هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 953: حور العین

نقل است که: شخصی، زنی داشت حور نام. به جهاد رفت و بعد از آن که دید جمعی، شهید شدند، تصمیم به فرار گرفت. در حال فرار مردی او را دید و خطاب به وی گفت: از جهاد فرار می کنی و حال آن که اگر کشته شوی، به وصال حورالعین می رسی، همانگونه که خداوند فرموده: وَ حُورٌ عِینٌ کَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ جَزَاء بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ؟** واقعه / 24 - 23، ترجمه: (در باغهایی پرنعمت بهشت) همسرانی از حور العین دارند، همچون مروارید در صدف پنهان، اینها پاداشی است در برابر اعمالی که انجام می دادند.*** مرد فراری در پاسخ گفت: ای نادان! حور که خودم در خانه دارم تنها به خاطر یک عین خود را به کشتن دهم؟!** ر. ک: الخزائن / 48، (با اندکی تصرف).***

حکایت 954: اکمه و ابرص

آورده اند که: جولایی در کوفه ادعای نبوت کرد و شراب را حلال می دانست و ابن عباس - که اکمه** اکمه: کور مادرزاد.*** بود - ابرص بن ذیزن را ملاقات کرد - و او وَلوع** ولوع: آزمند، آرزومند، حریص، مشتاق، بی قرار، دلباخته.*** در شُرب خمر بود - گفت: ای ابرص! **ابرص در لغت به معنی (مبتلا به برص و پیسی) است.*** می دانی که پیغمبری ( جولایی) مبعوث شده و شراب را حلال کرده؟ ابرص گفت: قبول نمی کنم از او حتی یُبرِءَ الاکمَهَ و الاَبرَصَ **تا این که اکمه ( کور مادرزاد) و ابرص ( مبتلا به پیسی) را بهبود بخشید.
این سخن برداشتی است از: آل عمران / 49 و مائده / 110.*** وَ لا یَخفَی لُطفُه.** ر. ک: مدعیان نبوت و مهدویت/ 215.***

حکایت 955: مکر شیطان و مکر زنان

شخصی می گفت: من به آن اندازه که از زنان و مکرشان می ترسم از مکر شیطان نمی ترسم، زیرا خداوند سبحان درباره شیطان می فرماید: اءنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفًا** نساء/ 76.*** همانا نقشه شیطان ضعیف است. ولی درباره زنان می فرماید: اءَِّکیدَکُنَ ِ عظیم.** یوسف / 28.*** همانا مکر و حیله شما زنان، عظیم است. **ر. ک: الخزائن / 131، زهر الربیع / 190، ربیع الابرار 1/ 800 - 799.***
روح را از عرش آرد در حطیم - لاجرم مکر زنان باشد عظیم
مولوی))