هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 998 : رنگ سگ اصحاب کهف!

صاحب مناقب العارفین - شمس الدین احمد افلاکی - می نویسد: عزیزی از پنهانیان حق روایت چنان کرد که روزی حضرت مولانا ( جلال الدین رومی) در کنار خندق قلعه ایستاده بود. مگر فقیهی چند از مدرسه قره طایی بیرون آمده از سر امتحان سؤال کردند که رنگ اصحاب الکهف** درباره موضوع سگ اصحاب کهف، ر. ک: کهف / 18، 22.*** چگونه بود؟ (مولانا) فرمود: که زرد بود. زیرا که عاشق بود و همیشه رنگ عاشقان زرد باشد چنانک من.
(فقیهان) سر نهادند و مرید شدند.** ر. ک: مناقب العارفین 1 / 292 - 291.***
من از بینوایی نِیَم روی زرد - غم عاشقی روی من زرد کرد

حکایت 999 : تو زقرآن ای پسر ظاهر مَبین

حرف قرآن را بدان که ظاهریست - زیر ظاهر باطنی بس قاهریست
زیر آن باطن یکی بطن سوم - که درو گردد خردها جمله گم
بطن چارم از نُبی** نبی، نوی، نُپی: قرآن.*** خود کس ندید - جز خدای بی نظیر بی ندید** ندید: شبیه، نظیر، همتا.***
تو ز قرآن ای پسر ظاهر مبین - دیو آدم را نبیند جز که طین** طین: گل.***
ظاهر قرآن چو شخص آدمیست - که نقوشش ظاهر و جانش خفیست
مرد را صد سال عم** عم: عمو.*** و خال** خال: دایی.*** او - یک سر مویی نبیند حال او** ر. ک: مثنوی معنوی 1 / 517 - 516، دفتر سوم.***

حکایت 1000: موسی و پنج دشمن خطرناک

شمس الدین احمد افلاکی در مناقب العارفین می نویسد: منقول است که روزی یاران از انکار حُساد و طعن اضداد شکایت کردند مولانا ( جلال الدین رومی) فرمود: که حضرت موسی را علیه السلام پنج کس بس مهیب گر بز دشمنی کردند و او تحمل نمود و صبرها کرد عاقبةالامر حق تعالی هر پنج را بیخ از زمانه بریده، مقهور موسی گردانید و او را بر همه منصور کرد. از آن ها یکی قارون بود، به قوت مال بی ادبی می کرد. فَخَسفنا بِه بِدارِهِ الاَرضَ** قصص / 81، ترجمه: سپس ما او ( قارون) و خانه اش را در زمین فرو بردیم.
الجمله اشارتی به دین موضوع شده است.*** به خَسف هلاک شد دوم سامری بود. به علم، مناظره نموده، به قَذف** عرض می کنم اگر به جای قذف، نسف می فرمود به دو جهت شاید بهتر می بود یکی به جهت هموزن بودن با خسف که قبلا فرمود و دیگری به جهت متابعت از تعبیر قرآن.*** مبتلا گشت.** اشاره به آیه 97، سوره مبارکه طه.*** سوم، بلعم (باعورا) بود به زهد خود می نازید، به رنج مسخ مبتلا شد فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الکَلبِ** اعراف/ 176، ترجمه: مثَل او ( بَلعَم باعورا) همچون سگ (هار) است.*** سگ در او شد. چهارم، عوج بن عُتُق** عوج بن عوق، نام مردی طویل القامت بوده که در زمان آدم علیه السلام به وجود آمد و تا زمان موسی علیه السلام بزیست. موسی علیه السلام عصای خود را بر کعب ( شانه) او زد بیفتاد و بمرد... آن چه در میان مردم با عنوان عوج بن عنق مشهور شده خطا است صحیح آن عوج بن عوق است. ر. ک: مناقب العارفین 1 / 545، به نقل از غیاث / 306، ترجمه قاموس به زبان ترکی 1 / 800.*** به قوت و لَمتُری لجاج می کرد، در دست او هلاک شد. پنجم، فرعون لعین، به مصر و اَنهار او مفاخرت می نمود** اشاره به آیه وَ نادی فِرعَونُ فی قَومِه قالَ یا قَومِ اَلَیسَ لی مُلکُ مِصرَ و هذهِ الاَنهارُ تَجری مِن تحتی اَفَلا تُبصِرُونَ زخرف/ 51، ترجمه: فرعون در میان قوم خود ندا داد و گفت: ای قوم من! آیا حکومت مصر از آن من نیست و این نهرها تحت فرمان من جریان ندارد؟! آیا نمی بینید؟!*** و لشکرکشی می کرد در همان غرقه گشته به لشکرکشی او هلاک شد. **اشاره به آیه 90 سوره مبارکه یونس. و نیز می تواند اشاره داشته باشد به: بقره/ 50، انفال / 54، شعرآء/ 66، عنکبوت / 40، اسرآء/ 103، اعراف/ 136، زخرف / 55، دُخان/ 24.*** و همچنین دشمنان انبیا و اولیا تا روز قیامت در کارند و کم نیستند و امتحان در امتحان باقی است ذالِکَ تَقدِیرُ العَزیزَ العَلیمِ.** انعام/ 96، یس / 38، فصلت / 12، ترجمه: این تقدیر خداوند توانای تواناست.***
امتحان در امتحان است ای پسر - هر که گوید من شدم سرهنگ در
پس به هر دَوری ولیِّ قایم است - تا قیامت آزمایش دایم است
قول اءن من اُمَّة را یاد گیر - تا به الا و خلا فیها نذیر** ر. ک: مناقب العارفین 1 / 546 - 545. نکته: بیت سوم اشاره است به این آیه: وَ اءنْ مِن اُمَّة الّا خَلا فیها نُذیرٌ فاطر / 24، ترجمه: و هر امتی در گذشته انذار کننده ای داشته است.***