هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 934: گوساله سامری

ابوالقاسم اسماعیل بن عباد که به صاحب عباد مشهور است و وزیر موید الدوله دیلمی بود و بعد از او وزیر فخر الدوله، و بسیار فاضل و سلیم الطبع و کریم النفس بودست روزی عاملی به خُوارمی فرستاد که دیهی است از مضافات ولایت ری. این توقیع باری وی نوشت که: اَرسلتُ اِلی خُوار عِجلاً جَسَداً لَه خُوارٌ))** اعراف / 148، طه / 88، ترجمه: مجسمه گوساله ای که صدایی همچون صدای گوساله (واقعی) داشت.*** یعنی فرستادم به دیه ( ده)خوار گوساله صاحب جسدی که مر او را آوازی است چون آواز گاو.** ر. ک: لطائف الطوائف / 104.***
قد شابه بالوری حمار - عجلاً جسداً له خوار
به آدمی نتوان گفت مانَد این حیوان - مگر دراعه و دستار و نقش بیرونش
بگرد در همه اسباب و ملک و هستی او - که هیچ چیز نبینی حلال جز خونش
سعدی))

حکایت 935: مراد و مرید

از ابوعبیدالله پرسیدند: به نظر شما، چه کسی مراد است و چه کسی مرید))؟ ابوعبید در پاسخ گفت: مرید آن کس** حضرت موسی علیه السلام.*** است که از پروردگار خویش درخواست نموده و گفت: رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی.** طه / 26 - 25، ترجمه: (موسی) گفت: پروردگارا! سینه ام را گشاده کن ( به من شرح صدر عنایت فرما) و کارم را برایم آسان گردان.*** اما مراد کسی **پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم.*** است که (بدون این که درخواست کند) به او گفته شد:
اَلَم نَشرَح لَکَ صَدرَکَ وَ وَضَعنا عَنکَ وِزرَکَ.** انشراح / 2 - 1، ترجمه: آیا ما سینه تو را گشاده نساختیم ( به تو شرح صدر ندادیم) و بار سنگین تو را از تو بر نداشتیم؟! ر. ک: محاضرات الادبآء 4 / 400.***

حکایت 936: پیرزن ها به بهشت نمی روند!

پیرزنی از انصار** در برخی از کتاب ها آمده است که وی، صفیه دختر عبدالمطلب و عمه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بوده است. به عنوان نمونه ر. ک: سرگذشت های تلخ و شیرین قرآن 4 / 269. ***ضمن صحبت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم درخواست کرد که در حق او دعا کند تا آمرزیده شود و به بهشت برود. حضرت بلافاصله فرمود: اصلا پیرزنها به بهشت نمی رون)). زن که این جمله را شنید فریادی کشید و گریه کرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم تبسمی کرده و فرمود: مگر این آیه را نخوانده ای: إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاء فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْکَارًا عُرُبًا أَتْرَابًا. **واقعه / 37 - 35، ترجمه: ما آنها ( همسران) را آفرینش نوینی بخشیدیم، و همه را دوشیزه قرار دادیم، زنانی که تنها به همسرشان عشق می ورزند و خوش زبان و فصیح و هم سن و سالند.*** زن آن گاه که این آیه را شنید، خوشحال شد، زیرا که او از معنای آیه فهمید که پیرزنان در وقت ورود به بهشت به حالت جوانی وصف ناپذیری بر می گردند.** ر. ک: تحلیلی نوین از اوقات فراغت و تفریحات سالم / 94، به نقل از: منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغه 6 / 95. زهر الربیع / 7، محاضرات الادبآء 1 / 282.***