تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 4

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

گزیده تفسیر

خدای سبحان بی واسطه و با لقب تشریفی (یا بنی اسرائیل) به یهود و نصاری خطاب و به اصول سه گانه توحید، نبوت و معاد دعوت کرد.
تذکر به نعمت ها و انعام الهی، از آن رو که همه نعمت ها، اعم از مادی و معنوی، از آن خداست، (دعوت به توحید) است و درخواست وفای به عهداللَّه، که بالاترین آن، دین و پیمودن راه راست در پرتو هدایت پیامبران و عقل است، (دعوت به وحی و نبوت) است. ذکر ترهیب الهی نیز، (دعوت به معاد) محسوب می شود.
آفریننده نعمت و رساننده آن به انسان، خداست. از این رو انسان متذکر به نعمت های وافر مادی و معنوی هرگز نه خود را صاحب نعمت می داند و نه برای نعمت ها ولیّ نعمتی جز خدا می شناسد. بر این اساس، یادآوری نعمت، زمینه ای برای یاد ولیّ نعمت، شکر نعمت و صرف آن در راه حق و نتیجه سبب سعادتمندی است.
مراد از عهد خداوند، که وفای به آن شرط وفای خدای سبحان به عهد بنی اسرائیل است، عهد تشریعی، یعنی مجموعه وحی و مقرراتی است که از جانب خدا برای بنی اسرائیل نازل شد، و در قلمرو تکلیف بود. مصداق کامل این عهد، ایمان به رسول اکرم صلی الله علیه و آله است و مدار تعهد خداوند همان فیض اوست که در مرحله فعل واجب واقع است، نه مقام ذات یا وصف ذاتی. وفای به عهد خداوند، هم بعد اثباتی دارد، که (وعد) است، و هم جنبه سلبی دارد، که (وعید) است. انسان باید در ترس موحد بوده، منحصراً از خدای سبحان بترسد و از غیر او نهراسد؛ همانگونه که بر اساس توحید در امید و احساس امنیت نباید به غیر خدا امیدوار باشد. بدون این دو بال، پرواز ممکن نیست؛ زیرا خائف محض همچون راجی صرف، ناقص است.
ثمره رهبت و خشیت از خدا، تذکر و یادآوری نعمت های او وفای به عهد اوست، که وفای قطعی خداوند به عهد خود را در پی دارد.

