ترجمه تحریرالوسیله جلد اول

نویسنده : امام خمینی (ره)

مقدمه ناشر

با سپاس فراوان از ایزد منان که ما را یاری کرد تا بار دیگر اثری ارزنده به علاقمندان پارسی زبان تقدیم داریم. رساله تحریرالوسیله اثر حضرت آیةالله العظمی امام خمینی مدظله العالی رهبر کبیر انقلاب اسلامی که بحق یکی از بهترین رساله های عملیه عصر حاضر که متعرض همه ابواب فقه است و ترجمه آن مورد نیاز همه مقلدین فارسی معظم له میباشد.
اینک که جلد اول این کتاب شریف در اختیار علاقمندان قرار میگیرد امید است مورد توجه قرار گیرد و جلدهای بعدی که مجموعا چهار جلد میباشد به ترتیب در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت. لازم بتذکر است که این مهم به دست توانای دانشمند محترم جناب آقای موسوی همدانی که از فضلای حوزه علمیه قم میباشند انجام گرفته است و جا دارد از حجةالاسلام و المسلمین جناب آقای سید محمد ابطحی کاشانی دامت افاضاته که کار تصحیح و مقابله این اثر با متن عربی را با حوصله و دقت بپایان بردند تشکر و تقدیر و از خدای متعال طول عمر حضرت امام و قوفیق هر چه بیشتر مصحح و مترجم را مسئلت نمائیم.
در خاتمه از خوانندگان محترم فضلا و دانشمندان جهت بهتر انجام گرفتن چاپ جلدهای بعدی ما را از راهنمائی های خود بی نصیب نگذارند.
ناشر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله و الصلوه و السلام علی رسول الله و علی آله الا دلاء الی مرضات الله و اللعنه الدائمه علی اعدائدهم اعداءالله.
هنوز ترجمه تفسیر المیزان پایان نیافته بود که جمعهی از دوستان پیشنهاد کردند کتاب مستطاب تحریر الوسیله تالیف علامه بزرگوار و استاد عظیم الشان آیةالله فی الارضین امام خمینی ادام الله برکات وجوده را ترجمه کنم چون تنها رساله عملیه ایست که متعرض همه ابواب فقه شده است لذا از خود معظم له نظر خواهی کردم فرمودند کار خیر حاجت به نظر خواهی ندارد پس از اتمام ترجمه تفسیر مجددا دوستان مرا به شروع در این کار تشویق نمودند. اینک در آغاز این کار با توسل به خاندان وحی علیهم السلام و مخصوصا قائمشان روحی فداه از خدایتعال مسئلت دارم مرا در اتمام آن موفق بفرماید و آنرا ذخیره آخرتم قرار بدهد و هوالموفق و المعین.

در باب تقلید

باید دانست که بر هر مکلفی که بمرتبه اجتهاد نرسیده باشد واجب است در مسائل غیرضروری دین تقلید و یا احتیاط کند چه در عبادات و چه معاملات چه واجبات و چه محرمات چه مستحبات و چه مباحات البته اگر خواست احتیاط کند باید عارف به موارد احتیاط باشد و معلوم استکه جز افرادی انگشت شمار عارف به آن نیستند، بنابراین عمل عامی که آشنای بموارد احتیاط و طرف آن نیست بدون تقلید باطل است و تفصیل مسئله می آید.
مسأله 1 - قوی تر در نظر این استکه احتیاط کردن جائز است هر چند که مستلزم تکرار عمل باشد.
مسأله 2 - تقلید عبارت از این استکه عمل آدمی مستند به فتوای فقیهی معین بوده باشد و در دو مسئله بعدی نیز سخن درباره همین تقلید است، بله آنچه عمل را صحیح می کند صادر شدن آن با داشتن حجتی نظیر فتوی است هرچند عنوان تقلید بر آن صادق نباشد و بزودی خواهد آمد که صرف مطابق بودن عمل با فتوا در صحیح بودن آن کافی است.
مسأله 3 - مرجع تقلید باید عالم و مجتهد و عادل و پرهیزکار دردین خدا باشد بلکه نزدیکتر به احتیاط آنستکه علاوه براینها حرص بر مال و جاه دنیا و بر تحصیل آن نیز نباشد درحدیث شریف آمده: (از میانه فقهاء اگر کسی یافت شود که زمام نفس خود را مالک و برای دین خدا نگهبان و با هوای نفسش مخالف و نسبت به امر مولایش مطیع باشد مردم میتوانند از او تقلید کنند).
مسأله 4 - بعد از آنکه مکلف از مجتهدی زنده تقلید کرد میتواند به مجتهدی دیگر که مساوی با او است عدول نماید ولی اگر دومی از اولی برتری داشته باشد نزدیکتر به احتیاط آنستکه بگوئیم واجب است به او عدول کند.
