هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

بخش بیست و دوم: گوناگون

مختلف الوانُهُ کُذلِکَ.
فاطر / 28.

حکایت 961: شنیدن شیون شیطان

امیر بیان حضرت امیرالمؤمنین امام علی بن ابی طالب - علیه صلوات الله الملک الغالب - در کتاب شریف نهج البلاغه در اواخر خطبه ای طولانی که قاصعه))** این خطبه را قاصعه یعنی تحقیر کننده نامیدند زیرا حضرت در آن ارزش های جاهلی را کوچک و خوار شمرد. خطبه قاصعه از طولانی ترین سخنرانی های امام علیه السلام است که در سال چهل قمری در حالی که سوار بر اسب بود ایرد فرمود.*** نامیده می شود، می فرمایند:
من در خردسالی، بزرگان عرب را به خاک افکندم، و شجاعان دو قبیله معروف ربیعه و مضر را درهم شکستم. شما موقعیت مرا نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خویشاوندی نزدیک، در مقام و منزلت ویژه می دانید. پیامبر مرا در اتاق خویش می نشاند، در حالی که کودک بودم مرا در آغوش خود می گرفت، و در استراحتگاه مخصوص خود می خوابانید، بدنش را به بدن من می چسباند، و بوی پاکیزه خود را به من می بویاند، و گاهی غذایی را لقمه لقمه در دهانم می گذارد.
هرگز دروغی در گفتار من، و اشتباهی در کردارم نیافت. از همان لحظه ای که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را از شیر گرفتند، خداوند بزرگترین فرشته ( جبرئیل) خود را مأمور تربیت پیامبر کرد تا شب و روز، او را به راه های بزرگواری و راستی و اخلاق نیکو راهنمایی کند، و من همواره با پیامبر بودم چونان فرزند که همواره با مادر است، پیامبر هر روز نشانه تازه ای از اخلاق نیکو را برایم آشکار می فرمود، و به من فرمان می داد که به او اقتداء نمایم. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چند ماه از سال را در غار حراء می گذراند، تنها من او را مشاهده می کردم، و کسی جز من او را نمی دید. در آن روزها، در هیچ خانه مسلمانی راه نیافت جز خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که خدیجه هم در آن بود و من سومین آنان بودم من نور وحی و رسالت را می دیدم، و بوی نبوت را می بوییدم. من هنگامی که وحی بر پیامبر فرود می آمد، ناله شیطان را شنیدم، گفتم: ای رسول خدا، این ناله کیست؟ گفت: شیطان است که از پرستش خویش مأیوس گردید و فرمود: علی! تو آنچه را من می شنوم، می شنوی، و آنچه را که من می بینم، می بینی، جز اینکه تو پیامبر نیستی، بلکه وزیر من بوده** به این مضمون در دعای ندبه نیز اشاره شده آن جا که می خوانیم: وَ اَحَلَّهُ مَحَلَّ هارُونَ مِن مُوسی فَقالَ لَهُ اَنتَ مِنّی بِمَنزِلَةِ هارُونَ مِن مُوسی اِلّا اَنَّه لا نَبیَّ بَعدی ترجمه: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم علی علیه السلام را جایگزین خود کرد چون هارون نسبت به (برادرش) موسی و به علی علیه السلام فرمود: تو نسبت به من همانند هارونی نسبت به موسی جز آنکه پس از من پیامبری وجود ندارد.*** و به راه خیر می روی.** ر. ک: نهج البلاغه، ترجمه مرحوم محمد دشتی، خطبه 192، (قاصعه)ص 399.***

حکایت 962: زرین تره کو بر خوان؟

محدث بزرگوار مرحوم شیخ عباس قمی صاحب کتاب مفاتیح الجنان))** عرض می کنم: مفاتیح الجنان کتابی است که می توان آن را جارُ القرآن ( همسایه قرآن) نامید زیرا در اکثر خانه ها، در کنار قرآن یک عدد مفاتیح نیز وجود دارد و همانگونه که می دانید نهج البلاغه را اخ القرآن ( برادر قرآن) و صحیفه سجادیه را اخت القرآن ( خواهر قرآن) لقب داده اند.*** می فرماید:
روایت شده از عمار سیوطی که امیرالمؤمنین علیه السلام به مداین آمد و فرمود: در ایوان کسری و با او بود دلف بن بحیر)). پس نماز کرد در آن جا، بعد از آن برخاست و به دلف فرمود: برخیز با من، و در خدمت آن حضرت بود جماعتی از اهل ساباط پس گردش کرد در منازل کسری و به دلف می فرمود: از برای کسری در این مکان چنین و چنان بوده و دلف می گفت: به خدا قسم چنین است که می فرمایی، پس با آن جماعت در تمام آن مواضع گردش کرد و دلف می گفت: ای سید و مولای من! چنان شما به این جاها مطلعید که گویا شما این چیزها را در این جاها نهاده اید.
و روایت شده که در آن وقتی که حضرت بر مداین مرور می فرمود، و آثار کسی و خرابی آن را مشاهده می نمود یکی از اشخاص که در خدمت آن حضرت بود از روی عبرت این شعر را خواند:
جَرَتِ الرِّیاحُ علی رُسومِ دِیارهم - فَکأَنَّهُم کانُوا علی میعادی
یعنی: بادها بر آثار باقیمانده سرزمینشان وزیدن گرفت (و چیزی جز صدای باد در میان قصر آنان به گوش نمی رسد) گویی آن ها همگی وعده گاهی داشتند و به سوی وعده گاهشان شتافتند)).
حضرت فرمود: چرا نخواندی کَمْ تَرَکُوا مِن جَنَّاتٍ وَ عُیُونٍ * وَ زُرُوعٍ وَ مَقَامٍ کَرِیمٍ * وَ نَعْمَةٍ کَانُوا فِیهَا فَاکِهِینَ * کَذَلِکَ وَ أَوْرَثْنَاهَا قَوْمًا آخَرِینَ * فَمَا بَکَتْ عَلَیْهِمُ السَّمَاء وَالاَْرْضُ وَ مَا کَانُوا مُنظَرِینَ. **دخان / 29 - 25.***
یعنی: چه بسیار باغها و چشمه ها که از خود به جای گذاشتند. و زراعتها و قصرهای زیبا و گرانقیمت. و نعمتهای فراوان دیگر که در آن (غرق بودند. اینچنین بود (ماجرای آنان) و ما (اموال و حکومت) این ها را میراث برای اقوام دیگری قرار دادیم. نه آسمان بر آنان گریست و نه زمین، و نه به آنها مهلتی داده شد)).
پس از آن فرمود: به درستی که اینان وارث بودند پس شدند ارث گذار و ارث دهنده سپاس و شکر نعمت ننمودند پس دنیا به نافرمانی از (دست) آنان ربوده شد مبادا کفران نعمت (خدا) کنید که نقمت به شما فرود آید.** ر. ک: مفاتیح الجنان / 903، باب مرور امیرالمؤمنین علیه السلام به طاق کسری. سیری در سیره نبوی/ 111، تفسیر نمونه 21 / 181، به نقل از: سفینة البحار 2 / 53 (ماده مدن).***
پرویز بهر بومی زرین تره آوردی - کردی زبساط زر زرین تره را بستان
پرویز کنون گم شد زان گم شده کمتر گو - زرین تره کو بر خوان** خوان: سفره غذا.*** رو کم ترکوا))** اشاره به آیه شریفه 25 سوره مبارکه دخان.*** برخوان** ر. ک: دیوان خاقانی / 359 - 358، تحت عنوان ایوان مدائن)).***
خاقانی))