هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 886: و ما ادراک ما الفیل؟!

در طول تاریخ هزار و اندی ساله، پس از نزول قرآن مجید و بارش آیات فرقان حمید، عده ای در صدد بر آمدند تا سخنان و گفته هایی همانند آیات و سوره های نورانی قرآن کریم بیاورند و در حقیقت به مبارزه با این کتاب آسمانی، مقدس و بی مانند به پا خیزند اما هر چه بیشتر تلاش کردند، کمتر نتیجه گرفتند و با جملات سبکی که به هم بافتند آبروی خویش را باختند و در حقیقت به گسترش و تبلیغ بیش از پیش قرآن - بر خلاف میلشان - کمک نمودند. یکی از این عده، مسلیمة کذاب** ابوثمامة بن بکیر بن حبیب معروف به مسیلمه کذاب.*** است که مدعی پیامبری بود و به معارضه با برخی از سوره ها و آیات قرآن مجید پرداخت. اینک به چند نمونه از آیات ساختگی او توجه کنید: جملات خنده آور، سبک و بی مغز او در معارضه با سوره مبارکه فیل **برخی گفته اند: که مسیلمه جملات فوق را در معارضه با سوره القارعه ساخته است. ولی نظر علامه طباطبایی آن است که جملات فوق در معارضه با سوره فیل ساخته شده است. ***چنین است: الفیلُ مَا الفیلُ وَ ما اَدراکَ مَا الفیلُ؟ لَهُ ذَنبٌ وَبیلٌ وَ خُرطومٌ طَویلٌ .** ترجمه: فیل! کدام فیل! چه می دانی که آن فیل چگونه است؟! دارای دُمی کلفت و زمخت است و خرطومی دراز! ر. ک: تفسیر المیزان، 1 / 68 ذیل تفسیر آیه 23 و 24 سوره بقره. مباحثی در علوم قرآن / 79، التمهید فی علوم القرآن 4 / 230.***
هم او در معارضه سوره مبارکه کوثر چنین گفته: انَّا اَعطَینَاکَ الجَماهرَ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ جاهِر انن مبغِضُکَ رَجل کافِرٍ ** ترجمه: ما به تو توده های مردم را عطا کردیم! پس برای پروردگارت نماز خوان و صدای خویش را به هنگام نماز بلند کن! همانا دشمن تو مردی کافر است (همانگونه که ملاحظه می کنید مسیلمه اکثر الفاظ سوره مبارکه کوثر را سرقت نموده است).
ر. ک: البیان فی تفسیر القرآن / 98 - 97، التمهید فی علوم القرآن 4 / 251.*** و نیز در معارضه با سوره مبارکه ذاریات چنین به هم بافته است:
وَالمُبَذِّراتِ بَذراً و الحاصِداتِ حَصداً و الذّاریاتِ قَمحاً و الطاحِناتِ طَحناً و العاجِناتِ عَجناً و الخابِزاتِ خُبزاً و الثّارِداتِ ثَرداً و اللاقِماتِ لَقماً اهالَة وَسَمناً ** ترجمه: سوگند به دهقانان و کشاورزان! سوگند به دروکنندگان! سوگند به جداکنندگان گندم از کاه! سوگند به خمیر کنندگان ( خمیرگیرها)! سوگند به نان پزندگان ( نانواها) سوگند به تریدکنندگان! سوگند به کسانی که لقمه های چرب و نرم بر می دارند!
ر. ک: مدعیان نبوت و مهدویت / 54، تفسیر نمونه 1 / 89، به نقل از: اعجاز القرآن (مصطفی صادق الرافعی).***
مسیلمه کذاب در باره قورباغه نیز آیاتی ساخته است او خطاب به قورباغه خانم** جاحظ در کتاب الحیوان، هنگامی که درباره ((صفدع)) ( قورباغه) بحث می کند، چنین می گوید: نمی دانم چه چیزی ((مسیلمه)) را بر آن داشت تا ((قورباغه)) را در سوره کذایی خود ذکر کند، و نظر و رأی بی ارزش خود را درباره این حیوان ابارز دارد (و به این حیوان بی گناه جسارت کند).
ر. ک: التمهید فی علوم القرآن 4 / 242، به نقل از کتاب الحیوان (جاحظ).*** می گوید: یا صفدَع بِنتَ ضَفدعَینِ نَقّی ما تنِقّینَ نصفُک فی المآء و نصفُک فی الطّین لا المآءِ تکدِّرینَ و لا الشّاربَ تمنَعین ** ترجمه: ای قورباغه خانم! دختر دو قورباغه! هر چه می خواهی آواز بخوان! نیمی از تو در آب است و نیمی دیگر در گل! نه آب را کدر و تیره می سازی! و نه نوشنده را مانعی!
ر. ک: التمهید فی علوم القرآن 4 / 231، محاضرات الادبآء 4 / 689.
نکته: هدف ما از نقل این گونه موارد - که بزرگان دانش و تفسیر نیز آن را نقل نموده اند - شناخت هر چه بیشتر عظمت قرآن است و این که بدانیم کسانی که به مبارزه با قرآن پرداختند چیزی جز مشتی خزعبلات و سخنان خنده آور نیاوردند و موجب رسوایی خود شدند و قرآن اگر چه نور است ولی هنگامی که در مقابل این ظلمات واقع می شود جلوه بیشتری پیدا می کند.***
گویند: یکی از آیاتی که مسیلمه کذاب و ورشکسته درباره مفلسان و ورشکسته گان، ساخته است، این است: اءنّ َالَّذِینَ یَغسلُونَ ثِیابِهم وَ لا یَجدُونَ ما یَلبِسونَ اولئک هُم المُفلِسونَ **ترجمه: همانا کسانی که لباس های خویش را می شویند و دیگر چیزی برای پوشیدن نمی یابند، آنان حقیقتا مفلس و ورشکسته اند! ر. ک: پرسشها و پاسخ ها / 56، به نقل از: زهر الربیع 1 / 44.*** عاقبت مسیلمه کذاب به دست وحشی قاتل حمزه سیدالشهداء عموی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم - کشته شد.** نقل است که وحشی همواره می گفت: با شمشیر خود کشتم در جاهلیت بهترین خلق خدا را و در اسلام بدترین خلق خدا را)).***
گویند: از یکی از اعراب که مسیلمه را دیده بود، پرسیدند: مسیلمه چگونه آدمی بود؟ گفت: ما هُوَ نَبی صادَق وَ لا نبی حاذِق.** ر. ک: مدعیان نبوت و مهدویت / 54.***