مسأله 5 - بنابراین بر مکلف واجب استکه درصورت امکان از مجتهدی تقلید کند که اعلم از سایرین باشد همچنانکه جستجو کردنش برای تشخیص چنین فردی از بین سایر افراد نیز واجب است و اگر در زمانی دو مجتهد در علم برابر باشند و یا برتری یکی بر دیگری برای مکلف معلوم نشود مخیر است دراینکه از هر یک از آندو تقلید کند و اما اگر در همین فرض فردی معین از آندو با ورع تر و یا عادل تر از آندیگری باشد بهتر و به احتیاط نزدیکتر آنستکه بگوئیم مکلف او را انتخاب کند و اگر اعلم بودن مردد بین دو شخص باشد و مکلف احتمال دهد خصوص یکی از آندو اعلم از دیگری است بنابر احتیاط واجب تقلید از او متعین است.
مسأله 6 - اگر اعلم منحصر و مردد در دو شخص بود و تعیین وی ممکن نشد عمل به احتیاط و یا حداقل عمل بفتوائی از آندو که به احتیاط نزدیکتر باشد متعین است البته این درصورتی استکه احتیاط ممکن باشد و در صورت ممکن نشدن مکلف مخیر است از هر یک از آندو تقلید کند.
مسأله 7 - در خصوص مسئله وجوب تقلید اعلم بر مکلف عامی واجب است از اعلم تقلید کند اگر او آنرا واجب بداند نمیتواند در سایر مسائل از غیر اعلم تقلید کند و اما اگر واجب نداند یعنی تقلید از غیر اعلم را جائز بداند در آنصورت مکلف مخیر است بین تقلید همان اعلم و بین غیر او و اما اگر غیر اعلم فتوی دهد به اینکه تقلید اعلم واجب نیست مکلف نمی تواند این مسئله را از او تقلید کند ولی اگر همین غیر اعلم فتوی دهد به وجوب تقلید اعلم جائز است دراین مسئله از او تقلید کند لکن این نه از باب این استکه قول او حجت باشد بلکه از این جهت استکه عمل بر طبق فتوای او موافق احتیاط است.
مسأله 8 - اگر در مجتهد متساوی در علم باشند مکلف عامی درتقلید از هر یک مخیر است همچنانکه میتواند در بعضی از مسائل از این و دربعضی دیگر از آن تقلید کند.
مسأله 9 - بر ملف عامی واجب است درزمانیکه مشغول فحص و پیدا کردن مجتهد و یاتشخیص اعلم است اینکه به احتیاط عمل کند ودر فرض دوم که در حال جستجو از اعلم است کافی است فتوای چند مجتهد محتمل الا علمیه را بدست آورده در آنها احتیاط کند یعنی به آن فتوائی عمل کند که به احتیاط نزدیک باشد.
مسأله 10 - درمسائلی که فتوای غیر اعلم مطابق فتوای اعلم است و بلکه در مسائلی هم که نمیداند فتوای آندو مخالف یکدیگر است مکلف میتواند بفتوای غیر اعلم عمل کند.
مسأله 11 - اگر مجتهد اعلم در مسأله ای از مسائل فتوا نداشته باشد مکلف عامی می تواند بغیراعلم رجوع کند و نزدیکتر به احتیاط این استکه در بین افراد غیراعلم بآنکه از همه عالم تر است رجوع نماید.
مسأله 12 - اگر ازکسی تقلید کرده که اهلیت فتوی ندارد واجب است از او عدول کند و نیز اگر از غیر اعلم تقلید کرده بعد از آنکه ملتفت شد احتیاط واجب آنستکه به مجتهد اعلم عدول کند و همچنین اگراز اعلم تقلید می کرد و سپس دیگری اعلم از آن مجتهد شد نزدیک تر به احتیاط این استکه دراین فرض و درفرض قبلی بگوئیم در مسائلی که تفصیلا میداند فتوای آندو مخالف یکدیگر است به اعلم عدول کند (و اما اگر تفضیلا نمی داند که فتاوای آندو مخالف یکدیگر است عدول لازم نیست).
مسأله 13 - تقلید میت ابتدا جایزنیست بله اگر بعد از عمل کردن دربعضی از مسائل بفتوای مجتهد آن مجتهد وفات کرد جائز است در همه مسائل به تقلید از وی باقی بماند و نیز می تواند به مجتهد زنده اعلم رجوع کند و این به احتیاط نزدیکتر است و اگر رجوع کرد بنابر احتیاط واجب دیگرنمیتواند بفتوای میت برگردد و نیز نمی تواند به مجتهد زنده دیگر رجوع کند مگر آنکه دومی اعلم باشد که دراینصورت احتیاط واجب آنستکه از دومی تقلید کند و در خصوص مسئله جواز بقاء برتقلید میت باید از مجتهد زنده تقلید کند که اگر بدون اجازه مجتهد زنده ایکه بقاء را جائز می داند باقی بماند عمل او مانند عمل کسی استکه اصلا تقلید نکرده.
