هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 960: مؤمن خجالتی!

آورده اند که: به ابوالعباس بن اصبهید گفتند: چرا نمی نخوانی؟ گفت: خجالت می کشم سوره های کوچک** سوره های کوتاه (قصار السور).*** را بخوانم و سوره های بزرگ **سوره های بلند (طوال السور)*** را هم که از حفظ نیستم!** ر. ک: محاضرات الادبآء 4 / 706.***

بخش بیست و دوم: گوناگون

مختلف الوانُهُ کُذلِکَ.
فاطر / 28.

حکایت 961: شنیدن شیون شیطان

امیر بیان حضرت امیرالمؤمنین امام علی بن ابی طالب - علیه صلوات الله الملک الغالب - در کتاب شریف نهج البلاغه در اواخر خطبه ای طولانی که قاصعه))** این خطبه را قاصعه یعنی تحقیر کننده نامیدند زیرا حضرت در آن ارزش های جاهلی را کوچک و خوار شمرد. خطبه قاصعه از طولانی ترین سخنرانی های امام علیه السلام است که در سال چهل قمری در حالی که سوار بر اسب بود ایرد فرمود.*** نامیده می شود، می فرمایند:
من در خردسالی، بزرگان عرب را به خاک افکندم، و شجاعان دو قبیله معروف ربیعه و مضر را درهم شکستم. شما موقعیت مرا نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خویشاوندی نزدیک، در مقام و منزلت ویژه می دانید. پیامبر مرا در اتاق خویش می نشاند، در حالی که کودک بودم مرا در آغوش خود می گرفت، و در استراحتگاه مخصوص خود می خوابانید، بدنش را به بدن من می چسباند، و بوی پاکیزه خود را به من می بویاند، و گاهی غذایی را لقمه لقمه در دهانم می گذارد.
هرگز دروغی در گفتار من، و اشتباهی در کردارم نیافت. از همان لحظه ای که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را از شیر گرفتند، خداوند بزرگترین فرشته ( جبرئیل) خود را مأمور تربیت پیامبر کرد تا شب و روز، او را به راه های بزرگواری و راستی و اخلاق نیکو راهنمایی کند، و من همواره با پیامبر بودم چونان فرزند که همواره با مادر است، پیامبر هر روز نشانه تازه ای از اخلاق نیکو را برایم آشکار می فرمود، و به من فرمان می داد که به او اقتداء نمایم. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چند ماه از سال را در غار حراء می گذراند، تنها من او را مشاهده می کردم، و کسی جز من او را نمی دید. در آن روزها، در هیچ خانه مسلمانی راه نیافت جز خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که خدیجه هم در آن بود و من سومین آنان بودم من نور وحی و رسالت را می دیدم، و بوی نبوت را می بوییدم. من هنگامی که وحی بر پیامبر فرود می آمد، ناله شیطان را شنیدم، گفتم: ای رسول خدا، این ناله کیست؟ گفت: شیطان است که از پرستش خویش مأیوس گردید و فرمود: علی! تو آنچه را من می شنوم، می شنوی، و آنچه را که من می بینم، می بینی، جز اینکه تو پیامبر نیستی، بلکه وزیر من بوده** به این مضمون در دعای ندبه نیز اشاره شده آن جا که می خوانیم: وَ اَحَلَّهُ مَحَلَّ هارُونَ مِن مُوسی فَقالَ لَهُ اَنتَ مِنّی بِمَنزِلَةِ هارُونَ مِن مُوسی اِلّا اَنَّه لا نَبیَّ بَعدی ترجمه: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم علی علیه السلام را جایگزین خود کرد چون هارون نسبت به (برادرش) موسی و به علی علیه السلام فرمود: تو نسبت به من همانند هارونی نسبت به موسی جز آنکه پس از من پیامبری وجود ندارد.*** و به راه خیر می روی.** ر. ک: نهج البلاغه، ترجمه مرحوم محمد دشتی، خطبه 192، (قاصعه)ص 399.***