هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 855: وصیت مرد طماع

مردی طماع فرزندانش را نصیحت می کرد و آداب حرص و آز را به آنان می آموخت. او در انتهای صحبتهایش چنین گفت: عزیزان من! در پایان، شما را فقط به این آیات خداوند توصیه می کنم که می فرماید: فَإِذَا دَخَلْتُم بُیُوتًا** بقره / 61.*** فِیهَا مَا تَشْتَهِیهِ الاَْنفُسُ وَ تَلَذُّ الاَْعْیُنُ** زحرف / 71.*** مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ** بقره / 60، 187، اعراف / 31، طور / 19، حاقه / 24، مرسلات/ 43.*** إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ** واقعه / 80.***فَانفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَیْناً **انفال / 60. ***یعنی: هنگامی که وارد خانه هایی شدید که در آن چیزهایی است که نفس می خواهد و چشم از آن لذت می برد، بخورید و بیاشامید هر قدر که قدرت دارید تا این که به حلقوم برسد و منفجر شود و دوازده چشمه از آن بجوشد. **ر. ک: لطیفه های شیرین با آیات قرآنی / 60 - 59، همانگونه که ملاحظه می کنید شخص مذکور آیات مختلفی را از جاهای مختلف قرآن کنار گذاشته و از مجموع آیات چنین کلامی ساخته است.***
مشهور گشته است در آفاق نام ما - زین اشتهای بی حد ما لا کلام ما
با ما کسی چگونه زند لاف پرخوری - کاین سکه را زدند در اول به نام ما
گر روزی تمام خلایق کنند جمع - گردد غذای مختصر صبح و شام ما
آن گنبد بزرگ که در مسجد شه است - سرپوش کوچکی است زقاب طعام ما
بندم خیال پختن نان در تنور دل - این هم یکی بود زخیالات خام ما
عمری است تا که حسرت ماهی است بر دلم - هر چند سال هاست نیاید به دام ما
مشکل که روز حشر بر آریم سر زخاک - تا بوی قورمه ای نرسد بر مشام ما
میرزا اشتها

حکایت 856: اشتهای طفیلی

طفیلی** طفیلی: (منسوب به طفیل) مهمان ناخوانده، سورچران، سوری، چترباز.*** را گفتند: کدام سوره از قرآن را دوست داری؟ گفت: سوره مائده.** مائده در لغت به معنی غذا و سفره غذاست.*** گفتند: کدام آیه را دوست داری؟ گفت: این آیه را ذَرهُم یَأکُلوا وَ یَتَمَتَّعوا. **حجر/ 3، ترجمه: بگذار آن ها بخورند و بهره گیرند.*** گفتند: دیگر چه؟ گفت: این آیه را آتِنا غَدآئَنا. **کهف / 62، ترجمه: غذای ما را بیاور.***
گفتند: دیگر چه؟ گفت: این آیه را ادخُلُوها بِسلامٍ آمِنینَ** حجر / 46، ترجمه: داخل (این باغ ها) شوید با سلامت و امنیت.*** گفتند: دیگر چه؟ گفت: این آیه را وَ ما هُم بِخَارِجینَ.** بقره/ 67، مائده/ 37، ترجمه: و هرگز از آن خارج نخواهند شد. ر. ک: زهر الربیع / 116.***
طبیبی است در کوچه لاله زار - به پیر نود ساله دندان دهد
برو دامنش را بگیر و بگو - هر آن کس که دندان دهد نان دهد
حکایت 857: عسل صد در صد طبیعی!

حکایت 858 : مطیع قرآن و حدیث

بنان طفیلی از مشاهیر ظرفاء است و به شکم پروری و پرخواری معروف. از او سؤال کردند که: از کلامالله کدام آیت را دوست تر می داری؟ گفت: آیه ما لَکُم اَلّا تَأکُلُوا** انعام / 119. ***یعنی: شما را چه می شود که طعام نمی خورید))؟ گفتند: کدام امر را از قرآن بیشتر کار می بندی؟ گفت: این امر را کُلُوا وَ اشرَبُوا** بقره / 60، 187، اعراف / 31، طور / 19، حاقه / 24، مرسلات / 43.*** یعنی: بخورید و بیاشامید گفتند: کدام دعا را از قرآن ورد خود ساخته ای؟ گفت: ربَّنا اَنزل عَلینا مآئدَة مِنَ السمآءِ **مائده / 114.*** یعنی: ای پروردگار ما فرو فرست بر ما خوانی پر از طعام از آسمان)). گفتند: از احادیث رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم کدام حدیث را اختیار کرده ای؟ گفت: این حدیث را لَو دُعیتُ اِلی کُراعٍ لَاَجبتُ** بحارالانوار 48 / 147،ح 21، 74 / 247،ح 44. البته ناگفته نماند که کلمه کُراع ظاهراً علاوه بر معنی پاچه گوسفند اسم قریه ای دور است که در این صورت معنی حدیث فوق چنین می شود: اگر مرا به قریه کُراع نیز دعوت نمایند من آن دعوت را اجابت می نمایم. و دوری مسیر آن مرا از اجابت دعوت باز نمی دارد.*** یعنی: اگر بخوانند مرا و مهمان کنند به پاچه گوسفند هر آینه اجابت کنم و به آن دعوت حاضر شوم)).** ر. ک: لطائف الطوائف / 349.***
گفت از قرآن چه می دانی بگو - گفت هان بشنو کلوا و اشربوا))
ملا احمد نراقی))