مسأله 14 - اگرمکلف ازمجتهدی تقلید کند و سپس آن مجتهد از دنیا برود آنگاه از مجتهدی دیگر تقلید کند او نیز از دنیا برود و بناچار در مسئله بقاء بر تقلید میت از مجتهد سوم تقلید کند اگر فتوای او این باشد که بقاء واجب است بر تقلید مجتهد اول باقی میماند و اگر فتوایش این باشد که بقاء جایز است مکلف مخیر است بین بقاء بر تقلید مجتهد دوم و بین رجوع بمجتهد زنده.
مسأله 15 - کسیکه از طرف مجتهدی وکیل و یا مأذون در تصرف در اوقاف یا وصیت ها و یا تصرف در اموال افراد قاصراست با مرگ آن مجتهد منعزل می شود (و وکالت و اذنی که داشت باطل می گردد) و اما اگر از ناحیه او منصوب بوده باشد مثلا مجتهد او را به تولیت اوقافی نصب و یا وی را قیم بر فردی قاصر کرده باشد بعید نیست بگوئیم با مرگ مجتهد منعزل نمی شود لکن سزوار آن است که احتیاط کند یعنی از مجتهد زنده اجازه و یا نصبی جدید تحصیل نماید.
مسأله 16 - اگر به فتوای مجتهدی که از او تقلید می کرده عبادتی یا معامله ای یا ایقاعی (نظیر طلاق) انجام داده سپس آن مجتهد از دنیا رفت و به تقلید مجتهدی دیگردرآمد که آن عمل را باطل میداند می تواند در آنچه کرده بنا را برصحت بگذارد و اعاده آن عمل واجب نیست لکن اعمالی که بعدا انجام میدهد باید مطابق فتوای مجتهد دوم باشد.
مسأله 17 - اگراز مجتهدی قبل از تحقیق از اینکه آیا جامع شرایط هست یا نه تقلید کند وسپس درجامع شرائط بودنش شک نماید واجب است تحقیق کند و همچنین اگر به جامع الشرائط بودن وی یقین داشته سپس بشک افتاده که آیا درابتداء جامع بود یا نه احتیاط واجب آنستکه از حال او فحص و تحقیق کند اما درصورتیکه جامع الشرائط بودن او را احراز کرده و سپس شک کند دراینکه چیزی از آن شرائط نظیر عدالت و اجتهاد از وی زایل شده یا نه فحص واجب نیست و می تواند بنا بگذارد بر اینکه مجتهدش بر حال اول باقی است.
مسأله 18 - اگر حالتی بر مجتهد عارض شود که باعث از دست دادن بعضی از شرائط گردد مثلا فاسق یا دیوانه شود و یا دچار فراموشی گردد واجب است ازمجتهد دیگر که جامع شرائط باشد تقلید کند و جایز نیست بر تقلید او باقی بماند همچنانکه اگر مدتی از کسی که جامع شرائط نبوده تقلید کرده باشد مثل کسی است که اصلا تقلید نکرده و حکم او حکم جاهل قاصر و یا مقصر است که بعدا می آید.
مسأله 19 - اجتهاد مجتهد از راه آزمایش و بوسیله شیوعی که علم آور باشد و به شهادت دو نفر عادل از اهل خبره ثابت می شود و راه ثابت شدن اعلمیت نیزهمین ها است و جائز نیست از کسی تقلید کند که هنوز یقین نکرده به اینکه او بمرتبه اجتهاد رسیده هرچند که از اهل علم باشد همچنانکه بر غیرمجتهد واجب است که یا تقلید کند و یا احتیاط هرچند که خودش ازاهل علم و حتی قریب به اجتهاد باشد.
مسأله 20 - عمل جاهل مقصر ملتفت بدون تقلید باطل است مگر آنکه هرچه می کرده به امید درک واقع کرده باشد و مطابق واقع و یا مطابق فتوای مجتهدی هم که تقلید از او جائز است انجام داده باشد و همچنین عمل جاهل قاصر و یا مقصر غافل اگر قصد قربت داشته صحیح است بشرطی که مطابق با واقع و یا با فتوای مجتهدی باشد که تقلید از او جائز است.
مسأله 21 - راه بدست آوردن فتوای مجتهد یکی از سه چیز است:
اول - شنیدن فتوی از خود او.
دوم اینکه دو شاهد عادل و یا یک شاهد عادل از خود او و یا از رساله او نقل کنند - البته بشرطی که رساله اش مأمون ازغلط باشد - بلکه علی الظاهر نقل یک نفرغیر عادل نیز در صورتیکه مورد وثوق باشد و نقلش اطمینان آور باشد کافی است.
