تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 5

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

گزیده تفسیر

اسامی مکتب ها و القاب و عناوین مکتبی به تنهایی اعتباری ندارد و میزانِ سعادت مندی یا محرومیت انسان از سعادت نیست؛ هیچ کس به صرف انتساب به ملت و مکتبی اهل نجات نیست و صاحبان ملل و نحل در برابر میزان قسط و عدل الهی مساوی هستند، مگر پس از توزین و وضوح تخضّع آنان در برابر ملت حق، با اعتقاد به اصول و تعبّد به فروع آن. معیار و عامل سعادت انسان، ایمان و عمل صالح و برخورداری از حُسن فاعلی و فعلی، یعنی اعتقاد صائب و اعمال صالح است.
این آیه شریفه که هر یک از گروه های چهارگانه مسلمانان، یهودیان، نصارا و صابئان را به مؤمن واقعی و غیرواقعی تقسیم می کند، اِخبار در مقام انشاست و راه نجات را به گروه های موجود در عصر نزول نمایانده و می فرماید: اگر خواهان سعادت مندی و رهایی از خوف و حزن هستید به خدا و معاد ایمان آورید و عمل صالح انجام دهید. البته عمل صالح باید مطابق با وحی غیرمنسوخ و هماهنگ با شریعت پیامبر عصر باشد و هماهنگی عمل با وحی نیز فرع بر ایمان به اصل وحی و حقانیت صاحب آن است؛ به همین سبب از نبوت سخنی به میان نیامده است.
عمل صالح که هیچ فرعی از فروع دین از آن بیرون نیست و ترک ماهی نیز در آن مندرج است، از مظاهر و آثار اعتقاد کامل و واقعی است و ذکر آن پس از ایمان که مجموع اعتقاد قلبی، اقرار زبانی و عمل به ارکان است، از باب ذکر جزء مهم پس از ذکر کل و برای توجه دادن به اهمیت عمل صالح است؛ نه ذکر مصداق پس از ذکر کلی. البته نقش عمل صالح در تأمین سعادت و استحقاق اجر الهی و امنیت از خوف و حزن همانند تأثیر ایمان و اعتقاد به اصول دین نیست.
ایمان واقعی، یعنی ایمان کامل و جامع به تورات و انجیل و قرآن و انبیای گذشته و نبی حاضر، یعنی حضرت ختمی مرتبت صلی اللَّه علیه و آله وسلم مایه استحقاق اجر الهی است. پاداش مؤمنان هم اکنون نزد پروردگارشان آماده و در باطن جهان طبیعت موجود است. این پاداش، زوال ناپذیر و ابدی است. مؤمن واقعی پاداش خود را نزد خدا ثابت می یابد. او نه نسبت به گذشته غمگین است، زیرا چیزی را در گذشته از دست نداده، و نه نسبت به آینده هراسناک است؛ چون آینده خوبی در انتظار اوست. تصریح به نفی خوف و حزن از مؤمنان حقیقی، در قبال تثبیت ذلت و مسکنت برای تبهکاران از اهل کتاب است، که ذلیل همواره خائف و مسکین پیوسته محزون است.
اهل کتاب که به دین حق نگرویده و بر اثر ابتلا به ثنویّت یا تثلیث، نپذیرفتن معاد حقیقی، عدم قبول رسالت خاتم پیامبران و ارتکاب ماهی اسلام، فاقد کمال های چهارگانه توحید، نبوّت، معاد و عمل صالحند** سوره توبه، آیه 29.***، هرگز مصداق ذیل آیه مورد بحث نیستند و از همین رو مجال هیچ گونه پلورالیزم دینی به استناد این آیه وجود ندارد. این آیه با بیانی ترغیب آمیز، هم به غیرمسلمانان امید نجات و نوید قبول توبه و رفع ذلت و مسکنت می دهد و هم راه غرور مسلمانان را مسدود کرده به مؤمنان، یهود، نصارا و صابئان هشدار می دهد که صرف ادعای ایمان برای نجات کافی نیست.

