هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 924: نتیجه شکرگزاری

مرحوم سید نعمت الله جزایری می گوید: به نزد عالم شوخ طبعی که بیمار شده بود تا از او عیادت کنم. گفتم: فلانی! خدای را شکر کن و سپاس بگذار. گفت: چگونه شکر گذاری کنم و حال آن که خودش فرموده: لَئِن شَکَرتُم لَاَزیدَنَّکُم** ابراهیم/ 7، ترجمه: اگر شکرگزاری کنید (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود.*** من می ترسم که شکرگزاری نمایم و او نیز بیماریم را زیاد کند.** ر. ک: زهر الربیع / 73.***
شکر نعمت نعمتت افزون کند - کفر نعمت از کفت بیرون کند

حکایت 925: قربانی شتر و قربانی گوسفند!

حکایت نموده اند از: اعرابیی در روز عید قربان شتری را قربانی کرده بود بدین جهت به مردم خبر داد که من شتری قربانی نمودم و به هر مجلسی که می رفت از قربانی نمودن شتر یاد می نمود. برخی از مردم گفتند: تا به کی از آن شتر یاد می کنی؟ گفت: سبحان الله! خدای تعالی گوسفندی را به جای پیامبرش حضرت اسماعیل علیه السلام قربانی نمود** اشاره به آیه 107، سوره مبارکه صافات.*** و آن را در چندین جای قرآن ذکر نموده است** البته این سخن از روی مسامحه گفته شده و الا داستان ذبح گوسفند تنها در آیه 107 سوره صافات ذکر شده است و در نهایت شاید آیه 102 همین سوره اشاره ای بسیار کم رنگ به این موضوع داشته باشد.*** بنابراین چگونه من از قربانی کردن شتری یادی نکنم.** ر. ک: زهر الربیع / 254.***

حکایت 926: شک در عبادت آفریدگار

مؤلف کتاب الاغانی نقل می کند که: دلال روزی در مکه به امام جماعتی اقتدا نمود امام در نماز این آیه را قرائت کرد: وَ مَا لِیَ لاَ أَعْبُدُ الَّذِی فَطَرَنِی** یس / 22.*** یعنی: من چرا کسی را پرستش نکنم که مرا آفریده؟)). دلال گفت: ما اَدری وَ اللهِ به خدا قسم نمی دانم! مردم از سخن او چنان خندیدند که نمازشان را رها نمودند. هنگامی که مراسم نماز جماعت به پایان رسید امام جماعت او را سرزنش نموده و گفت: وای بر تو مگر دیوانه ای؟ دلال گفت: من خیال کردم که تو در حال عبادت و پرستش پروردگار هستی و وقتی که شنیدم از عبادت نمودن خدایت استفهام و پرستش می کنی پیش خود فکر کردم که حتماً به خدایت شک نموده ای و در عبادت نمودن او به خود تردید راه داده ای پس هر چه زودتر توبه کن.** ر. ک: زهر الربیع / 237.***