سوم رجوع خود مکلف به رساله اوست در صورتی که رساله اش مأمون از غلط باشد.
مسأله 22 - اگر ناقلین فتوای مجتهد در نقل اختلاف کنند اقوی این است که درهرحال تساقط می کنند یعنی به نقل هیچیک اعتماد نمی شود چه اینکه هر دو طرف در وثاقت مساوی باشند و یا نباشند و در چنین وضعی اگر مکلف نتواند به مجتهد و یا به رساله او رجوع کند باید از بین آندو فتوا فتوائیکه به احتیاط نزدیکتر است را بگیرد و یا خود مطابق احتیاط عمل نماید هر چند مطابق هیچیک از آن دو فتوی نباشد.
مسأله 23 - واجب است یاد گرفتن مسائل شک و سهو و سایر مسائلی که غالبا مورد ابتلاء واقع می شود مگر آنکه مکلف از خود اطمینان داشته باشد که آن مسائل برایش پیش نمی آید همچنانکه واجب است یاد گرفتن اجزاء عبادات و شرائط و موانع ومقدمات آن بله اگر بطور اجمال یقین داشته باشد به اینکه عملش دارای همه اجزاء و شرائط و فاقد همه موانع هست عملش صحیح است هر چند که بطور تفصیل آگاهی به آنها نداشته باشد.
مسأله 24 - مکلفی که میداند مدتی عبادتش بدون تقلید بوده ولی مقدار آنرا نمی داند اگر میداند چگونه عبادت کرده و آنچه کرده با فتوای مجتهدی که امروز به او رجوع کرده و یا مجتهدیکه آنروز می بایست باو رجوع می کرد مطابق است چیزی بر او نیست و در غیر اینصورت باید اعمال سابق خود را بمقداری که یقین دارد ذمه اش به آن مشغول است قضاء کند هرچند که احتیاط مستحب آنستکه آنقدر اعمال خود را قضاء کند که یقین کند ذمه اش بری شده است.
مسأله 25 - مکلفی که اعمال گذشته اش با تقلید بوده ولی نمی داند تقلیدش صحیح بوده یا فاسد بنا را برصحت می گذارد.
مسأله 26 - اگربعد از آنکه مدتی از بلوغ مکلف گذشته شک کند در اینکه اعمالش مستند به تقلیدی صحیح بوده یا نه بنا را بر صحت بگذارد ولی برای اعمال بعد باید تقلید صحیح کند.
مسأله 27 - عدالت که درمفتی و قاضی معتبر است بچند طریق ثابت می شود یکی شهادت دو شاهد عادل و دیگر از راه معاشرتیکه مکلف به عدالت او یقین و یا حداقل اطمینان حاصل کند و سوم شیاعی استکه برای مکلف یقین آور باشد بلکه بوسیله حسن ظاهر و مواظبت بر شرعیات و طاعات و حضور در جماعات و امثال آن نیز شناخته میشود و ظاهر این استکه حسن ظاهر کاشف تعبدی است به این معنا که شارع علیه السلام آنرا راه تشخیص دانسته هر چند از آن برای مکلف ظن یا علم بعدالت حاصل نشود.
مسأله 28 - عدالت عبارت است از داشتن ملکه راسخه ای درنفس که آدمی را وادار می کند به ملازمت تقوی یعنی ترک محرمات و فعل واجبات.
مسأله 29 حکم عدالت با ارتکاب هریک از گناهان کبیره و یا اصرار برگناهان صغیره ازبین می رود بلکه احتیاط آنستکه بگوئیم با ارتکاب هر یک از گناهان صغیره نیز ازبین می رود و با توجه به این حکم برمیگردد بشرطیکه ملکه عدالت که درمسئله گذشته ذکر شد باقی باشد.
مسأله 30 - اگر کسی فتوای مجتهد را برای فرد یا افرادی بطور نادرست نقل کند باید به همه کسانیکه از او یاد گرفته اند اعلام نماید.
مسأله 31 - اگر برای مکلف دربین نماز مسئله ای پیش آید که حکمش رانمی داند و آگاه شدن از آن برایش ممکن نیست بنا را بر یکی از دو طرف احتمال می گذارد بقصد اینکه بعد از نماز حکم را بپرسد و اگر آنچه انجام داده خلاف دستور بوده دوباره نمازش را بخواند که اگر چنین کند و بعد از نماز معلوم شود آنچه کرده مطابق دستور بوده نمازش صحیح است.