تفسیر (الذین هادوا)

مقصود از (الذین هادوا) کسانی هستند که که یهودی شدند (هادوا: صاروا یهوداً). یهود اسم جمع و مفرد آن یهودی است (همانند روم و رومی) و وجه تسمیه یهود بدین نام آن است که منسوب به (یهوذا) پسر ارشد حضرت یعقوب(ع) هستند (و ذال آن از باب تخفیف به دال تبدیل شده است) چنان که روایتی از معانی الأخبار آن را تأیید می کند.** مواهب الرّحمن، ج 1، ص 300.*** یا این که مشتق از (هَوْد) به معنای توبه و بازگشت است و نام گذاری آنان بدین نام برای آن است که از گوساله پرستی بازگشتند و حضرت موسی(ع) از زبان آنان به خداوند عرضه داشت: ما به سوی تو بازگشته ایم؛ (إنّا هدنا إلیک)** سوره اعراف، آیه 156.***، یا چون از شریعت حضرت موسی(ع) یا از شریعت اسلام بازگشتند. **عمروبن علا گفته است: (لأنّهم یتهوّدون عند القراءة أی یتحرکون)؛ یعنی چون تورات خوانند جنبند (منهج الصادقین، ج 1، ص 285). سرّ تحرّک آنان در حال قراءت تورات آن است که اینان بر این باورند که آسمان ها و زمین ها هنگام نزول تورات به حرکت درآمد (کشف الأسرار، ج 1، ص 214-216).***
از یهود در قرآن کریم با تعابیر مختلف: (الذین هادوا) در ده مورد، و (هوداً) در سه مورد و (الیهود) در هفت مورد یاد شده است.

النصاری

نصارا جمع (نصران) (نصران) و (نصرانة) مانند (سکاری) جمع (سکران) و (سکرانة) است.
سیبویه گفته است: پیوسته مفرد (نصاری) با یاء (نصرانی) و (نصرانیه)) به کار می رود که یا برای مبالغه است، نظیر یاء در (أحمریّ)** کشّاف، ج 1، ص 146.*** یا برای تمییز بین مفرد و جمع است؛ مانند روم و رومی؛ چنان که آلوسی از بعضی نقل می کند.** روح المعانی، ج 1، ص 441.***
این احتمال نیز مطرح است که نصارا جمع (نصری ) (نظیر (مهاری) جمع (مهری)) باشد؛ چنان که آلوسی آن را به خلیل نسبت می دهد.** روح المعانی، ج 1، ص 441.***
در هر حال، با توجه به این که ریشه اشتقاقی این واژه (نصرت) (یاری دادن) است در وجه تسمیه پیروان حضرت مسیح به نصارا مطالبی گفته شده که به برخی از آنها اشاره می شود:
1. حضرت امام رضا(ع) در پاسخ سؤاصلوات (لِمَ سُمّی انّصاری نصاری ؟) فرمود: زیرا آنان از قریه (ناصره) از بلاد شام هستند. قریه ای که حضرت عیسی و مادرش مریم پس از مراجعت از مصر در آن جا فرود آمدند.** بحار، ج 14، ص 272.*** مطابق ین وجه مقتضای قاعده این است که از انسان مسیحی به (ناصری) تعبیر شود؛ چنان که مطابق آنچه از انجیل متّی** 13: 54-58.*** نقل شده، از حضرت مسیح به (مسیح ناصری) و از حواریان به (ناصریّون) تعبیر شده است. براساس این وجه (نصرانی) خلاف قیاس است.
2. به جهت تعبیر (نحن أنصار اللَّه) که حواریان در پاسخ پرسش حضرت عیسی(ع): (من أنصاری إلی اللَّه)** سوره صف، آیه 14.*** به کار بردند.