تفسیر

بنی: کلمه (ابن) که جمع آن (أبناء) و (بنون) است مأخوذ از (بنا) است و فرزند را از آن رو ابن می گویند که مبنی بر پدر است و پدر مبنا و اصل اوست.
اسرائیل: اسرائیل که به معنای (قوةاللَّه)، (عبداللَّه) یا (صفوةاللَّه)** تفسیر برهان، ج 1، ص 90؛ جامع البیان، ج 1، ص 197؛ تفسیر تبیان، ج 10، ص 180 ؛ مجمع البیان، ج 1، ص 206.*** است، لقب یعقوب بن اسحاق (علیهماالسلام) بود و (بنی اسرائیل) هم شامل قوم مسیح می شود و هم شامل قوم یهود؛ زیرا آنان همه، فرزندان اسرائیل (یعقوب) هستند که به اسحاق و سپس به ابراهیم علیه السلام، سر سلسله خاندان بزرگ انبیای ابراهیمی، منتهی می شوند و خداوند از آنان با تعبیرهایی مانند: (یا أهل الکتاب)، (بنی اسرائیل) و (یا أیها الذین هادوا) یاد می کند.
نسبت گاهی (تشریفی) و گاهی (تعییری) ؛ اگر منسوب اله شریف بود و منسوب آن شرافت را حفظ کرد چنین انتسابی برای تشریف خواهد بود؛ مانند: (یابن رسول اللَّه صلی الله علیه و آله) و اگر منسوب الیه دنیّ بود یا آن که شریف بود ولی منسوب شرافت موروثی را حفظ نکرد چنین نسبتی جهت تعییر خواهد داشت؛ مانند: (ابن نوح). درباره اهل کتاب هر دو مصداق یافت می شود. در این باره توضیحی خواهد آمد.
آیا مقصود از بنی اسرائیل خصوص یهود است، یا اعم از آنان و نصارا؟
ممکن است گفته شود، با توجه به حساسیتی که قرآن در برابر قوم یهود نشان می دهد، بعید نیست که عنوان (بنی اسرائیل) ناظر به یهودیان باشد؛ چنان که قضایایی که در آیات بعد ذکر می شود قرینه بر این است که عنوان (بنی اسرائیل) تنها ناظر به خصوص قوم یهود است و شامل مسیحیان نمی شود؛ چون همه آن قضایا مربوط به یهودیان است که به عنوان نژادی جدای از مسیحیان مطرح بودند. همچنین آیه 62 همین سوره که عنوان (الذین هادوا) نیز شامل مسیحیان نمی شود، لیکن اهتمام به سرگذشت دامنه دار یهود و اعتنا به تحلیل قضایای گونه گون آنان مستلزم حصر عنوان (بنی اسرائیل) در آنها نیست، بلکه شامل مسیحیان نیز می شود.
اما سرّ اهمیت جریان یهود که بسیاری از آیات آینده شاهد آن است. اولاً، کثرت یهود در مدینه و ثانیاً، اقتدار اقتصادی و سیاسی آنان و ثالثاً، توطئه و عداوت و ارتباط مرموز آنها با مشرکان مکه و رابعاً، تأثیرگذاری آنان درباره اقلیت های مجاور دیگر، مانند نصاراست؛ زیرا اگر یهودیان در برابر اسلام خاضع می شدند نصارای مجاور زودتر تمکین می کردند و...
اما احتمال عدم حصر عنوان مزبور در یهود برای این است که اولاً، لفظ بنی اسرائیل صلاحیت شمول دارد. ثانیاً، انسجام آیات دامنه دار این سوره جریان نصارا را زیر پوشش خود قرار می دهد؛ زیرا در آیه 62 سخن نصارا و صائبان در کنار مؤمنان و یهودیان مطرح شده و طرح اسامی آنان بدون زمینه قبلی نبوده است. ثالثاً، در آیه 87 همین سوره سرگذشت حضرت مسیح و به دنبال آن در آیات 111 تا 113 تقابل محتکرانه یهود و نصارا طرح شده که هر کدام بهشت را برای خود احتکار کرده بودند و در آیه 120 عداوت مشترک یهود و نصارا نسبت به اسلام ارائه شده است. رابعاً، در آیه 122 عین آیه 47 تکرار شده است:
یا بنی اسرائیل اذکروا نعمتی التی أنعمت علیکم و أنّی فضّلتکم علی العالمین
که در آن جا حتماً شامل نصارا می شود؛ زیرا در آیه 120 یهود و نصارا در کنار هم یاد شده اند. خامساً، در مواردی از قرآن کریم عنوان بنی اسرائیل شامل هر دو قوم می شود؛ مانند:
انّ هذا القرءان یقصّ علی بنی اسرائیل أکثر الذی هم فیه یختلفون**سوره نمل، آیه 76؛ سوره جاثیه، آیه 16.***
که در این گونه آیات، اختصاص به یهود بدون شاهد است.
سادساً، گاهی عنوان (بنی اسرائیل) مخاطب حضرت مسیح قرار می گرفت؛ مانند:
و اذ قال عیسی بن مریم یا بنی اسرائیل انّی رسول اللَّه الیکم...**سوره صف، آیه 6.***
چنان که خداوند درباره مخاطبان مسیح علیه السلام نیز همین عنوان را به کار گرفته است: فامنت طائفة من بنی اسرائیل**سوره صف، آیه 14. ***غرض آن که، اهتمام به سرگذشت یهود غیر از اختصاص مفهومی عنوان (بنی اسرائیل) به آنهاست؛ چنان که از نظر سنت الهی، اصل مطلب به هیچ قوم و نژادی اختصاص ندارد.

تناسب آیات

ارتباط این آیه با آیات قبل، می تواند از این جهت باشد که از دو آیه گذشته:
فامّا یأتینّکم منّی هدی فمن تبع هدای فلا...* والذین کفروا و کذّبوا بایاتنا أولئک أصحاب النار... این قاعده به دست آمد که تابعان هدایت الهی اهل نجاتند و خوف و حزنی ندارند و کافران و مکذبان آیات الهی گرفتار آتش جهنم خواهند شد. آیه مورد بحث و آیات دیگر مربوط به قوم یهود، در حقیقت به منزله تطبیقی برای این قاعده است، تا در خلال این تطبیق، به یهود عصر نزول و ضمناً به امت اسلامی، فرجام و سرنوشت افراد یا ملتی را که از هدایت الهی پیروی نمی کنند گوشزد کند.
نیز می تواند از این لحاظ باشد که از قبیل ذکر خاص پس از عام است؛ زیرا از آیه یا أیّها الناس اعبدوا ربکم الذی خلقکم... تا آیه مورد بحث، مخاطب همه مردم بودند که با یادآوری نعمت هایی که به آنان ارزانی شده دعوت به عبادت ولیّ نعمت، یعنی پروردگار عالمیان شدند، اما در این آیه و آیات بعد مخاطب، خصوص قوم یهود عصر نزول هستند تا با یادآوری نعمت هایی که بر اجداد آنان ارزانی شد به عهد خداوند وفا کنند و با ایمان آوردن به رسول مکرم صلی الله علیه و آله تنها از خدا بترسند.