هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 856: اشتهای طفیلی

طفیلی** طفیلی: (منسوب به طفیل) مهمان ناخوانده، سورچران، سوری، چترباز.*** را گفتند: کدام سوره از قرآن را دوست داری؟ گفت: سوره مائده.** مائده در لغت به معنی غذا و سفره غذاست.*** گفتند: کدام آیه را دوست داری؟ گفت: این آیه را ذَرهُم یَأکُلوا وَ یَتَمَتَّعوا. **حجر/ 3، ترجمه: بگذار آن ها بخورند و بهره گیرند.*** گفتند: دیگر چه؟ گفت: این آیه را آتِنا غَدآئَنا. **کهف / 62، ترجمه: غذای ما را بیاور.***
گفتند: دیگر چه؟ گفت: این آیه را ادخُلُوها بِسلامٍ آمِنینَ** حجر / 46، ترجمه: داخل (این باغ ها) شوید با سلامت و امنیت.*** گفتند: دیگر چه؟ گفت: این آیه را وَ ما هُم بِخَارِجینَ.** بقره/ 67، مائده/ 37، ترجمه: و هرگز از آن خارج نخواهند شد. ر. ک: زهر الربیع / 116.***
طبیبی است در کوچه لاله زار - به پیر نود ساله دندان دهد
برو دامنش را بگیر و بگو - هر آن کس که دندان دهد نان دهد
حکایت 857: عسل صد در صد طبیعی!

حکایت 858 : مطیع قرآن و حدیث

بنان طفیلی از مشاهیر ظرفاء است و به شکم پروری و پرخواری معروف. از او سؤال کردند که: از کلامالله کدام آیت را دوست تر می داری؟ گفت: آیه ما لَکُم اَلّا تَأکُلُوا** انعام / 119. ***یعنی: شما را چه می شود که طعام نمی خورید))؟ گفتند: کدام امر را از قرآن بیشتر کار می بندی؟ گفت: این امر را کُلُوا وَ اشرَبُوا** بقره / 60، 187، اعراف / 31، طور / 19، حاقه / 24، مرسلات / 43.*** یعنی: بخورید و بیاشامید گفتند: کدام دعا را از قرآن ورد خود ساخته ای؟ گفت: ربَّنا اَنزل عَلینا مآئدَة مِنَ السمآءِ **مائده / 114.*** یعنی: ای پروردگار ما فرو فرست بر ما خوانی پر از طعام از آسمان)). گفتند: از احادیث رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم کدام حدیث را اختیار کرده ای؟ گفت: این حدیث را لَو دُعیتُ اِلی کُراعٍ لَاَجبتُ** بحارالانوار 48 / 147،ح 21، 74 / 247،ح 44. البته ناگفته نماند که کلمه کُراع ظاهراً علاوه بر معنی پاچه گوسفند اسم قریه ای دور است که در این صورت معنی حدیث فوق چنین می شود: اگر مرا به قریه کُراع نیز دعوت نمایند من آن دعوت را اجابت می نمایم. و دوری مسیر آن مرا از اجابت دعوت باز نمی دارد.*** یعنی: اگر بخوانند مرا و مهمان کنند به پاچه گوسفند هر آینه اجابت کنم و به آن دعوت حاضر شوم)).** ر. ک: لطائف الطوائف / 349.***
گفت از قرآن چه می دانی بگو - گفت هان بشنو کلوا و اشربوا))
ملا احمد نراقی))

حکایت 859: خورش حرام

گویند: عربی مهمان حافظی شد. حافظ سه روز او را به نان و کامَخ یعنی آبکامه** الکامخ: این واژه در اصل فارسی است که معرب شده است و به معنی کامه یا آبکامه است، نانخورشی که برخی آن را ترشیجات اشتهااور دانسته اند.*** مهمان کرد.
صباح چهارم در محراب قرائت می کرد به این آیه رسید که: حُرِّمَت علَیکُم المَیتَةُ و الدَّمُ و لَحمُ الخِنزِیرِ** مائده/ 3.*** معنی آیت به ظاهر آن که حرام گردیست بر شما گوشت مرده و خون و گوشت خوک. عرب گفت: و الکَامَخَ فَلا تَنسَها یعنی آبکامه (نیز مثل مردار و خون و گوشت خوک حرام است پس آن) را نیز فراموش مکن.** ر. ک: لطائف الطوایف / 146 - 145، محاضرات الادبآء 2 / 615.***