بخش بیست و یکم: لطایف و ظرایف ، فصل ششم: لطایف و ظرایف مختلف

مختلف الوانُهُ.
نحل / 79، فاطر / 28.

حکایت 887: خاطی مست یا قاری بلخ؟

آورده اند که: در بلخ محتسبی** محتسب: شبگرد، پاسبان شب، گزمه، عسس، نگهبان شب.*** مستی را به در سرای امیر حاضر ساخت تا بر وی حد شرعی جاری سازد. امیربه آن شخص خطاب کرد که: چرا شراب حرام نوشیدی و کسوت معصیت پوشیدی و عقل شریف را به مستی و بیهوشی گرفتار ساختی؟ آن مرد گفت: سبحانَکَ هذا بُهتان عَظیم** نور / 16.*** یعنی: خداوندا! منزهی تو، این بهتان بزرگ و تهمت محض است)).
امیربر زبان آورد که من با تو سخن می گویم و از تو سؤال می نمایم، تو قرآن میخوانی؟
مست جواب داد که: سزاوار است که امیربهتر از این تفحص حال رعایا نماید، من که در عقل و فضل ممتازم بی هوش و لایعقل نخواند.
امیرز گفت: تو را به جهت مباحثه و مناظره نیاورده اند. چرا پُر می گویی؟
مست گفت: اگر خاموش شوم تازیانه خورم. از این جهت حجت آورم تا رفع تهمت از خود نمایم.
امیر گفت: این قال و قیل را بگذار. از سوره های کوچک ( کوتاه) قرآن چیزی حفظ داری؟
گفت: آری.
گفت: سوره قُل یا اَیُّها الکَافِرُونَ ( سوره کافرون) را بخوان. تا معلوم شود که مستی یا هوشیار چه ( زیرا) بعضی علما حد مستی را تا این غایت تعیین کرده اند و گفته اند که مست نتواند این سوره را به گونه مرتب و صحیح بخواند. اگر غلط خوانی حد شرعی بر تو رانم.
مست گفت: امیر سوره فاتحه ( سوره حمد) بخواند تا من سوره قُل یا اَیُّها الکَافِرُونَ بخوانم.
امیر شروع کرد و خواند: الحَمدُ للّهِ رَبِّ العَالَمینَ.
مست گفت: توقف نمای، در اول سوره دو غلط کردی.
گفت: هنوز من دو لفظ بیشتر نخوانده ام آن دو غلط کدام است؟
مست گفت: یکی بِسمِ اللهِ و دیگر اَعوُذُ بالله.
امیر روی به محتسب آورد و گفت: من گمان کردم تو مست آورده ای، ندانستم که قاری بلخ آورده ای! دست از او بردارید تا هر کجا که می خواهد برود.
مست گفت: از حضور امیر بدون جایزه برگشتن عیب است. امیر دستور داد تا خلعت لایقی به مست بدهند. او نیز جایزه را گرفت و بیرون رفت.** ر. ک: گنج جواهر دانش یا جواهر العددیة، 2 / 61 - 60، به نقل از: بزم ایران)).***