هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 923: معبود زمین

در کتاب های سیره مکتوب است که: هنگامی که سلطان هلاکوخان وارد حله از سرزمین بابل - شد تمامی مردم شکست خورده متواری شدند تنها یک مرد در بقعه ای نشسته و فرار نکرده بود. هلاکو داخل بقعه شد و خطاب به آن مرد گفت: تو کیستی؟ مرد گفت: من معبود زمین هستم آیا نشنیده ای که: فِی السَّماءِ اِله وَ فِی الاَرضِ اِله.** زخرف / 84، ترجمه: (او کسی است که) در آسمان معبود است و در زمین معبود.*** هلاکو گفت: آیا قدرت بر انجام هر کاری داری؟ مرد گفت: آری. به همراه هلاکو کودکی نیز بود هلاکو به آن مرد گفت: دهان این کودک تنگ است اگر قدرت داری آن را گشاد کن. مرد گفت: می توانم لکن مشکل اینجاست که من با معبود آسمان عهد بسته ام که هر عضوی از اعضای بالای بدن، گشاد کردنش بر عهده او باشد و هر عضوی از اعضای پایین بدن گشاد کردنش بر عهده من باشد اگر این قسم دوم را می خواهی همین الآن حاضرم آن را انجام دهم. هلاکو خندید و از او درگذشت.** ر. ک: زهر الربیع / 62.***

حکایت 924: نتیجه شکرگزاری

مرحوم سید نعمت الله جزایری می گوید: به نزد عالم شوخ طبعی که بیمار شده بود تا از او عیادت کنم. گفتم: فلانی! خدای را شکر کن و سپاس بگذار. گفت: چگونه شکر گذاری کنم و حال آن که خودش فرموده: لَئِن شَکَرتُم لَاَزیدَنَّکُم** ابراهیم/ 7، ترجمه: اگر شکرگزاری کنید (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود.*** من می ترسم که شکرگزاری نمایم و او نیز بیماریم را زیاد کند.** ر. ک: زهر الربیع / 73.***
شکر نعمت نعمتت افزون کند - کفر نعمت از کفت بیرون کند

حکایت 925: قربانی شتر و قربانی گوسفند!

حکایت نموده اند از: اعرابیی در روز عید قربان شتری را قربانی کرده بود بدین جهت به مردم خبر داد که من شتری قربانی نمودم و به هر مجلسی که می رفت از قربانی نمودن شتر یاد می نمود. برخی از مردم گفتند: تا به کی از آن شتر یاد می کنی؟ گفت: سبحان الله! خدای تعالی گوسفندی را به جای پیامبرش حضرت اسماعیل علیه السلام قربانی نمود** اشاره به آیه 107، سوره مبارکه صافات.*** و آن را در چندین جای قرآن ذکر نموده است** البته این سخن از روی مسامحه گفته شده و الا داستان ذبح گوسفند تنها در آیه 107 سوره صافات ذکر شده است و در نهایت شاید آیه 102 همین سوره اشاره ای بسیار کم رنگ به این موضوع داشته باشد.*** بنابراین چگونه من از قربانی کردن شتری یادی نکنم.** ر. ک: زهر الربیع / 254.***