مسأله 32 - کسیکه از طرف غیر برای انجام کاری از قبیل اجرای عقد و یا ایقاع یا پرداخت خمس و یا زکات و یا کفاره و یا کار دیگر نظیر اینها وکیل شده واجب است بر او که آن عمل را مطابق تقلید موکل خود انجام دهد نه تقلید خودش البته این درصورتی است که فتوای مجتهد او با فتوای مجتهد موکل مختلف باشد و اما اگر از ناحیه وصی و یا ولی اجیر شده باشد که مثلا نماز و یا عبادتی نظیر آن را به نیابت از میت انجام دهد اقوی این است که باید مراعات تقلید خود را بنماید نه تقلید میت و نه تقلید وصی ویا ولی را و همچنین اگر شخص وصی بخواهد خودش وصیت میت را تبرعا و یا در مقابل گرفتن اجرت انجام دهد بر او نیز واجب است مراعات تقلید خود را بکند نه تقلید میت را و همچنین است ولی.
مسأله 33 - اگر بین دو نفر معامله ای واقع شد که یکی از آندو از کسی تقلید می کند که آن معامله را باطل می داند و دیگری از کسیکه آنرا صحیح میداندد بر هر یک از آندو واجب است فتوای مجتهد خود را مراعات کندد و اگر بین دو نفر مقلد نزاعی واقع شد باید مرافعه را نزد یکی از دو مجتهدیکه طرفین از آنها تقلید می کنند و یا نزد مجتهدی ثالث ببرندتا او طبق فتوای خود بین آندو حکم کند که این حکم بر هر دو طرف نافذ است و همچنین است حال در جائیکه ایقاعی مربوط به دو طرف واقع شده باشد مثلا طلاقی یا عتقی و یا نظیر آندو.
مسأله 34 - احتیاط مطلقیکه در مقام فتوی آمده باشد بدون آنکه قبل از آن و یا بعد از آن فتوائی برخلافش باشد ترک آن جائز نیست بلکه واجب است یا به آن عمل شود و یا بغیر رجوع شود البته بارعایت الا علم فالاعلم و اگر در رساله عملیه احتیاط بعد از فتوای برخلافش آمده باشد مثلا مجتهد بعد از دادن فتوی فرموده باشد: (هر چند احوط این استکه چنین و چنان کند) و یا احتیاط قبل از فتوای برخلاف آمده باشد مثلا فرموده باشد: (احوط این استکه مکلف چنین کند هرچند که اقوی چنان است) و یا فرموده باشد: (احوط این استکه چنین کند هر چند که حکم چنان است) و یا احتیاط همراه با قرینه ای آورده باشد که می فهماند احتیاط نامبرده مستحبی است مثل اینکه فرموده باشد: (بهتر و به احتیاط نزدیکتر این است که چنین کند) دراین سه مورد ترک احتیاط جائز است.

کتاب الطهارت

(فصل اول در آبها)
آب یا مطلق است (یعنی به آن آب تنها گفته میشود) و یا مضاف است (یعنی آنرا به چیزی نسبت میدهند) مانند آب هندوانه و آب انار و یا با چیزی ممزوج شده بطوریکه دیگر از اینکه کلمه (آب) بر آن صدق کند خارج گشته مانند آب شکر یا آب نمک و امثال آن و آب مطلق چند قسم است یکی آب جاری و دیگری آبیکه از زمین می جوشد ولی جاری نمی شود و سوم آب چاه و چهارم آب باران و پنجم آبی که (چون آب حوض) درجائی ایستاده باشد و آنرا راکد گویند.
مسأله 1 - آب مضاف خود بخود پاک است ولی شی ء نجسی را پاک نمیکند و نیز حدث را برطرف نمیسازد و اگربا نجاستی برخورد کند همه اش نجس میشود هرچند که بمقدار هزار کر باشد بلکه در صورتیکه از بالا بپائین بریزد ولو بطور عمودی نباشد لکن در جریان افقیش شدت داشته باشد وقسمت پائین آن با نجاستی برخورد کند همان محل برخورد و پائین تر از آن نجس میشود و نجاست به قسمت بالای آب سرایت نمیکند.
مسأله 2 - آب مطلق بصرف بخار شدن و بالارفتن مضاف نمیشود (پس آبیکه از بخار آب مطلق بدست می آید آب مطلق است) بله اگر چیزی مانند گل خشبوبا آن مخلوط شود و هنگام بخار شدن یا بخار بالا برود گاهی آب حاصل از مطلق است مانند آب مضاف تبخیر شده و در بعضی موارد مضاف است مانند گلاب تبخیر شده که بعد از تبخیر نیز گلاب است پس معیار در مطلق بودن یا مضاف بودن آب تبخیر شده حال اجتمال قطرات بعد از تبخیر است که بسا میشود بعد از جمع کردن مطلق باشد و یا میشود که مضاف باشد.
