی نصیب می گردد، یا اگر واجد آنها بود، آنها را از دست می دهد.
ج. دستورهای یاد شده در احادیث مزبور یکسان نیست؛ زیرا بخشی از آنها به رعایت حکمت نظریوعلمیِ روح و بعضی از آنها به مراعات تغذیه بدن باز می گردد. البته بدن از آن لحاظ که مَرْکب روح، بلکه مرتبه نازل آن محسوب می شود و زمینه استعداد از آنجا آغاز می گردد، می تواند به تحصیل کمال های یاد شده کمک کند، لیکن اثبات چنان تأثیری برای چنین بدنی نیازمند به دلیل متقن است که با خبر واحد معتبر اثبات آن صعب است، چه رسد به روایتی که از لحاظ سند مورد نقاش است.
أَفَتَطْمَعُونَ أَن یُؤْمِنُواْ لَکُمْ وَقَدْ کَانَ فَرِیقٌ مِنْهُمْ یَسْمَعُونَ کَلَمَ اللَّهِ ثُمَّ یُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ یَعْلَمُونَ.

گزیده تفسیر

مسلمانان با دعوت بصیرانه و تبلیغ حکیمانه که مصحح آن اصل امید بدون طمع و احتمال تأثیر بدون یأس بود، در گسترش مکتب طمع داشتند، نه آز در پذیرش گروهی خاص؛ زیرا یهودی ها که گرفتار قساوت دل ومبتلا به نفاق قلب بودند، هرگز مورد طمع - به معنای علاقه شدید به ایمان،نرمل دل، خلوص نیت ووفاق آنها - نبودند.
خدای سبحان نیز با خطاب و استفهام انکاری واستعبادی و نفی و طرد طمع که ارشاد به بی اثر بودن حرص و طمع مؤمنان به گرایش یهود به اسلام و نگرانی آنها از ایمان نیاوردن یهود به پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله است، برای تسلّی دادن به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و مسلمانان فرمود: چگونه به دین ناب ایمان می آورد کسیکه نه قلب بیدار و نه گوش شنوا دارد و با آن که آیات الهی را می شنود و آن را ادراک می کند، به تحریف مبتلاست، یا پیرو عالمان تحریف گر است یا از تبار هفتاد نفر همراه موسای کلیم علیه السلام و در قساوت و عدم انعطاف از نسل کسانی است که یا بی واسطه و با حضور در قیامت و کوه طور کلام اللَّه را دریافت کردند، یا با واسطه و به همراه معجزات و آیات بینات بسیار، تورات را از زبان حضرت موسی علیه السلام شنیدند، اما پس از حصول علم به حقانیت آن و بالغ شدن حجت خداوند بر آنان، در کلام خدا تحریف روا داشتند و آن را بر وفق هوا و هوس خود تأویل بردند.
تحریف کنندگان تورات - که تنها گروهی خاص از یهود عصر موسای کلیم علیه السلام یا یهودی های معاصر نزول قرآن بوده وتحریف گری اثر حجاج و عناد و خبث باطن و سوء سریره آان بود، نه ناشی از سوء برداشت یا سهو و نسیان - و نیز تبار و نسل آنها که زمام تعقل و تعبد خود را به دست محرفان سپردند، شایسته این نیستند که به فلاح و صلاح آنان طمع شود.