مسأله 3 - اگر درباره مایعی شک شود در اینکه آیا آب مطلق است یا مضاف اگر حالت قبل از شک معلوم باشد که مطلق بوده یا مضاف بنا را بر همان حالت می گذارد مگر در بعضی از فرضها مثل مواردیکه شبهه در مفهوم آن مایع باشد و بخاطر نامعلوم بودن مفهوم دربقاء موضوع شک کند (مثل اینکه جوهری رنگی درآب ریخته شده باشد درحدیکه آب را تیره کرده باشد و ما ندانیم آیا به آن آب تیره می گویند ویا آب جوهر).
و اگر حالت سابقه آنرا نمیدانند که چه بوده آن آب نه حدث را بر طرف می سازد و نه نجاستی را پاک می کند و اگر به نجاستی برخورد کند در صورتیکه کمتر از کر باشد قطعا نجس می شود و اما اگر بمقدار کر باشد ظاهرا محکوم بطهارت است.
مسأله 4 - همه اقسام آب مطلق وقتی درملاقات با نجاسات نجس می شود که یکی ازاوصافش یعنی رنگ یا بوی و یا طعمش تغییر کند و اما اگر این دگرگونی اوصاف بخاطر ملاقات نباشد بلکه بخاطر مجاورت باشد متجنس نمیشود مثل آبی سالم که نزدیک مرداری قرار گرفته باشد و در نتیجه بوی مردار بردارد بله اگر مردار بیرون آب افتاده و جرئی از آن در آب قرار گرفته باشد و آنگاه آب از آن جزء و از اجزاء خارج مردار متعفن شده باشد آن آب متنجس است.
مسأله 5 - شرط است در نجس شدن آب متغیر اینکه با اوصاف نجاست متغیر شده باشد نه با اوصاف متنجس پس اگررنگ آبی کثیراز قبیل کر و یا جاری و امثال آن بخاطر افتادن جامه ای متنجس که رنگ می دهد در آن مثلا قرمز شود نجس میشود.
مسأله 6 - معیار در مسأله فوق صرف متغیر شدن اوصاف سه گانه آب بوسیله نجاست است هرچند اوصافیکه آب بخود گرفته مطابق اوصاف نجس نباشد مثلا با ریختن خون در آب رنگ آب قرمز نشود بلکه زرد شود این نیز تغیر است و آب رانجس می کند.
مسأله 7 - اگر چیزی نجس شود و به اوصاف نجس متغیر گردد آنگاه در آبی معتصم - کر و یا جاری و امثال آن - ریخته شود آن آب نجس نمی شود مثلا مرداری در آبی بیفتد و آنرا متغیر کند و سپس آن آب را بعد از برون شدن مردار در حوضی کر بریزند و حوض کر نیزبا تغیر آن متغیر گردد و بوی آنرا بگیرد نجس نمیشود بله وقتی نجس می شود که آب نجس شده اجزائی از نجس را با خود داشته باشد و حوض کر بوسیله آن اجزاء دگرگون شود.
مسأله 8 - آب جاری عبارتست از آبی که از زمین بجوشد و جاری شود و چنین آبی چه کم باشد و چه زیاد با برخورد با نجس نجس نمیشودآبی هم که از زمین می جوشد ولی جاری نمی شود - مانند بعضی چشمه ها و نیز مانند چاه - حکم جاری را دارد و در نتیجه با برخورد با نجس نجس نمیشود مگر آنکه یکی از اوصاف سه گانه اش تغییر کند.
مسأله 9 - آب راکدی که متصل به آب جاری است حکمش همان حکم جاری است و بنابراین گودالیکه بوسیله ساقیه (نهر کوچک) و نظیر آن (نظیر لوله) متصل به نهر است حکم نهر را دارد و همچنین اطراف نهر هر چند آب آن ها جریان نداشته باشد.
مسأله 10 - آب جاری و آنچه گفتیم در حکم جاری است اگر بخاطر تغیر نجس شده باشد یا برطرف شدن تغیرش و آمیخته شدنش با آب معتصم پاک میشود چه اینکه خود بخود بحال طبیعی برگردد و چه بوسیله علاج.
مسأله 11 - آب راکد کمتر از کر اگر ماده (منبع) نداشته باشد یا برخورد به نجس متنجس میشود چه اینکه وارد برنجس شود و چه اینکه نجس وارد بر آن شود و اگر همین آب متنجس با آبی معتصم مانند جاری و کر و آب باران ممزوج شود پاک می گردد و در اینکه صرف اتصال کافی است و یا باید ممزوج بشود اقوی این استکه بصرف اتصال و بدون امتزاج اکتفاءنشود.
مسأله 12 - آب قلیلی که شک بشود در اینکه منبع دارد یا نه اگر درسابق منبع داشته و فعلا شک دراین استکه ایا اتصالش با آن منبع قطع شده یا نه باید بناء را بر حالت قبلی بگذارد (و بگوید هنوز اتصال برقرار است) و اگر در سابق منبع نداشته حکم به اتصال نمی کند ولکن در عین حال اگر به نجاست برخورد کند حکم به نجاستش نمیکند بلکه بنا بر احتمال قوی تر حکم بطهارت آن میکند.
مسأله 13 - آب راکد اگر به حد کر برسد یا برخوردش به نجس متنجس نمی شود مگر آنکه همه اش متغیر شود و اما اگر یک طرف آن متغیر شده باشد در صورتیکه باقیمانده مقدار کمی باشد آن باقیمانده پاک است و قسمت متغیرش نجس است که اگر با ممزوج شدن با قسمت باقیمانده تغیرش برطرف شود نیز پاک میشود و اگر باقی مانده کمتر از کر باشد همه اش نجس می شود.
مسأله 14 برای کر دو قسم تقدیر - و تعیین مقدار - هست یکی به حسب وزن که عبارتست از هزار و دویست رطل عراقی که هر رطل آن برحسب حقه ی کربلای معلا و نجف اشرف - یعنی نهصد و سی و سه مثقال و ثلث مثقال - عبارتست از هشتاد و پنج حقه و سه هشتم آن و برحسب حق بقالی به اضافه دو مثقال و نیم صیرفی و بحسب حقه اسلامبولی که دویست و هشتاد مثقال است - عبارت می شود از دویست و نود و دو حقه و نیم و بحسب من شاهی - که هزار و دویست و هشتاد مثقال است - عبارت میشود از شصت و چهار من الا بیست مثقال و بحسب من تبریزی میشود صد و بیست و هشت من الا بیست مثقال و بحسب من بمبئی - که چهل سیر و هر یک سیرش هفتاد مثقال است - عبارت میشود از بیست و نه و یک چهارم من و بحسب کیلوی متفاوت تقریبا میشود سیصدو هفتاد و هفت کیلو و چهار صد و نوزده گرام.
قسم دوم اندازه گیری بحسب مساحت است و آن بنا بر احتیاط عبارتست از جمعی بالغ بر سی و چهار وجب الا یک هشتم آن بلکه این نظریه خالی از قوت نیست.
مسأله 15 - آبیکه کر بودنش مشکوک است اگر حالت سابقه آن معلوم است بنا برهمان حالت می گذارند (مثلا اگر قبلا کر بوده و مکلف شک دارد آیا از کر کمتر شده یا نه باید بگوید هنوز کر است و همچنین عکس این صورت) و اگر حالت سابقه آن معلوم نیست اقوی این استکه با برخوردش به نجاست متنجس نمیشود و در عین حال سایر احکام کر بر آن جاری نیست (مثلا چیز نجس با ملاقات با آن پاک نمی شود.
مسأله 16 - درصورتیکه آبی کمتر از کر بحد کر برسد از سوی دیگر مکلف یقین کند که این آب به نجاست برخورده لکن نداندبرخورد قبل از آن به حد کر بوده یا بعد از آن حکم بطهارت آن آب می شود مگر آنکه زمان برخورد را بداند و زمان رسیدن آب به حد کر را نداند و اما اگر آب قبلا کر بوده و سپس قلیل شده که دراینصورت اگر یقین به برخوردش با نجاست دارد ولی نمی داند ملاقات قبل از قلیل شدن کر بوده یا بعد از آن ظاهر این استکه حکم بطهارت آب می شود هر چند که تاریخ قلیل شدن آب را بداند و تاریخ ملاقات را نداند.
مسأله 17 - آب باران در حال باریدنش از آسمان مانند آب جاری است یعنی مادامیکه رنگ و یا بوی و یا طعم نجس بخود نگرفته نجس نمی شود و احتیاط آنستکه بمقداری باشد که اگر درزمین سخت می بارید جاری می شد هرچند که اکتفا به صدق اطلاق کلمه (باران) بر آن خالی از قوت نیست.
مسأله 18 - منظور از آب بارانیکه گفتیم جز با دگرگون شدن اوصافش نجس نمی شود هم قطرات باران و هم آبی است که باریده و در نقطه ای جمع شده و ریزش باران بر آن ادامه دارد و همچنین است آب جمع شده دیگری که باران بر آن نمی بارد ولی متصل است بمحلی که باران بر آن می بارد بنابراین آب بارانیکه از ناودان به نقطه ای مانند زیر سقف می ریزد در حال ریزش باران حکم آبی را دارد که در پشت بام جمع شده و باران بر آن می بارد.
مسأله 19 - باران هرچیز متنجس شده را بشرطیکه قابل تطهیر با آب باشد پاک می کند مانند آب متنجس و زمین و فرش و ظرفیکه نجس شده لکن در خصوص آب متنجس آنچه بنظر قوی تر این استکه ممزوج شدن آب باران با آن معتبر است و درفرش و امثال آن احتیاج به فشار دادن (و غساله گرفتن) ونیز احتیاج به تعدد ندارد بلکه در ظرفها نیز نیازی به تعدد نیست بله اگر ظرفها به لعاب دهان سگ متنجس و آلوده شده باشد باید اول خاک مال شود و سپس درزیر باران قرار گیرد که در اینصورت همینکه باران بر آن بارید پاک می شود و بدون اینکه احتیاج به تعدد داشته باشد.
مسأله 20 - لحاف و تشک و فرش و امثال اینها اگر نجس شود در صورتی با آب باران پاک می شود که باران همه جای آن یعنی ظاهر و درون آن را فراگیرد و اگر یک قسمت ازآن را فرا گرفته باشد تنها همان قسمت پاک می شود و نیز اگر تنها ظاهرآن را فراگرفته باشد و بباطن آن نفوذ نکرده باشد تنها همان ظاهرش پاک میشود.
مسأله 21 - اگر پشت بام نجس شده باشد و آب باران در آن نفوذ نموده بداخل خانه بچکد آن قطرات مادام که باران بند نیامده پاک است هرچند که عین نجاست بر بالای بام موجود باشد و قطراتی که می چکد از آن عین نجس عبور کرده باشد و همچنین چکه هائی که در فرض قبلی بعد از بند آمدن باران می چکد و احتمال داده شود که این از آبی است که درهنگام بارش در اعماق سقف ذخیره شده و یا احتمال دهد این قطرات بعد از بند آمدن باران به عین نجس و چیزی که متنجس به آن شده برنخورده و اما اگربداند که این قطرات همان آبی است که بعد ازبند آمدن باران بعین نجس ویا متنجس به آن برخورده نجس میباشد.
مسأله 22 - آب راکدی که نجس شده باباریدن باران بر آن ممزوج شدنش با آن پاک می شود همچنانکه با متصل شدنش به آب معتصم (نجاست ناپذیر) مانند آب کر و جاری و ممزوج شدنش با آن پاک می گردد و لازم نیست چگونگی خاصی دراتصال رعایت شود بلکه معیار مطلق اتصال است هرچند بوسیله لوله و سوراخی باشد که آندو را بهم مرتبط کند همچنانکه بالاتر بودن آب معتصم از آب نجس و با هم سطح بودن آندو لازم نیست بله اگر آب نجس از بالا بر روی آب معتصم بریزد این اتصال کافی نیست و آب بالا را پاک نمی کند.
مسأله 23 - آبی که دروضوء استعمال می شود بدون اشکال پاک است و حدث و خبت را برطرف می سازد (یعنی هم میتوان دوباره با آن غسل کرد و وضوء گرفت و هم چیزنجس را با آن تطهیر کرد) همچنانکه آبی که در غسل استعمال می شود طاهر و مطهر از نجاست و بلکه اقوی آنست برطرف کننده حدث نیز هست.
مسأله 24 - آبی که در برطرف کردن نجاست استعمال میشود و آن را غساله گویند مطلقا نجس است چه غساله اول باشد و چه دوم.
مسأله 25 - آبی که درتطهیر محل بول یا غایط استعمال می شود پاک است در صورتی که یکی از اوصاف آن یعنی طعم و بوی و رنگش دگرگون نشده باشد و اجزاء مشخصی از غایط در آن دیده نشود و نیزنجاست از مجرای متعارف خود تجاوز فاحش نکرده باشد بطوری که عرف آب آن را آب استنجاء نداند و نیز لازم است نجاست خارجی به آن نرسیده باشد.
پس اگربول و یا با غائط نجاست دیگری مانند خون از مجرا خارج شود آن آب نجس است حتی اگر آن خون جزئی از بول و یا غائط شمرده شود بنابر احتیاط آب استنجاء آن پاک نیست.
مسأله 26 - درپاک بودن آب استنجاء شرط نیست که اول آب بر محل ریخته شود و سپس دست بر آن بگذارد هرچند که این احوط است.
مسأله 27 - اگر نجسی بین چند چیز محصور مشتبه شود (مثل اینکه یک ظرف نجسی در بین ده ظرف گم شود) واجب است از همه آن ده ظرف اجتناب شود و اگر چیزی دیگر بیکی از این ظرفها برخورد نماید اگرحالت سابقه آن ظرف نجاست بوده بنابر احتیاط اگر نگوئیم اقوی حکم به نجاست آن چیز می شود و اگر حالت سابقه اش نجاست نبوده باید بین فرض هائی که دارد تفصیل داد.
مسأله 28 - اگر مایع یک از دوظرفی که مشتبه شده ریخته شود باز هم واجب است از آن ظرف دیگر اجتناب شود.